در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جونز هم فرصت را مناسب دید تا خود را مطرح کند و وعده سرزمین موعود را داد و با سخنرانی در کلیسای خودش (موسوم به معبد مردم) و همین طور در کالیفرنیا تعداد زیادی از مردم را دور خود جمع کرد و حتی در یکی از سخنرانیهایش چنین گفت: اگر وجود خدا را در من ببینید اشکالی ندارد و از زاویه دیگر میتوان چنین دید که کشیش جونز ادعای خدایی میکرده. در سخنرانیهای بعدی خود قدمهای فراتری برداشت و عنوان کرد ما باید به سرزمین موعودی مهاجرت کنیم. و در نتیجه یک روز همه را به دور خود جمع کرد و فرمان هجرت داد، هجرت به عمق جنگلهای گوانا (کشوری کوچک در آمریکای جنوبی). بلافاصله بعد از رفتن به جنگلهای گوانا، شهر رویاهای خود و یا همان سرزمین موعود را ساخت و نامش را جونز تاون گذاشت و شروع به فرستادن تصاویر ویدیویی گرفته شده از این شهر به آمریکا کرد تا مردم بیشتری را به سمت خود بکشد. هنوز 10 الی 11 ماه از ساخته شدن شهر نگذشته بود که گزارشاتی از جونز تاون به آمریکا رسید که در آن نشان میداد کسانی که قصد خروج از شهر را دارند، علاوه بر این که اجازه این کار را دریافت نمیکنند، بلکه شکنجه هم میشوند و در ادامه این گزارشات بستگان کسانی که به گوانا رفته بودند، دست به دامن مقامات سیاسی آمریکا شدند. بعد از این تقاضاهای دسته جمعی، دولت آمریکا یک سناتور به نام رایان را به همراه تعدادی از خبرنگاران به جونزتاون فرستاد. بعد از ورود بیسر و صدای رایان و همراهانش به این شهر عدهای نزد رایان رفتند تا مقدمات فرارشان را فراهم کند که این خبر به گوش جونز رسید و بلافاصله دستور قتل آنها را داد (رایان، خبرنگاران و مراجعهکنندگان به سناتور). 30دقیقه بعد از این کشتار، جونز، مردم را جمع کرد و اینچنین گفت: «اول کودکان و بعد خودتان سیانور بخورید تا با هم بمیریم». یک الی 2 ساعت بعد از شهر رویاهای جونز 1900 جنازه باقی مانده بود.
وبلاگ کوچه خوشبخت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: