در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باشه آهنگر همواره به سراغ سوژههای در ارتباط با جنگ میرود که کمتر به تصویر کشیده شده است، مثلا در «فرزند خاک»، استخوانهای شهدا و تصاویر مستندگونهای که از آنها میبینیم را در هیچ یک از فیلمهای سینمای جنگ ندیدهایم.
صحنههای تکاندهندهای که هم سویه زیباشناسانه دارند و هم فرم و محتوا. «بیداری رویاها» نیز تاثیر مخرب جنگ در مناسبات خانوادگی و ایجاد موقعیت بغرنجی را نشان میدهد که هیچ یک از شخصیتهای داستان، مسبب آن نبودهاند، کافی است یک لحظه این موقعیت را تصور کنید، زنی که همسر برادر شوهرش میشود؛ اما پس از 25 سال میفهمد که همسرش زنده است و به شهادت نرسیده است. این موقعیت هم برای رخشانه سخت است هم برای داوود رنجآور است و هم برای ایوب بغرنج!
«بیداری رویاها» روایتی تراژدیک از موقعیتی انسانی است که برساخته از تاثیرات مخرب جنگ است و حاصل آن جز تنهایی و رنج آدمی نیست.
اگر در فرزند خاک، سکانسهای مربوط به تفحص شهدا و استخوانهای آنان تکاندهنده بود، در اینجا موقعیت حسی ـ عاطفی شخصیتهای اصلی قصه بسیار تاثیرگذار از کار درآمده است و مخاطب را با سوژه درگیر میکند. آشفتگی و پریشانی آدمهایی که حالا به خاطر زنده بودن یک شهید به مرز فروپاشی نزدیک شدهاند، غالبا جنگ (نه جهاد) را به دلیل نابودی انسانها نفی میکنند؛ اما گاه جنگ بدون این که به نابودی کسی منجر شود، میتواند یک زندگی را ویران کند. بیداری رویاها داستان همین آدمهاست. این تضاد در شخصیتهای اصلی فیلم نیز به چشم میخورد و آنها را در برابر یک تجربه سخت قرار میدهد؛ تجربهای که توامان با تلخی و اعتراض آمیخته است.
فیلم بیآن که پاسخی مشخص و کلیشهای به این پرسش بدهد، آن را به مخاطب وامیگذارد و در عین حال مبین این واقعیت تلخ است که تاثیرات مخرب جــنگ در حوزه اجتماعی و ساحت خــــانوادگی و بویژه بر روح انسانها تا سالها پس از جنگ نیز ادامه دارد.
«بیداری رویاها» البته ریتم کندی دارد و پایانبندی قصه نیز شتابزده است. با این حال، قصه فیلم و شخصیتپردازیها از ظرفیت دراماتیک خوبی برخوردارند و قدرت تاثیرگذاری بر مخاطب را از دست نمیدهند. تفاوت ظریفی که در بیداری رویاها باید درک شود، تمایزی است که بین جنگ و جهاد در ضمیر پنهان فیلم نهفته و مخاطب هوشمند اگر بین این دو خلط مبحث نکند، میتواند پیام فیلم را بدرستی و بیهیچ سوءتفاهمی درک کند. امین حیایی در نقشی جدی و تلخ، بازی متفاوت و موثری دارد. او نشان میدهد که علاوه بر کمدی و طنز در یک فیلم تراژیک هم میتواند خوش بدرخشد.
هرچند حرکات و فیزیک او در طول فیلم همچنان متاثر از نقشهای طنزی است که در آن بازی کرده است.
هنگامه قاضیانی نیز شمایل یک زن و مادر ایرانی را به تصویر میکشد که به کاراکتر و جنس بازی طاهره در فیلم «به همین سادگی» نزدیک است.
درواقع اگر بخواهیم وضعیت بازیگری در این فیلم را صورتبندی کنیم، باید بگوییم که حیایی بازی متفاوت، هنگامه قاضیانی بازی مشابه (تکرار کاراکتر طاهره در بههمین سادگی) و حمید فرخنژاد نیز حضوری متفاوت در این فیلم دارند. «بیداری رویاها» را میتوان فیلمی تقدیرگرا هم دانست که موقعیت دهشتناک و دشواری را ترسیم میکند که اراده آدمی هیچ نقشی در بروز آن ندارد و این تراژدی تلخ زندگی است که خارج از متن جنگ نیز قابل تعمیم است. در یکی از سکانسهای فیلم رخشانه میگوید من چه تقصیری دارم، داوود و ایوب چه تقصیری دارند و این همان پیامدی است که جنگ بر ساختار مناسبات عاطفی و خانوادگی گذاشته و آدمها را در موقعیت دشواری قرار میدهد که هیچ کدام در شکلگیری آن مقصر نیستند، اما دود آن به چشم همه میرود. هسته اصلی فیلم در سویه درونیتر قصه موقعیت دشوار انتخاب است. این انتخاب سخت، هر سه شخصیت اصلی قصه را در یک موقعیت دشوار و طاقتفرسا قرار داده است اما باز هم این ایوب است که با نیامدن خویش نه فقط در جنگ که سالها پس از جنگ و در جهاد زندگی نیز فداکاری و ایثار میکند و جوانمردانه از حق خود میگذرد تا این تراژدی به پایان برسد. گاه خفته بودن رویاها بهتر از بیداری آنهاست.
سید رضا صائمی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: