در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تا آنجا که اواسط سال 87 این منطقه در پی توسعه شهر تهران جزئی از حریم شهری منطقه 19 شهرداری تهران میشود.
محرومیت و معضلات فراوانی که اهالی این شهرک 10هزار نفری با آن دست به گریبانند، بیانگر این واقعیت است که مسوولان شهری مدتهاست آنها را از یاد بردهاند. گویی اهالی مرتضیگرد شهروند محسوب نمیشوند.
کوچههای خاکی و آسفالت نشده و زبالههای تلمبار شده که انگار مدتهاست رنگ ماشین جمعآوری زباله را به خود ندیدهاند، فاضلاب رها شده وسط کوچهها، سیمکشیهای غیرمجاز برق، لولهکشیهای غیرقانونی برای گرفتن انشعاب آب از در و دیوار، کوچهبندیهای بیحساب و کتاب و در یک کلام محرومیت اهالی از کمترین امکانات زندگی شهری، مرتضیگرد را بیشتر شبیه یک روستای محروم کرده است تا شهرکی در یکی از مناطق جنوبی پایتخت.
محروم از آب آشامیدنی
هنوز چند دقیقهای از زمانی که وارد شهرک مرتضیگرد شدیم، نگذشته است که چند زن و کودک با دبههای سفیدرنگی در دست که در طول جاده در حال حرکت هستند، توجهمان را جلب میکنند. مقصد آنها چند صد متر آن طرف تر برای برداشتن آب از منبع آبی در زمین زراعی است.
با زنان و کودکانشان همراه میشوم تا از نزدیک، محلی را که اهالی از آنجا آب میآورند را ببینم. یک ربع است که بیوقفه در طول جاده خاکی راه میرویم، اما از برکه آب خبری نیست. یکی از زنان به نقطه سرسبزی در دوردست اشاره میکند که برکه آب آنجا قرار دارد.
مقصدی که تا رسیدن به آن 30 دقیقه در راه بودیم. مسیری که هر روز ساکنان مرتضیگرد دستکم 2 بار باید آن را رفت و برگشت طی کنند.
برخلاف انتظار محلی که زنان از آن آب میآورند، یک برکه کوچک گلآلود است که آب آن توسط یک لوله آب که از آن برای آبیاری زمینهای زارعی مورد استفاده قرار میگیرد، تامین میشود.
چند زن مشغول شستشوی رخت و لباس هستند. آب برکه کاملا گلآلود و کثیف است، به طوری که قسمتهایی از آن به دلیل ریخته شدن زباله به لجنزار تبدیل شده است.
کودکانی برای رهایی از گرمای طاقتفرسا با شادمانی درون برکه گلآلود جستوخیز میکنند و در این میان گاه آب این برکه آلوده را قورت میدهند، اما مادران با دیدن کودکانشان که این چنین شادمانند هیچ تلاشی برای بر حذر داشتن بچهها از شنا در این آب ناسالم و کثیف نمیکنند.
به گفته زنانی که برای برداشتن آب به کنار برکه آمدهاند، علاوه بر شستشوی رخت و لباس از آب برکه برای استحمام هم استفاده میشود. آبی که قطعا ناسالم است و شاید به همین دلیل است که یک ماه پیش تعداد زیادی از بچههای اهالی این شهرک به دلیل مسمومیت عفونی بیمار شده بودند.
هر دبه آب 10 هزار تومان
دبهها که پر میشود و بچهها که حسابی آبتنی میکنند، وقت بازگشت به خانه میشود . دوباره گرما، دوباره پیادهروی طولانی اجباری و... به گفته اهالی در میان دهها مشکل ریز و درشت اهالی مرتضیگرد آنچه بیش از هر معضلی آنهارا رنج میدهد، قطعشدن آب خانهها و مغازههاست، مشکلی که مرتضیگردیها نزدیک به 3 ماه است با آن دست و پنجه نرم میکنند.
همین کمبود موجب شده تجارت آب آشامیدنی در مرتضیگرد از هر خرید و فروش دیگری پررونقتر باشد. هرروز یک تانکر آب آشامیدنی مورد نیاز اهالی را به این شهرک میآورد و آن وقت است که خانوادهها با دبههای پلاستیکی کوچک و بزرگ خود را به تانکر میرسانند تا مقدار آب مورد نیاز خود را تهیه کنند.
تجارت آب اینجا کسب و کار پررونقی است، زیرا در میان این داد و ستد عدهای سودجو هم پیدا میشوند که با آگاهی از قطع شدن آب آشامیدنی اهالی این شهرک و نیاز مبرم خانوادهها به آب بهداشتی برای نوشیدنی و پخت و پز آب آشامیدنی را با هر قیمتی که بخواهند به ساکنان میفروشند.
هر دبه 1000 لیتری آب بین 5 تا 10 هزار تومان به فروش میرسد و چون در روزهای گرم تابستان نیاز به آب هم بیشتر میشود، خرید آب با هزینه سنگینی را به اهالی که اکثر آنها از قشر محروم و با مشکلات مالی فراوان هستند، تحمیل میکند.
اهالی مرتضیگرد باز هم به این وضعیت راضی هستند، چراکه چارهای جز این هم ندارند، اما چیزی که آنها را نگران میکند این است که آبی که به عنوان آب آشامیدنی بهداشتی به خانوادهها فروخته میشود، از کجا میآید و آیا واقعا این آب سالم و بهداشتی است؟
تنها حمام عمومی این شهرک هم به دلیل قطع شدن آب از ماهها پیش بلااستفاده رها شده است.
بیامو سواران مرتضیگرد
آنچه در بدو ورود به مرتضیگرد توجه هر تازه واردی را به خود جلب میکند ، فراوانی ساخت و ساز در این شهرک محروم و دورافتاده است. برخلاف تصور که به دلیل کمبود امکانات و مشکلات این شهرک رغبت چندانی به سکونت در آن وجود ندارد، اما به جرات میتوان گفت تقریبا کوچهای نبود که به داخل آن سرک نکشیده باشیم و ساختمانهای قد و نیم قدی را که آجر به آجر بالا میرفتند را نبینیم.
کوچههای تنگ و باریکی که ریخته شدن آجر و سیمان و سایر مصالح ساختمانی جلوی بسیاری از خانهها نه فقط تردد خودروها، بلکه رفت و آمد ساکنان را هم با سختی مواجه کرده است. در هر کوچه بدون استثنا چندین کامیون مشغول خالی کردن آجر و مصالح ساختمانی هستند و در این میان ساختمانهای نیمهکارهای که کارگران روی آنها مشغول کارند کم نیستند.
یکی از اهالی میگوید مالکان این ساخت و سازها 2دسته هستند: افرادی که از شهرستان به اینجا آمدهاند و با اندک سرمایهای زمینی خریدهاند و توانستهاند حداقل یک واحد یکطبقه با ابتداییترین امکانات و اصول اولیه ایمنی ساختهاند و بتدریج از سایر بستگان خود خواستهاند که آنها هم به این محل کوچ کنند.
گروه دوم بساز و بفروشهایی هستند که با آگاهی از مهاجرپذیر بودن منطقه در اینجا سرمایهگذاری کردهاند و با ساخت و ساز در این شهرک، خانهها را به خانوادههایی که بتازگی به این منطقه مهاجرت کردهاند و به دنبال خانهای برای اسکان میگردند، اجاره داده یا میفروشند.
صحت این ادعا خودروهای گرانقیمتی مانند مزدا، بیامو، لکسوس و... است که در خیابانها و برخی کوچههای مرتضیگرد و بخصوص در مقابل بنگاههای املاک پارک شدهاند...
به نظر میرسد بساز و بفروشها و دلالان مسکن در مرتضیگرد تجارت پرسودی برای خود رقم زدهاند.
جالب اینجاست مسوولان شهری در حالی تاکید میکنند ساخت و سازهای غیرمجاز در این محدوده به شهرداری تهران ربطی ندارد که زیر تابلوهای ورودی هر کوچه در مرتضیگرد، نام شهرداری منطقه 19 حک شده است!
یکی از مشاوران املاک مرتضیگرد درباره ساخت و سازهای غیرمجاز در این محدوده میگوید: تا چند ماه پیش در این محدوده زمین متری 20 هزار تومان بود، ولی هماکنون به متری 400 هزار تومان به بالا هم رسیده است.
وی با اشاره به این که این زمینها قبلا کشاورزی بودهاند، میگوید: اکثر خانهها در مرتضیگرد سند ندارد، خانهها اصولی ساخته نشده و مستحکم نیستند. درواقع اکثر افرادی که در این محدوده زندگی میکنند، مهاجر هستند و چون پول چندانی برای خرید خانه در شهر را نداشتهاند به ناچار به این منطقه آمدهاند.
جالب این که مشکلات فراوان و کمبود امکانات در این شهرک نهتنها روی نرخ رهن و اجاره خانه تاثیر منفی نگذاشته است، بلکه تقاضا برای رهن و اجاره و یا حتی خرید در این منطقه محروم و دورافتاده همچنان بالاست.
اینجا برای یک خانه 100 متری حدود 4 میلیون پول پیش و ماهی حدود 130 هزار تومان اجاره دریافت میشود.
نکته جالبی که این مشاور املاک به آن اشاره میکند این است که در مرتضیگرد هر کس میخواهد برای خود خانه میسازد، بدون این که کسی کاری به او داشته باشد و حتی اگر 100 درصد بنا را هم بسازید کسی با شما کاری نخواهد داشت!
دریغ از یک درمانگاه
قلیزاده ، یکی از کسبه مرتضیگرد قبلا از اعضای شورایاری محل بوده است.
او دل پردردی از مشکلات اهالی این شهرک دارد. در حالی که شیر بدون آب مغازه را نشانمان میدهد با لحنی معترض و عصبانی میگوید: «انگار اهالی مرتضیگرد خیلی وقت است که یک شهروند محسوب نمیشوند و اگر غیر از این بود تا حالا کسی به مشکلات فراوان 10 هزار خانوار ساکن این شهرک رسیدگی میکرد.»
وضعیت اهالی مرتضیگرد به مراتب از شرایط زندگی در دورافتادهترین روستاهای کشور سختتر شده است. بیش از 2 ماه است که آب آشامیدنی بیهیچ دلیل موجهی قطع شده است و عریضهنویسیها و شکایت بردنها به شهرداری منطقه19، شهرداری ناحیه و... تاکنون نتیجهای جز سرگردانی بیشتر اهالی نداشته است و حالا با نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان معلوم نیست در این گرمای طاقتفرسا اهالی چطور باید با قطعی آب زندگی بگذرانند.
اهالی این شهرک 10 هزار نفری از امکانات درمانی محرومند. اینجا از کلینیک، بیمارستان و حتی مطب پزشک خبری نیست و طبیعی است در چنین شرایطی وجود داروخانه هم معنایی ندارد. اهالی روستا در صورت بیماری و یا نیاز فوری به دارو و درمان باید راه را پیاده تا لب جاده طی کنند و آنجا از خودروهای عبوری بخواهند آنها را به بیمارستان و یا کلینیکی در منطقه خانیآباد و نازیآباد که کیلومترها با مرتضیگرد فاصله دارند، برسانند.
وقتی امنیت نیست
اهالی مرتضیگرد از نبود امنیت هم گلایههای بسیاری دارند. به گفته آنها شبی نیست که در این منطقه نزاع و درگیری رخ ندهد. درگیریهایی که گاه با چاقوکشی همراه است.
البته پیش از این اوضاع بهتر بوده است، اما با جمع شدن تنها کانکس پلیس از شهرک، وضعیت امنیت نیز روز به روز بدتر شد. حالا دیگر اهالی این منطقه احساس امنیت نمیکنند، روز و شب فرقی نمیکند. یکی از کسبه میگوید: اگرچه گشت سیار پلیس در برخی ساعات روز در منطقه چرخی میزند، اما اراذل و اوباش با آگاهی از حضور آنها آفتابی نمیشوند و به محض احساس رفع خطر، زمینه برای اعمال مجرمانه و گردنکشیهای آنها فراهم است. این در حالی است که متاسفانه برخی کوچههای بنبست در برخی ساعات شبانه روز، پاتوق افراد ولگرد و معتاد هم شده است.
حق مدرسه آمدن ندارید!
اگر کودکان برخی از دورافتادهترین روستاهای کشور گاه به دلیل نداشتن مدرسه و دبیرستان از ادامه تحصیل محروم میشوند، اما کودکان مرتضیگرد با داشتن مدرسه از تحصیل محروم شدهاند.
این وضعیت غمانگیز و نامطلوبی است که مسوولان چند مدرسهای که سالها پیش در مرتضیگرد ساخته شدهاند، برای کودکان این منطقه رقم زدهاند. آنها بسیاری از این کودکان را به بهانهای نه چندان منطقی محکوم به ترک تحصیل کردهاند.
داستان این است که مدارس اینجا از پذیرفتن کودکان آن دسته از اهالی که طی سالهای اخیر به این منطقه نقل مکان کردهاند، خودداری میکنند و میگویند تنها کودکانی را ثبتنام میکنند که خانواده آنها از ابتدا در این شهرک ساکن بودهاند.
البته مسوولان مدرسه این تبصره را گذاشتهاند که تنها یکراه برای پذیرفتن فرزندان خانوادههای جدیدالورود وجود دارد و آن این که آن خانواده از شهرداری منطقه نامه بگیرد.
اما به نظر میرسد این تبصره بیشتر به سنگ انداختن مقابل پای خانوادهها شبیه است تا کمک به رفع مشکل آنها. زیرا خانوادههایی که فرزندانشان با این بهانهها از تحصیل محروم شدهاند تاکنون برای گرفتن مجوز از شهرداری به نتیجه نرسیدهاند.
اینجا از اتوبوس و تاکسی و یا هر نوع امکانات اولیه حمل و نقلی خبری نیست. اهالی از هر جای این شهرک نهچندان کوچک که بخواهند خود را به لب جاده برسانند باید مسیر نسبتا طولانی را پیاده طی کنند. همین وضعیت موجب شده بانوان و دختران جوان در هر ساعت از روز برای تردد در جاده احساس امنیت نکنند. یکی از زنان محل میگوید: «اینجا تنها یک آژانس کرایه تاکسی وجود دارد که برای مسیرهای مختلف نرخهای بالایی مطالبه میکند. طبیعی است آژانس گرفتن و پرداخت کرایههای چند هزار تومانی برای اهالی محروم این منطقه تقریبا غیرممکن است. به ناچار مجبوریم با پای پیاده گاه ساعتها در حاشیه جاده حرکت کنیم تا به سر اتوبان برسیم و از آنجا هم به هر خودروی سواری که سر راهمان قرار میگیرد اعتماد کنیم و سوارش شویم.»
شهرداری: وظیفهای نداریم!
اهالی مرتضیگرد با دست به یک ساختمان نسبتا شیک و نو اشاره میکنند که متعلق به یکی از نواحی شهرداری منطقه 19 است. آنها میگویند بارها برای رسیدگی به مشکلاتشان به شهرداری منطقه 19 و حتی شهرداری ناحیه مراجعه کردهاند، اما آنها با این توجیه که شما یک روستا هستید و برای حل مشکلاتتان باید به دهداری مراجعه کنید از رسیدگی به مشکلات اهالی شانه خالی میکنند.
این در حالی است که ساختمان دهداری مدتهاست تخلیه شده و هیچ کس در آن فعالیت نمیکند. به نظر میرسد اهالی مرتضیگرد میان اختلافات شهرداری و دهداری سرگردان شدهاند و هیچ یک از مسوولان چه در شهرداری منطقه 19 و چه در دهداری حاضر به پذیرش مسوولیت رسیدگی به مشکلات 10 هزار ساکن شهرک مرتضیگرد نیستند.
پوران محمدی / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: