در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تامپسن هیچ وقت تبدیل به یک سوپراستار نشد، ولی مثل آنتونی هاپکینز دیگر بازیگر انگلیسیتبار سینما، موقعیت ویژهای در دنیای سینما دارد. او در فیلم «پرستار مکفی» ـ که قسمت دوم آن تازه در انگلستان اکران عمومی شده ـ در نقش یک پرستار مهربان و جادوگر (اما بدقیافه) ایفای نقش میکند که با حضور در خانههای پرجمعیت، بچههای شیطان و سر به هوای این خانهها را تبدیل به بچههایی آرام و حرفشنو میکند.
از این که قسمت دوم فیلم ساخته شده است، راضی هستید؟
صددرصد. این مساله نشان میدهد که تماشاگران علاقهمند دیدن دنباله ماجراجوییهای پرستار مکفی هستند و صنعت سینما هم ارزش و اهمیت خاصی برای این فیلم قائل است. معمولا فیلمهایی مثل «پرستار مکفی» به سختی امکان ادامه حیات پیدا میکنند. علتش هم این است که این جور فیلمها جزو کارهای پرسر و صدا و پرزرق و برق جنجالی نیستند. برای تولید «هری پاتر»ها یا جیمز باندها همه سرودست میشکنند، ولی قصههای معصومی مثل پرستار مکفی برای پیدا کردن امکان تولید، باید راه درازی را طی کنند.
در قسمت اول فیلم یک سری جلوههای ویژه و کارهای جادوگری وجود داشت. حالا با بازگشت پرستار مکفی، قصه جدید او چه تفاوتهایی با قصه قسمت اول دارد؟
شما تمام کارهایی را که از این پرستار مهربان انتظار دارید، در قسمت دوم هم خواهید دید، اما سوال درباره تفاوتها مثل این است که بپرسید هری پاتر یا جیمز باند بعدی، چه تفاوتی با قسمت قبلی آن دارد؟ البته در قصه قسمت دوم شما همان کاراکتر اصلی را میبینید، ولی قصه و ماجراها تفاوت زیادی دارد. هنر جلوههای ویژه هم در این فیلم پیشرفت بیشتری کرده است. مک فی این بار به یک کشور دیگر میرود و تضادهای او با محیط دوروبرش، کاملا متفاوت از تضادهایی است که او در قسمت اول با آنها روبهرو شد. در قصه قسمت دوم ما پس زمینه جنگ جهانی را داریم و به بهانه آن، بخشی از واقعیتهای تلخ مربوط به دوران جنگ به نمایش در میآید.
شما در این فیلم با یک سری بچه و حیوان سر و کار دارید و خیلیها میگویند هیچوقت با حیوانات و بچهها در جلوی دوربین کار نخواهند کرد.
من این مساله را کاملا رد میکنم و آن را قبول ندارم. برعکس، باید بگویم خیلی دوست دارم با بچهها و حیوانات کار کنم. البته بعضی وقتها آنها نمیتوانند، جلوی دوربین نقش خودشان را بازی کنند و دردسرهایی برای بازیگران نقش مقابل خود به وجود میآورند. خب، حیوانات که اصلا زبان آدم را نمیفهمند و بچهها هم خیلی وقتها متوجه نمیشوند شما دارید چه کار میکنید و نیازمند چه چیزی هستید، این مساله باعث میشود تا شما مجبور شوید مقداری از بازی و حرکات خود را با کارهای آنها تطبیق دهید. ولی حتی همین کار هم جذابیت خاص خودش را دارد. بازیگری یک هنر و حرفه غیرقابل پیشبینی است و شما باید همواره آمادگی آن را داشته باشید که از خودتان ابتکار عمل تازهای را ارائه دهید. در این حالت، بازی شما هم جذابیت ویژهای پیدا میکند. من دو ماه سر صحنه فیلمبرداری «پرستار مک فی برمیگردد» بودم و باید بگویم اوقات بسیار خوب و لذتبخشی داشتم.
برای نزدیک شدن به یک نقش سینمایی، وقت زیادی صرف میکنید؟
خیر. مهمترین نکته درک و شناخت درست از آن نقش است. وقتی نقش را متوجه شدید، آن وقت بازی کردن در آن خیلی راحت است. برای درک بهتر نقش راههای زیادی وجود دارد. تو میتوانی درباره گذشته او تحقیق کنی و حتی برایش یک گذشته و شناسنامه بسازی و کارگردان و فیلمنامهنویس هم در این رابطه کمک زیادی به آدم بکنند به هر حال، خالق اصلی کاراکتر آنها هستند و میدانند که از او چه میخواهند. خیلی وقتها گریم و طراحی لباس هم به کمک بازیگر میآید. تو وقتی لباس خاص آن کاراکتر را به تن میکنی و یا به کمک گریم چهره و نگاهت تغییر میکند، آن وقت ناخودآگاه احساس میکنی به آن کاراکتر خیلی نزدیکتر شدهای برای مثال، از آنجا که کاراکتر مک فی در «پرستار مک فی» گریم ویژهای دارد. این گریم مرا خیلی بیشتر به کاراکتر او نزدیک کرد و باعث شد خودم را در دوران او و حال و هوای ویژهاش احساس کنم.
قصه کتاب پرخواننده خانم کریستیانا براند درباره پرستار مک فی را شما تبدیل به یک فیلمنامه کردید. چرا این کار را انجام دادید؟
بدون هیچ شک و تردیدی تاثیری که فرزندم بر من گذاشت، عامل اصلی کار نگارش این فیلمنامه اقتباسی است. این نکته را فراموش نکنید که قصه این کتاب محبوبیت بسیار زیادی در بین بچهها و والدین آنها دارد. اولین بار در دوران کودکیام قصه کتاب پرستار مکفی را خواندم. البته در آن زمان خیلی مطالعه میکردم و برای همین، این کتاب محبوبترین قصهام نبود. ولی در همان زمان تحت تاثیر حال و هوای ویژه آن قرار گرفتم. در آن زمان کاراکتر مکفی برایم حکم یک زن عجیب و غریب را داشت که نمیتواند یک موجود واقعی باشد. در بزرگسالی احساس کردم، میتوان فیلم خوبی از این قصه تهیه کرد. یکی از نکات اصلی قصه کتاب، جنبه تصویری آن بود. همین مساله، آن را به صورت یک گزینه عالی برای تولید یک فیلم سینمایی درمیآورد.
در دوران کودکی تصور آن را میکردید که روزی نقش پرستار مکفی را روی پرده سینما بازی خواهید کرد؟
خیر. اما در رویاهای کودکانهام بعضی وقتها خودم را به جای او یا یکی از بچههایی میگذاشتم که مکفی پرستار آنها بود. ولی در آن دوران هیچ وقت فکر نمیکردم روزی بازیگر شوم تا احتمال بازی در این نقش را پیدا کنم.
شما یک فیلمنامهنویس حرفهای نیستید. کار نگارش فیلمنامه این فیلم برایتان راحت بود؟
اوایل شروع کار فکر میکردم کار راحتی خواهد بود. اما در طول کار متوجه شدم فیلمنامهنویسی فوت و فنهایی دارد که کار هر کسی نیست. تازه فهمیدم به این دلیل ساده است که خیلی از بازیگران به سراغ فیلمنامهنویسی نمیآیند. حقیقت امر را بخواهید کار نوشتن این فیلمنامه برایم تبدیل به یک کلاس فیلمنامهنویسی شد و چیزهای خیلی زیادی را در این مدت یاد گرفتم. مهمترین چیزی که یاد گرفتم این بود که در آینده سراغ کارهایی که اطلاعات و سررشته زیادی از آنها ندارم نروم و به قول معروف کار را به دست کاردان بسپارم.
