در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تا به حال به این موضوع دقت کردهاید که بسیاری از سیاستمداران و رجال برای پر کردن بخشی از پیشینه کاری خود نام روزنامهنگار را هم اضافه میکنند. آنها پا را هم فراتر میگذارند و در گفتگو با خبرنگاران خود را از جنس آنان میدانند. راستی چرا این اتفاق رخ میدهد؟ مطمئنا این امر از جایگاه و حساسیت ویژه شغل خبرنگاری حکایت دارد. شغلی که فراز و فرودهایش آنقدر زیاد است که عدهای در آغاز راه آن را رها میکنند و عدهای که میمانند برای همیشه ماندهاند و خواهند ماند، اما مشکلات قشر روزنامهنگار، هم جنسش متفاوتتر است و هم شکلش. در این مطلب و در روزی که به نام خبرنگار نامگذاری شده است تنها به چند مورد از مشکلات اصلی حرفه روزنامهنگاری اشاره شده است.
روزنامهنگار حقالتحریر
الف ـ م روزنامهنگاری که در یکی از روزنامههای کشورمان با تیراژ متوسط بهکار مشغول است دارای تحصیلات آکادمیک در حوزه روزنامهنگاری است، اما مدیر تحریریهاش ریاضیات محض خوانده است. او یک پسر دارد و مانند تمامی پدرها تنها آرزویش این است که او روزی به دانشگاه برود و تحصیلات آکادمیک داشته باشد، اما دوست ندارد فرزندش در حوزه روزنامهنگاری به تحصیل مشغول شود زیرا به عقیده او روزنامهنگاری در ایران میان شغلهای دیگر شغلی پرخطر و در عین حال کمدرآمد است. او که هر ماه حقوق خود را با تاخیری نزدیک به 10 روز دریافت میکند و از این که بارها با مدیرمسوول روزنامهاش درباره بیمه نشدنش بحث کرده و هیچ نتیجهای نگرفته است گله دارد.او در واقع یک روزنامهنگار حقالتحریر است. روزنامهنگاران حقالتحریر روزنامهنگارانی هستند که به طور رسمی قراردادی را با روزنامهای امضا نکردهاند، اما روزنامه در مقابل چاپ هر مطلب از ایشان در آن رسانه پولی را به عنوان دستمزد به آنها پرداخت میکند. روزنامهها در مقابل این روزنامهنگار و دیگر حقالتحریریها هیچ تکلیفی در مورد حق بیمه، حق مسکن و دیگر حقوقی که یک کارمند رسمی دریافت میکند، ندارند.
این روزنامهنگار میگوید که بحث در مورد بیمه با مدیرمسوولش دردی را از وی دوا نمیکند، اما هر بار که مدیرمسوول را در راهرو روزنامه دیده است ناخودآگاه به یاد بیمه میافتد و از او میخواهد که او را بیمه کند.
بحث امنیت شغلی بحثی روز و در عین حال همیشگی برای قشر روزنامهنگار است. جدا از اینکه هر روزنامهای ممکن است به خاطر خطایی سهوی یا عمدی روزی از انتشار بازماند شغل روزنامهنگاری دقیقا به نوعی بازی با آتش است. حساب کنید که بر اثر کمدقتی یا خستگی ناشی از کار نقطهای در یک کلمه جابهجا شود، آن وقت است که تازه مشکلات یک روزنامه در توضیح سهوی بودن این اتفاق آغاز میشود و در برخی موارد هزینههای این اشتباه آنقدر زیاد است که منجر به بسته شدن یک روزنامه میشود.
این امر از چند سال گذشته که قانون مطبوعات اصلاح شد و براساس آن نویسنده یک مطلب نیز باید پاسخگوی مراجع قضایی و انتظامی در مورد نوشتههایش باشد، حساستر شده است.
الف ـ م یک روزنامهنگار اجتماعی است. او هرچند بارها در مورد خانهدار شدن مردم مطالب بسیاری را نوشته است، اما اکنون در خانهای استیجاری در میدان گمرک تهران زندگی میکند. او میگوید: 10 سال است که در حرفه روزنامهنگاری مشغول به کار هستم و با آن که هنوز خود اجارهنشین هستم، ولی هر روز وقتی خبر مسکن مهر را برای چاپ در روزنامه تنظیم میکنم خوشحال میشوم که هموطن دیگری خانهدار شده است.
وقتی از او درباره راهحلهای برون رفت از این اوضاع میپرسم با خنده میگوید: مشکل؟ مگر این کلمه برای روزنامهنگاران معنایی هم دارد؟
خندههای او گرچه تلخ است، اما از ته جان است. او هر روز از ساعت 10 صبح به روزنامهای میآید که با خانهاش فاصله زیادی دارد و البته باید این مسیر را ساعت 8 شب همان روز به سمت خانه باز گردد.
وقتی از او درباره ساعت کار زیادی که دارد میپرسم با خنده میگوید: مشکل اصلی ما درک صحیح از این شغل است و ادامه میدهد: این شغل از دید دیگران بسیار شیرین و دلچسب به شمار میآید اما شغلی بسیار سخت و دشوار به شمار میرود که.... او این جمله را ادامه نمیدهد. میدانم که هزار و یک مشکل دارد، اما دوست ندارد که درباره آنها صحبت کند. او حتی وقتی میفهمد که قرار است حرفهایش در روز خبرنگار درباره مشکلات روزنامهنگاران به چاپ برسد، میگوید: نامم را ننویس و اگر در مورد روزنامهنگاری میخواهی بنویسی تنها بنویس همه چی عالیه... و ما روزنامهنگاران همیشه خوشحالیم.
دغدغه صنفی روزنامهنگاران
تصور میکنید اگر از 10 روزنامهنگار سوال مشترکی را مبنی بر اینکه مهمترین دغدغه امروزتان چیست بپرسید چه پاسخی دریافت خواهید کرد؟ ما این کار را کردیم. این سوال را از 10 روزنامهنگار که 5 نفر آنها در روزنامههای دولتی کار میکردند و 3 نفر در روزنامههای خصوصی و البته 2 نفر در ماهنامهای تخصصی پرسیدم.
6 نفر از آنها مهمترین دغدغههای شغلیشان در وهله اول نبود امنیت شغلی و در درجه دوم نبود مدیریت رسانهای برای رسانههایشان عنوان کردند.
آنها معتقد بودند که در صدر مشکلات صنفی خبرنگاران باید به نبود امنیت شغلی اشاره کرد چون مثلا هیچ خبرنگاری نسبت به فردای خویش مطمئن نیست. این امر از آن جهت بیشتر جلوه میکند که فارغالتحصیلان پرشمار این رشته که اکنون در خاورمیانه حرف اول را نیز میزنند، بعد از مدت کوتاهی فعالیت در یک رسانه به دلیل آن که صاحبان رسانه به دلیل مشکلات مالی و یا غیرمالی تصمیم به تعطیلی رسانه خویش میگیرند، از کار بیکار میشوند.
از سویی دیگر آنها معتقد بودند که به واسطه آن که اکنون مدیریت رسانهها بر عهده افرادی گمارده شده است که از جنس رسانه و از اهالی مطبوعات نیستند، این امر باعث شده است که مشکلات آنها در این زمینه برطرف نشود.بسیاری از کارشناسان حوزه رسانه و مطبوعات معتقدند که روزنامههای امروز ایران تریبون احزاب و جریانهای سیاسی شدهاند.
آنها برای آن که این امر را تفسیر کنند مثالهایی میزنند که شنیدنشان خالی از لطف نیست. یکی از شنیدنیترین آنها مقایسهای است که آنها بین این شغل با شغلهای دیگر دارند. آنها میگویند به عنوان مثال هیچ رئیس بیمارستانی اکنون در ایران پیدا نمیشود که پیش از اینکه به این سمت منصوب شود، در اموری غیرمرتبط با این امر مشغول بوده باشد، اما به عنوان مثال بسیاری از جراحها حتی میتوانند به خود این اجازه را بدهند که به عنوان مدیر مسوول یک خبرگزاری یا یک روزنامه به فعالیت بپردازند.
اکنون بسیاری از کسانی که به نحوی در مدیریت بسیاری از روزنامهها دستی بر آتش دارند، دانشآموخته روزنامهنگاری نیستند. برخی از آنها حتی اندک تجربه کاری نیز در این زمینه ندارند، اما به هر حال داشتن یک رسانه در کام بسیاری شیرین است.
این یک واقعیت است که اکنون قریب به اتفاق مطبوعات ما صرفا بنگاه سیاسی هستند و نه بنگاه اقتصادی.
پرویز اسماعیلی مدیرعامل خبرگزاری مهر این موضوع را قبول دارد و میگوید هنوز کارکرد اصلی روزنامهها برای بسیاری مشخص نیست.
به عقیده این روزنامهنگار تامین اجتماعی خبرنگاران هنوز منوط به رابطه شغلی او با کارفرماست و این آغاز ماجرای مشکلات خبرنگاران است.
او از نبود تشکلی صنفی و البته غیرسیاسی قدرتمند برای خبرنگاران سخن میگوید و معتقد است این امر باعث شده است که تیراژ کل روزنامهها حدود 5/1 میلیون نسخه باشد. این یعنی آن که ما در ایران یکپنجم حداقل استانداردهای یونسکو برای کشورهای در حال توسعه روزنامه داریم.
او این حرفها را در حالی میزند که چندی پیش معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد از انتشار روزنامههایی با تیراژ پایین انتقاد کرده بود.
محمدعلی رامین در آن زمان که روزهای نخست حضورش در کسوت معاونت مطبوعاتی را تجربه میکرد میخواست تا رویای انتشار روزنامههای میلیونی را محقق کند. اما بسیاری از کارشناسان معتقد بودند مشکلات صنف روزنامهنگاران مانع تحقق چنین رویایی است.
رامین که اکنون در حال تنظیم اصلاحیهای بر قانون مربوط به مشاغل سخت و زیانآور است میخواهد به هر طریق سازمان تامین اجتماعی را مجبور به تمکین از این قانون در برابر روزنامهنگاران کند.
رامین و همکارانش اگر بتوانند هر سال اشتغال در عرصه خبرنگاری را چنان که وعده دادهاند، به میزان یکسال و نیم خدمت در مشاغل عادی به حساب بیاورند یک قدم بسیار بزرگ در این زمینه برداشتهاند.
براساس ماده 76 قانون تامین اجتماعی «کسانی که 20 سال متوالی یا 25 سال متناوب در مشاغل سخت و زیانآور اشتغال داشته باشند، میتوانند بدون شرط سنی از مزایای بازنشستگی برخوردار شوند و علیرغم اینکه حرفه خبرنگاری در فهرست مشاغل سخت و زیانآور آمده است، تاکنون قانون مربوطه درخصوص این صنف اعمال نشده است.
بسیاری از مفسران حقوقی معتقدند دلیل عدم تمکین سازمان تامین اجتماعی به این ماده واحده، توجه نکردن شعب این سازمان به جملهای است که در ادامه همین قانون آمده است؛ هر سال فعالیت در این مشاغل معادل 5/1 سال کار است. جملهای که کلید راهگشای بسیاری از مشکلات این صنف به شمار میرود.
برخی از کارشناسان معتقدند که برای متقاعدکردن بیمهها برای اجرای این قانون باید قانونی لازمالاجرا نیز تصویب شود تا هیچگاه شک و شبههای در اجراییکردن این قانون برای بیمهگذار و بیمه شونده وجود نداشته باشد.
اما رامین که بر بالاترین کرسی مطبوعات ایران تکیه زده است در پایان حرفهایی را در مورد روزنامهنگاری ایرانی به زبان میآورد که شنیدنش خالی از لطف نیست. او میگوید: به نظر من روزنامهنگار ایرانی میراثدار فرهنگ اصیل نیاکان نیکاندیش و نیکگفتار و نیککردار خویش هستند.
او معتقد است که روزنامهنگار ایرانی در محیطی امن از یک جامعه نجیب با فرهنگ و پرعطوفت شیعی رشد کرده و در عرصه رسانه در راه تعالی چنین جامعهای تلاش میکند و این بالاترین و بهترین هدیه است که برای یک روزنامهنگار ایرانی میتوان به ارمغان آورد.
مهدی نورعلیشاهی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: