کاشانی که به عنوان مشاور ارشد رئیس ورزش، بیش از 10 ماه است به عنوان سرپرست باشگاه پرسپولیس فعالیت میکند، خیلی دوست دارد که حوزه مسوولیتش در فوتبال را عمق بخشیده و به عنوان نفر اول در فدراسیون مشغول بکار شود. از مدتها قبل نیز سناریویی تعریف شده بود که با بالاگرفتن دامنه اختلافها در مجموعه مدیریتی فدراسیون، کاشانی از سوی رئیس سازمان تربیت بدنی جایگزین علی کفاشیان شود، اما برای آنکه مراحل قانونی کار لحاظ شده و جنجالی دوباره در فوتبال بالا نگیرد، سناریویی دیگر مورد توجه قرار گرفت. سید نصرالله گنجعلیخانی که مدیرکل تربیت بدنی استان کرمان است به عنوان عضوی از اعضای هیاترئیسه فدراسیون، با این بهانه که دوشغله به حساب میآید از هیاترئیسه فوتبال استعفا داد، در حالی که اصولا عضو هیاترئیسه فدراسیون بودن شغل به حساب نمیآید. بدین ترتیب یک جای خالی در هیاترئیسه فدراسیون فوتبال باز شد تا علی کفاشیان که کاملا همسو با نظرات رئیس سازمان عمل کرده و اصولا مدیری نیست که به درخواست مقام بالادستی نه بگوید، بلافاصله از حبیب کاشانی به عنوان نامزد جانشینی گنجعلیخانی نام ببرد. پیشنهاد وی عصر روز سهشنبه به تصویب دیگر اعضای هیاترئیسه رسید تا حالا با ورود کاشانی که کفاشیان از وی به عنوان مدیری موفق و کاردان نام میبرد، پیشزمینههای حضور عضو شورای اسلامی شهر تهران در راس فدراسیون فوتبال فراهم شده و مشاور ارشد رئیس ورزش، خود را نزدیکتر از پیش به صندلی ریاست فوتبال ببیند.
جالب تر از هر چیزی اظهارات دیروز علی کفاشیان در گفتگو با خبرگزاری مهر است که اعلام کرد، این آمادگی را دارد که در صورت وجود فرد قویتر از خود در تشکیلات فدراسیون، ریاست را به وی محول کرده و از مجموعه فدراسیون جدا شود. بیشک این اظهارنظر کفاشیان را میتوان مقدمهسازی برای انجام تغییراتی دانست که البته خود او نیز در جریان آن قرار گرفته و به نوعی چراغ سبز را به انجامش طی پروسهای چند ماهه داده است. به طور طبیعی کفاشیان که به گفته علی سعیدلو رئیس سازمان دوست 30 ساله وی به حساب میآید، قول و وعدههایی را در این زمینه دریافت کرده است، مثلا اینکه در آینده جانشین حمید سجادی در معاونت قهرمانی و همگانی سازمان ورزش شده و یا اینکه در کمیته ملی المپیک به عنوان دبیر این تشکیلات جایگزین بهرام افشارزاده شود.
هرچند که چنین تغییر و تحولاتی ولو آنکه جنبه قانونی نیز داشته باشد، از چشم ناظران و آگاهان ورزش به دور نخواهد ماند، اما بایستی به سعیدلو به عنوان رئیس سازمان تربیت بدنی بگوییم که پیش از او محمد علیآبادی نیز نخواست فوتبال را غیرمستقیم نگاه کند و وقتی وارد این موضوع به صراحت شد، امواج منفی آن دامنش را گرفت. بیشک امروز سعیدلو نباید از گذشته و درسهای آن غافل شود، حرف این نیست که وی بعنوان رئیس ورزش از مسائل فوتبال غفلت ورزد، بلکه بحث اساسی این است که باید اجازه داد فوتبالیها امور این رشته را تمشیت کنند تا سازمان ورزش بدون ورود مستقیم به قضیه و انداختن خویش به دردسرهای مدیریتی فوتبال، از منظری دیگر نظارت عالیه خود را اعمال دارد. بی شک امروز هیچ چیز از چشم جامعه ورزش پنهان نیست و نمیتوان با مقدمهسازیهای ولو بیعیب و نقص، ذهن آگاهان را از انجام تغییر و تحولات آتی گمراه ساخت.