پس از سالها حضور جلوی دوربین، هنوز هم وقتی در فیلم تازهای بازی میکنید عصبی و نگران هستید؟
البته نه مثل آن روزهای اول، ولی به هر حال این تشویش و نگرانی همیشه در کار ما وجود دارد. هر بار که نقش تازهای را بازی میکنم، نگران چگونگی از کار درآمدن آن هستم و همه ترسم این است که نتوانم بخوبی از عهده اجرای آن برآیم. شما برای هر فیلم و هر نقشی باید یک روش متفاوت و ابتکاری را به عهده بگیرید. به همین دلیل، هر نقشی تازگی خود را دارد. در یک کلام، احساس میکنم اگر آن دلشوره همیشگی وجود نداشته باشد، کار شما به عنوان یک بازیگر دارای اشکال است. دلشوره و تشویش بخش مهمی از کار ما بازیگران است.
شاید بعضی از بازیگران نگران آن باشند که جلوی دوربین چقدر ممکن است زیبا به نظر بیایند، ولی من جزو آنها نیستم. نقشهایی را انتخاب میکنم که حرفی برای گفتن دارند و تلاش میکنم تا آن نقشها را خوب و درست بازی کنم
بازیگری را چگونه تعریف میکنید؟
بازیگری فقط این نیست که شما روی پرده سینما چگونه به نظر برسید. برای همین است که میگویم بازیگری کار سختی است. شاید بعضی از بازیگران نگران آن باشند که جلوی دوربین چقدر ممکن است زیبا به نظر بیایند، ولی من جزو آنها نیستم. نقشهایی را انتخاب میکنم که حرفی برای گفتن دارند و تلاش میکنم تا آن نقشها را خوب و درست بازی کنم. بازیگری برای من مثل نفس کشیدن است، ضمن این که برای مدیوم سینما وظیفهای اجتماعی و انسانی نیز قائل هستم.
نامزد شدن برای دریافت جوایز برای شما چه معنی و مفهومی دارد؟
اولین باری که نامزد دریافت جایزه اسکار شدم، اصلا نمیدانستم این اسکار چیست. حدود 18 سال قبل بود. مردم عادی جوایز را بزرگ کرده و دربارهشان غلو میکنند. شما باید جلوی دوربین نقشتان را درست و منطقی بازی کنید. اگر جایزهای نگیرید معنیاش این نیست که بد بازی کردهاید، ولی انکار نمیکنم که دریافت جایزه احساس خیلی خوبی به بازیگر میدهد و جذابیت خاصی دارد.
نمیخواهید بازیگری را به نفع فیلمنامهنویسی کنار بگذارید؟
خیر. من یک بازیگرم که دستی هم در کار نوشتن دارد. آدم خوششانسی هستم که میتوانم بنویسم. حس خیلی خوبی به من میدهد و احساس میکنم زندهام. وقتی نمیخواهم فیلمی بازی کنم، نوشتن به کمکم میآید تا اوقاتم را بیهوده نگذرانم و این چیز بسیار خوبی است، نوشتن هم مثل بازیگری شگفتزدهام میکند و نوعی خشنودی خلاقه به من میدهد. در عین حال، فیلمنامهنویسی نوعی شهامت خاص به من میدهد که در کار بازیگری هم به کمکم میآید.
فیلم تازه چه دارید؟
با آلن ریکمن مشغول بازی در فیلم درامی به نام «آواز لانچ» به کارگردانی نیل مک کورمیک هستم که یک کار تلویزیونی است. قرار است با انیمیشن و ماجراجویانه «شجاع» هم به عنوان صداپیشه همکاری میکنم. ریس ویترژپول در این فیلم به جای کاراکتر اصل قصه صحبت خواهد کرد.
منبع: آسوشیتدپرس
ترجمه: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: