در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
واقعیت این است که تاریخچه این دو رسانه بزرگ نشان میدهد که آنها همواره رقیب سرسخت هم بودهاند و در طول تاریخ به فراخور شرایط بیرونی نسبت به رفاقت و رقابت دچار قبض و بسطهای متعددی شدهاند. وقتی تلویزیون به ساحت رسانهای وارد شد و به زندگی مردم و خانهها نفوذ کرد، سینما با رقیب قدر قدرتی مواجه شد که رقابت و هماوردی با آن بسیار دشوار بود. تلویزیون هم دامنه وسیعتری از نظر جذب مخاطب داشت و هم دسترسی به آن راحتتر و ارزانتر بود. هنوز هم یکی از عوامل کشمکش این دو رسانه به همین کارکردهای تلویزیون برمیگردد که موجب شد سینما به فکر تمهیداتی برای حذف نشدن از عرصه رقابت بیفتد. اینکه سینما برای نجات خود از بحران مخاطب چه کرد، بحث مفصلی است که حوصلهای دیگر را میطلبد. همین بس که در این فراز و نشیبها سینماگران خود را در سطحی بالاتر از تلویزیون میدانستند و برای منزلت هنری و حرفهای خود تا اندازهای شأن و منزلتی قائل بودند که حضور در تلویزیون را یک افت حرفهای و تنزل کاری تعبیر میکردند. این رویکرد هم درباره بازیگران سینما مصداق داشت و هم درباره کارگردانها و تهیهکنندگان.
کمکم بویژه در یک دهه اخیر با گسترده شدن شبکههای تلویزیونی و افزایش طیف مخاطبان آن نسبت به سینما، ردپای سینماگران در رسانه ملی هم نمایان شد که ابتدا بازیگران در این راه پیشقدم شدند و بعد کارگردانها نیز به این وادی گام نهادند. حالا بماند اینکه برخی کارگردانهای صاحب نام در تلویزیون موفق نبودند. همین شکستها نیز بیانگر این بود که اگر کار کردن برای تلویزیون در نسبت با سینما سختتر نباشد، دستکم ساز و کارهای مخصوص خود را دارد و کار سادهای نیست.
این اتفاق کمکم به یک مد یا سنت رسانهای بدل شد و اکنون شاهد حضور سینماگران مشهور و نامی هستیم که در عرصههای مختلف تلویزیونی به فعالیت مشغولند. کافی است به نام کارگردانهایی که برای ماه رمضان امسال سریال مناسبتی میسازند، توجه کنید. حسن فتحی و محمدمهدی عسگرپور و قبلتر از آن هم قرار بود فرزاد موتمن و پرویز شیخ طادی برای این مناسبت، سریال بسازند. نام کارگردانی مثل فرزاد موتمن که به ساخت آثار روشنفکرانه در سینما مشهور است در فهرست سریالسازان آنهم سریالی مناسبتی برای ماه رمضان گواه بر این است که تلویزیون توانسته است اعتماد و اعتقاد اهالی سینما را به خود جلب کند و آنها به جای قهر یا بیاعتنایی به این رسانه از ظرفیتهای دراماتیکی و حتی ایدئولوژیکی تلویزیون برای ساخت یک اثر هنری استفاده کنند و دست به تجربه تازهای بزنند. عسگرپور با «جراحت» میآید و حسن فتحی نیز «در مسیر زایندهرود» را روایت میکندو... و دیگرانی مثل موتمن، شیخ طادی و چهبسا مهرجویی و بیضایی و کسانی که اگرچه نامشان در سینماپررنگ است، اما وسوسه تجربه کردن قاب کوچک تلویزیون را هم دارند. شاید برخی کارگردانهای موفق سینما در تلویزیون و سریالسازی، مثل عرصه فیلمسازی چندان موفق نبودهاند اما هنوز هم بهترین سریالهای ما توسط کارگردانهای سینما ساخته و ثبت شده اند. مثال بارز این ماجرا مرحوم علی حاتمی است که سریال فاخر و ارزشمند هزاردستان را از خود به جای گذاشته است که آبروی تلویزیون ماست. همین یک نمونه شاید کافی باشد که مدعی شویم اگر کارگردانی فرصت و توان این را داشته باشد که سریال جذاب و ارزشمند و پرمخاطبی برای تلویزیون بسازد، نه تنها اعتبار حرفهای خود را زیر سوال نبرده که بر اعتبار خویش هم افزوده است. باز هم از دل این مباحث میتوان به این نتیجه رسید که ریسکپذیری کارگردانان مطرح سینما و حضور آنها در تلویزیون در عین حال به حمایت رسانه ملی از این سینماگران هم بستگی دارد.همین حمایتهاست که کسی مثل جعفری جوزانی را دلگرم میکند تا تولید پروژه بزرگی مثل «در چشم باد» را بپذیرد.
اکنون بار دیگر در آستانه ماه مبارک رمضان قرار گرفتهایم. فصلی که بیشترین ظرفیت تماشای سریالهای تلویزیونی و مناسبتی در مخاطب وجود دارد و امسال سال کارگردانهای سینماست که شانس خود را در تولید این مجموعهها محک بزنند. هرچند حسن فتحی قبلا با «شب دهم» و «میوه ممنوعه» امتحان خود را بخوبی پس داده است. تلویزیون با جذب اعتماد کارگردانهای سینمایی در عین جذب نیروهای کارآمد و احتمالا ساخت سریالهای قابل قبول، برای هویت و شأن حرفهای خود نیز اعتباری میخرد. آیا اهالی سینما در تلویزیون میتوانند به نتایج دلخواه و مطلوب خود برسند یا این تجربه، آخرین آزمون آنها در عرصه سریالسازی خواهد بود؟ اگر این سریالها موفق باشند، سود آن فقط به جیب تلویزیون و رسانه ملی نمیرود که اتفاقا خود آنها نیز از تلویزیون به نفع خود برای سینما، مخاطب جلب میکنند. حسن فتحی یک بار این کار را کرد و از سرمایه تلویزیون در سینما به سود رسید. اکنون زمان آن است که این دو رسانه بصری و جذاب با رفت و آمد در خانه یکدیگر به کسب بیرونق هنر نمایش در ایران، رونقی دوباره ببخشند جز این راهی نیست.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: