در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جام جم:ژست آمریکایی
«ژست آمریکایی»عنوان یادداشت روز روزنامهی جام جم به قلم کتایون مافی است که در آن میخوانید؛فردا 15 مرداد ماه (6 آگوست) روزی است که همهساله به یاد قربانیان بمباران هستهای هیروشیما در پارک یادمان صلح این شهر مراسم بزرگی برپا میشود و حاضران در این مراسم خواستار حرکت به سمت جهانی عاری از سلاحهای هستهای میشوند.
آمریکا که تاکنون به خاطر بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی و قتلعام صدها هزار ژاپنی از مردم این کشور و جامعه بینالمللی عذرخواهی نکرده است، امسال در نظر دارد تا در ژستی صلحدوستانه و بهمنظور حمایت از خلع سلاح هستهای ، «جان روس» سفیر خود در توکیو را به نمایندگی از ایالات متحده برای شرکت در این مراسم اعزام کند.
با این حال همه میدانند که عنوان متمردترین کشور جهان در مساله هستهای شایسته آمریکاست و از زمان پایان جنگ سرد ایالات متحده همه پیمانهای مهمی را که برای جلوگیری از جنگ با سلاحهای کشتارجمعی، مخصوصا سلاحهای هستهای، طراحی شده، لغو، رد یا در طراحی آنها خرابکاری کرده است.
این کشور که این روزها ایران را به خاطر تلاش در جهت استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای با فشارهای بینالمللی مواجه ساخته، با حمایت از رژیم صهیونیستی، خود عامل نقض پیمان ان.پی.تی است و لازم است که به خاطر بیتوجهی به اصول مهمی همچون خلعسلاح و عدم اشاعه تحت فشارهای بینالمللی قرار گیرد.
آمریکا اولین کشوری است که از سلاحهای هستهای استفاده کرده و اسنادی که بعد از سالها از حالت محرمانه خارج شدند ، نشان میدهد که این کشور، حداقل در 3 موقعیت نزدیک بوده تا بار دیگر از سلاح اتمی استفاده کند.
2 بار در دهه 1950 در طول جنگ کره و در هندوچین (علیه نیروهای هوشیمین که در حال غلبه بر نیروهای اشغالگر فرانسوی بودند) و در طول جنگ 1973 اعراب ـ اسرائیل.
همچنین در دهه 1980 رونالد ریگان تهدید کرد به طور محدود از سلاحهای اتمی استفاده کند و در زمان جورج بوش پسر، علاقه ارتش آمریکا (و انگلیس) به استفاده از سلاحهای هستهای بار دیگر رو به افزایش نهاد.
اما در جدیدترین تخلف بینالمللی تهدید به استفاده از تسلیحات هستهای از سوی اوباما و دکترین جدید دولت وی مطرح شده است و اساس این دکترین بر ادامه داشتن این سلاحها و نوسازی آنها تاکید میکند.
آمریکا در حالی ایران را به فعالیتهای غیرصلحآمیز متهم میکند که خود ضمن تهدید ایران به استفاده از این سلاحها، دارای یکی از بزرگترین زرادخانههای اتمی جهان است.
ابتکار:چشمانداز فروپاشی اسرائیل
«چشمانداز فروپاشی اسرائیل»عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکاراست که در آن میخوانید؛در مباحث براندازی نرم سعی بر آن سعی بر آن است که با هدفگیری نقاط آسیبپذیر مانند گستهای داخلی و تهدیدپذیریها و با تعریض و تعمیق این گسستها، فرایند واگرایی از درون و بحرانهای مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی کشور دچار هرج و مرج گردیده و در نهایت آمادگی برای برپایی شورشها و جنبشهای فراگیر به وجود آید. در این جا با برشماری نقاط ضعف و تهدیدپذیریها رژیم غاصب صهیونیستی به گسستهای داخلی و شکافهای محیطی آن اشاره مینماییم.
گسستهای اجتماعی
طی سالهای اخیر، حوادث خشونت بار در میان جوانان دختر و پسر افزایش چشمگیری یافته و حوادثی چون تجاوز جنسی، آواز و اذیت جنسی، چاقوکشی در مدارس، حمله دانشآموزان به معلمانشان و همچنین انصراف از خدمت به همراه بحران اقتصادی، از جمله عواملی هستند که جامعه رژیم صهیونیستی را در منجلابی از بیثباتی اجتماعی و تمردها فرو برده است. در زیر به صورت مختصر به برخی از این نابهنجاریها اشاره میگردد.
*افزایش استعمال مشروبات الکلی و مواد مخدر: دادههای منتشره از سوی انجمن سلامتی کودک در رژیم صهیونیستی،نشان میدهد که طی سال 1999 تا 2005، تعداد جوانان اسرائیلی که به اتهام حمل و فروش مواد مخدر دستگیر شدهاند، به 30درصد حتی بیشتر افزایش یافته است همچنین طبق نظر سنجیای که در وزارت کار و رفاه اجتماعی رژیم صهیونیستی انجام داده است، درصد بالایی از دانشآموزان مدارس رژیم صهیونیستی به مشروبات الکلی اعتیاد دارند.
* میانگین بالای خشونت: اشتغالگری صهیونیستها نقش مهمی در تعمیم و گسترش پدیده خشونت دارد، چرا که موجب تحکیم این ایده میشود که تنها راه حل بیرون آمدن از مشکلات، استفاده از ابزار زور است از اینرو فرهنگ زورمدارانه در جامعه تعمیم مییابد که در صورت بروز مشکلات داخلی امکان افزایش درگیری و تنازع قابل پیشبینی است.
*سست شدن پایههای زندگی خانوادگی: پایههای زندگی خانوادگی در جامعه رژیم صهیونیستی، به شدت متزلزل شده است، بنابر اعلام روزنامه هاریف، از هر سه ازدواج، یک مورد به طلاق منجر میشود و این نشان دهنده افزایش میزان طلاق در اسرائیل، از سال 1990 است. در ضمن تلآویو در صدر لیست طلاق قرار دارد از دیگر موارد میتوان به افزایش تجاوز جنسی کودکان در خانواده، افزایش موارد جنایات و جرایم جنسی که افراد کوچک جامعه در خارج خانواده در معرض آن قرار میگیرند و بالا رفتن میزان تولد فرزندان نامشروع اشاره کرد.
*مهاجرت معکوس: پدیده مهاجرت معکوس در اسرائیل پدیدهای است که از زمان شروع انتفاضه دوم و به خصوص در سالةای اخیر و طی دو جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه که کمربند تهدیدات امنیتی اسرائیل در شمال و جنوب کامل گشت، تشدید گشته است. یکی از ابعاد خطرناک این پدیده، مهاجرت نخبگان یا همان فرار مغزها و همچنینی بدنه فعال جامعه اسرائیلی است.
*تبعیض سیاسی اجتماعی: یهودیان مهاجر به سرزمینهای اشغالی را میتوان به دو دسته یهودیان غربی (اشکنازیها) و یهودیان شرقی (سفاردیها) تقسیم کرد. موج اول و یا به تعبیری دیگر شهروندان درجه یک اسرائیل را یهودیان غربی تشکیل میدهند از اینرو این دسته از شهروندان که غالبا یهودیان مهاجر از اروپای غربی میباشند بیشتر پستهای کلیدی و حساس را در اختیار دارند و یهودیان شرقی که عمدتا مهاجران آسیایی آفریقایی و اروپای شرقی هستند در رتبه بعدی برای رشد سیاسی و در اختیار گرفتن مسئولیتها قرار دارند. براساس گفتمان مدرنیستی صهیونیستی، یهودیان سفاردی دارای نقص تکاملی هستند. براساس این گفتمان اشکنازیها متمدن و مدرن هستند و سفاردیها، اهل خرافه، سنتی و غیرمتمدن از این رو حتی سفاردیها به عنوان ابزار تحقق خواستههای اشکنازیها نیز نگریسته میشود.
*کاهش امید به زندگی: جامعه اسرائیل به دلیل این که دائما در شرایط امنیتی و پلیسی به سر میبرد و همچنین به دلیل فشارهای بالای روانی ناشی از این خطرات امنیتی محیطی و ضربات اقتصادی ناشی از جنگها و به ویژه دو جنگ 33 روزه و 22 روزه و در نتیجه افزایش نرخ بیکاری و تورم، امید چندانی به آینده ندارد.
گستهای سیاسی
*بحران مشروطیت:رژیم غاصب صهیونیستی علیرغم تلاش فراوانی که نمود، تا در میان افکار عمومی دنیا و دولتهای منطقه و جهان به رسمیت شناخته شود هنوز به عنوان رژیمی اشغالگر شناخته میشود که تشکیل آن مبتنی بر زور و تجاوز و تحمیل بوده است. و تنها کشور جهان است که در موجودیت آن مناقشه است لازم به یادآوری است که رژیم صهیونیستی هنوز فاقد یک قانون اساسی مدون و جامع است.
*منازعات حزبی: از آن جا که احزاب در ساختار سیاسی اسرائیل نقش اصلی را بازی میکنند. فهم نحوه فعالیت آنها در تحلیل شرایط سیاسی اسرائیل نقش بسزایی دارد احزاب اصلی و صاحب رأی اسرائیل را میتوان به پنج حزب کار حزب موسوم به چپ، لیکود حزب راست افراطی، کادیما حزب راست میانهرو، اسرائیل خانه ما حزب ملیگرای افراطی و شاس که حزبی مذهبی میباشد تقسیم کرد. به دلیل این که این احزاب از حیث آماری چندان برتری قابل توجهی بر یکدیگر ندارند و همچنین از رویکردهای سیاسی متفاوت و بعضا متعارضی برخوردارند مسئله انتخابات پارلمانی و سپس تشکیل کابینه ائتلافی همیشه یکی از مهمترین کشمکشها و تضادهای داخلی اسرائیل را تشکیل میدهد در این راستا حتی شیمون پرز رئیس جمهور فعلی نیز آینده محتوم اسرائیل را آیندهای شبیه به کشورهایی مانند یوگسلاوی و چکسلواکی دانست که سرنوشتی جز تجزیه از درون را تجربه نکردند.
*افزایش بیاعتمادی مردم به رهبران: ریشه این بیاعتمادی را میتوان در دو مسئله دانست اول این که رواج زیاد فسادهای مالی و اخلاقی در بین مسئولان عاملی بر افزایش این بیاعتمادی گشته است. دوم این که نسل رهبران قوی و قابل اعتماد اسرائیل با مرگ آریل شارون از بین رفتهاند و تقریبا بحران عدم وجود رهبران کاریزما و قابل اعتماد هر چه بیشتر اعتماد مردم را از مسئولان برداشته است.
*شکلگیری و گسترش پساصهیونیسم: واژه پست صهیونیسم یک اصطلاح سیاسی است که برای اولین بار “یوری رام “ جامعهشناس اسرائیلی به گروهی از نخبگان اسرائیل اطلاق کرد. این واژه دو گروه را دربرمیگیرد: 1- مورخین جدید 2- جامعهشناسان منتقد.
تعبیر پست صهیونیسم بر تمامی کسانی اطلاق میشود که در کارهای علمی و تحقیقاتی خود اعمال و اقدامات اسرائیل را از آغاز تاکنون مجددا مورد بررسی قرار داده و از آن انتقاد میکنند. این دو گروه پست صهیونیست به بازخوانی تاریخ جعلی اسرائیل و همچنین تحلیل انتقادی جامعه صهیونیستی روی آوردند به طوری که تصویرپردازی غلط از تاریخ تشکیل اسرائیل که بر اساس دروغ پردازیها و مظلومنماییهای مبتنی بر منافع اسرائیل بود را زیر سوال برده و همچنین پردههای خوشبینانه از جامعه اسرائیل را کنار زده و به تحلیل انتقادی جامعه صهیونیستی روی آوردند.
گسستهای فرهنگی
*بحران هویت: اسرائیل به دلیل این که هنوز نتوانسته است به دوران تثبیت خود برسد و دائما درگیر کشمکشها و ماجراجوییهای گوناگون بوده است. همیشه با پدیده مهاجرت معکوس و جایگزین مهاجران جدید مواجه بوده است از این رو این سیاست فرهنگی باعث گردیده است تا شهروندان اسرائیلی تعریف دقیق از هویت یا کیستی خود نداشته باشند و امتداد و وابستگیهای فرهنگی سابق و یا امید به مهاجرت در آینده و همچنین آینده مبهم و تیره و تار اسرائیل به آنها فرصت و یا انگیزه کافی برای پذیرفتن هویتی اسرائیلی را به مرحله تثبیت تعریف دقیق از اسرائیلیت نتوانسته ارائه بدهد.
همچنین کشمکشهای تعریف یهودیت به عنوان قوم یا دین نیز بر شدت این بحران افزوده است.
*چند پارگی فرهنگی: جامعه اسرائیل به دلیل این که از کشورهای مختلف جهان مهاجر پذیرفته است با توجه بحران هویتی که در بالا به آن اشاره شد هنوز نتوانسته این چندگانگی قومیتی فرهنگی را به وحدت برساند که نتیجه طبیعی آن تبدیل شدن جامعه اسرائیل به جامعهای چندپاره است که خود به عنوان تهدیدی برجسته در تشدید واگرایی داخلی است.
گسست نظامی
*انصراف از خدمت در ارتش: از جمله مهمترین عوامل این پدیده افزایش میانگین امریکایی شدن و گرایش به سوی لذت و رفاه طلبی است. از دیگر عوامل رد خدمت نظام، درک سربازان از میزان وحشیگری صهیونیستها در مقابل فلسطینیهاست. اسرائیل همچنین با پدیدهای به نام جنبش انصراف از خدمت نظام روبروست این جنبش در زمانی که جنبش مقاومت به اوج خود برسد، خطر واقعی علیه توان نظامی رژیم صهیونیستی به شمار میآید، چرا که ارتش اسرائیل را از درون مسموم میکند و موجب کاهش مشارکت در فعالیتهای نظامی میشود.
تهدید پذیریهای اسرائیل
*تهدیدات محیطی: اسرائیل از نگاه جغرافیایی سیاسی از زمره کشورهای ذرهای به حساب میآید که از تهدیدپذیری امنیتی بالا رنج میبرند. رژیم صهیونیستی در بدو تأسیس خود شعار تشکیل حکومت از نیل تا فرات را سر میداد اما پس از عقبنشینی اسرائیل از جنوب لبنان در سال 2000 روند تنگتر شدن دائره تهدیدات امنیتی این رژیم شدت یافت و همچنین شکستهای دوگانه این رژیم در جنگهای 33 روزه و 22 روزه و عدم دستاوردی خاص در نابودی توان موشکی حزبالله و حماس به ویژه جنگ 22 روزه جنگ را به داخل مرزهای سرزمینهای اشغالی کشاند تا استراتژی امنیتی اسرائیل که دفاع در عمق بود به شکست بیانجامد و این خود آغازی بود بر تکمیل کمربند تهدیدات امنیتی شمال جنوب در اراضی اشغالی.
بدون شک بالا رفتن میزان تهدیدات اسرائیل به طور مستقیم بر مهاجرت معکوس، فرار سرمایه و نخبگان، کاهش نرخ و... تأثیر میگذارد که خود عوامل بسیار مهمی در بحرانی شدن اوضاع اقتصادی اسرائیل هستند.
*انزوای منطقهای: رفتار وحشیانه اسرائیل باعث گردیده تا چهرهای منفور از این رژیم ضدبشری در اذهان ملتهای منطقه و جهان نقش بندد. از اینرو هیچگاه این رژیم نتوانسته برای خود جذابیت و گیرایی لازم به خصوص در سطح منقطه دست و پا نماید همین مسئله باعث گردیده تا اسرائیل در سطح منطقه از انزوای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و حتی ورزشی رنج ببرد که در صورت بالا رفتن همگرایی کشورهای اسلامی در افزایش میزان انزوای منطقهای اسرائیل و تحریم همه جانبه اسرائیل و حامیانش و قطع کامل روابط سیاسی موجبات زوال اسرائیل را فراهم میآید.
*افزایش میزان نفرت از اسرائیل در غرب: اسرائیل همیشه یکی از نقاط قوت خود را حمایت بیچون و چرا و همه جانبه غرب به ویژه آمریکا از خود میدانسته که این حمایت یکی از عوامل بنیادی حفظ و استمرار این رژیم استعمار ساخته بوده و خواهد بود. اما دو عامل باعث گردیده تا مسئله حمایتهای غرب از اسرائیل دستخوش بازنگری شود. اول انزجار افکار عمومی غرب از اسرائیل دوم شریک جرم بودن غرب در جنایات اسرائیل و کاهش جذابیت خود و یا محکومیت اسرائیل را برگزینند. از این رو یکی از جهتگیریهای مبارزه با اسرائیل میبایست تبدیل کردن فرصت حمایتهای غرب از اسرائیل به تهدیدی برای این رژیم باشد.
کیهان: تأدیب تل آویو فقط در چند ساعت
«تأدیب تل آویو فقط در چند ساعت»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در آن میخوانید؛درگیری چند ساعته ارتش لبنان با رژیم صهیونیستی که در پی تجاوز آشکار صهیونیست ها به خاک لبنان به وقوع پیوست سوالات و گمانه زنی های مختلفی را در بر داشته است.
از دو روز پیش که این اتفاق رخ داد بازتاب آن درصدر اخبار رسانه ها و مطبوعات کماکان رو به افزایش است.
در این میان، سوال کلیدی این است که آیا این رخداد از جنگ احتمالی در منطقه خبر می دهد؟ آیا صهیونیست ها با حمله به روستای العدیسه در جنوب لبنان و شلیک گلوله به یک پایگاه ارتش این کشور، درصدد هستند تا شیپور جنگ را به صدا درآورند؟
اینکه پشت پرده تجاوز صهیونیست ها به مناطق مرزی لبنان چیست و آیا رژیم صهیونیستی قادر به تدارک یک جنگ نظامی هست یا نه؟ از دیگر سوالاتی است که پیرامون این مسئله وجود دارد.
اما قبل از ورود به بحث ناگزیر باید به صحنه این درگیری نگریست. در این ماجرا رسانه های غربی- و از جمله خبرگزاری رویترز وابسته به محافل صهیونیستی- به مانند همیشه به صحنه آمدند و دقایقی پس از درگیری با پیش دستی وانمود کردند که شروع کننده درگیری و تنش ارتش لبنان بوده است!
این ادعای واهی در حالی است که نظامیان صهیونیست تلاش می کردند با قطع درختان داخل اراضی لبنان در منطقه العدیسه دوربین هایی برای نظارت و جاسوسی نصب کنند و پس از مواجه شدن با نیروهای نظامی لبنان بسوی یک پایگاه ارتش این کشور در منطقه هجیر واقع در وادی سلوکی گلوله شلیک کردند.
بنابراین با توجه به موقعیت سوق الجیشی روستای العدیسه و همچنین پایگاه نظامی ارتش لبنان، آنچه در بدو امر به نظر می رسد این است که نظامیان صهیونیست چشم طمع به تصرف العدیسه و آن پایگاه نظامی داشتند.
با نگاه دقیق و موشکافانه به صحنه درگیری و در نظر داشتن تحولات منطقه ای و تحرکات رژیم صهیونیستی در چندماه گذشته ذکر نکاتی دراین باره قابل اعتناست:
1- نظامیان صهیونیست در درگیری دو روز پیش با مقاومت ارتش لبنان روبرو شده و پاسخی دندان شکن دریافت کردند به نحوی که پس از چند ساعت از شروع درگیری نظامیان صهیونیست از طریق بلندگو از ارتش لبنان درخواست آتش بس می نمایند تا جنازه یک افسر این رژیم و زخمی های خود را از کارزار جنگ بیرون کنند.
به نظر می رسد رژیم صهیونیستی دراین درگیری به دنبال تست زدن توان نظامی ارتش لبنان و محک سربازان لبنانی بود که البته واکنش غیرمنتظره ای را دریافت کرد.
صهیونیست ها برای اولین بار پی بردند که ارتش لبنان قادر است به قوت پاسخی در خور به جنایات و تجاوزات آنها بدهد.
رژیم صهیونیستی پس از جنگ 33 روزه 2006 با حزب الله لبنان و جنگ 22روزه 2008 با گروه های جهادی فلسطین این بار در جنگی یک روزه مغلوب ارتش لبنان می شود از همین روی، با توجه به اینکه درگیری دو روز پیش صهیونیست ها با ارتش لبنان- و نه حزب الله- بود و بیش از یک روز هم به درازا نکشید نشان از آن دارد که از یک طرف توان دفاعی این رژیم کاهش یافته و از طرف دیگر با به صحنه آمدن ارتش لبنان در کنار حزب الله، توان و قدرت جریان مقاومت افزایش یافته است؛ اتفاقی که صهیونیست ها آن را در ارزیابی های خود برآورد نکرده بودند و یا در پی ارزیابی و آزمون آن بودند.
2- شاید رژیم صهیونیستی به دنبال فشار محکومیت های بین المللی در جریان محاصره غزه و حمله به کاروان آزادی، در پی آن بود تا به نحوی پای حزب الله را به جنگی ناخواسته باز کند، که البته در درگیری دو روز پیش نتوانست از این ترفند طرفی ببندد.
حزب الله با اشراف بر اوضاع و احوال به گستاخی و تجاوز رژیم صهیونیستی هشدار داد و با حمایت از ارتش کشورش، این بار صبر کرد تا ارتش لبنان به تجاوزگری صهیونیست ها پاسخ قاطعی بدهد. این در حالی است که ناظران و تحلیلگران با توجه به دو جنگ قبلی رژیم صهیونیستی طی 4 سال گذشته معتقدند این رژیم در موقعیتی نیست که بتواند جنگ جدیدی را سر و سامان دهد. تحلیل غالب کارشناسان این است که شاید طی روزهای آینده اوضاع متشنج و ناآرام باشد اما این مسئله سبب بروز جنگ از سوی اسرائیل نخواهد شد.
3- مقامات تل آویو با تجاوز به خاک لبنان، پازل اشتباهاتشان را تکمیل کردند و در ادامه جنگ و محاصره غزه و حمله به ناوگان آزادی بار دیگر طی دو سال گذشته ماهیت تجاوزطلبانه شان را ناخواسته و براساس ارزیابی ها و تحلیل های غلط به رخ افکار عمومی جهان کشیدند.
البته صهیونیست ها می پنداشتند با به راه انداختن یک درگیری مرزی با ارتش لبنان به خواسته اولیه شان یعنی انحراف افکار عمومی نسبت به سخنان اخیر سیدحسن نصرالله دست می یابند، چرا که دبیر کل حزب الله لبنان چندی پیش در سخنانی افشاگرانه سناریوی جدید صهیونیست ها در خصوص اتهام حزب الله لبنان در ترور رفیق حریری را نقش برآب کرد.
اما خروجی این درگیری نتیجه معکوسی داشت چون اولاً این درگیری آنطور که صهیونیست ها می خواستند پیش نرفت و آنها بصورتی عجزآلود خواستار آتش بس شدند، ثانیاً سید حسن نصرالله سه شنبه شب در سخنانی پس از اتمام درگیری میان تل آویو و ارتش لبنان بار دیگر نسبت به توطئه صهیونیست ها که سعی دارند از طریق یک رأی دادگاه به اصطلاح بین المللی حزب الله را به ترور حریری متهم نمایند، هشدار داد.
4- جالب اینجاست مقامات صهیونیستی درحالی تلاش داشتند که با به راه انداختن یک درگیری مرزی با ارتش لبنان، اوضاع داخلی را به سود خودشان تغییر بدهند و از شرایط پرفشار خارجی رها شوند که به محض پاسخ ارتش لبنان به تجاوزگری این رژیم، ساکنان مناطق صهیونیست نشین در شمال سرزمین های اشغالی با مشاهده شلیک موشک های لبنان از شدت ترس و رعب و وحشت به پناهگاه ها سرازیر شدند و اوضاع بلبشویی در داخل سرزمین های اشغالی بوجود آورد اما در دیگر سو، مردم جنوب لبنان علی رغم خبر درگیری ارتش این کشور با نظامیان صهیونیستی خود را آماده شنیدن سخنان سیدحسن نصرالله کرده بودند که قرار بود در جشن چهارمین سالگرد پیروزی لبنان در جنگ 33 روزه سخنرانی کند که همین طور هم شد.
از بعد بیرونی و فراتر از سرزمین های اشغالی هم اوضاع به زیان اسرائیل چرخش پیدا کرد و مقامات تل آویو نه تنها بر نفرت جهانی خود افزودند بلکه از سوی دیگر اتحاد حزب الله و ارتش لبنان آنطور به نمایش آمد که نشان داد اسرائیلی ها در توطئه تفرقه و درگیری میان گروه های لبنانی و تضعیف نقش حزب الله ناکام مانده اند.
5- رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه 2006 قصد داشت «جریان مقاومت» را ترور نماید و با حذف این جریان آنچه که «خاورمیانه بزرگ» نام نهاده بود نشانه برود اما درگیری دو روز پیش نشان داد که نه تنها جریان مقاومت حذف شدنی نیست بلکه امروز ارتش لبنان مشی مقاومت را برگزیده و در کنار حزب الله، بیش از پیش این توان و قدرت را یافته اند که رژیم صهیونیستی را به چالش جدی و مضمحل کننده بکشانند.
دبیرکل حزب الله نیز در سخنان دو روز پیش خود، افسران و نظامیان ارتش لبنان را برادران حزب الله در معنای انسانی، و نمادی از کرامت لبنانی ها در معنای ملی توصیف و تاکید می کند: «من با صراحت می گویم در هر مکانی که دشمن صهیونیستی به ارتش تجاوز کند و دست مقاومت به آن برسد، مقاومت کوتاه نخواهد آمد و دستی که برای تجاوز به ارتش دراز شود را قطع خواهیم کرد.»
6- و بالاخره باید گفت؛ رژیم صهیونیستی در باتلاقی از چالش ها و بحران ها دست و پا می زند که هر روز بیشتر در آن فرو می رود و عنقریب است که ملت های آزاده و مستقل در اقصی نقاط عالم، جهان پس از اسرائیل را تجربه کنند.
خیزش و خروش افکار عمومی دنیا علیه صهیونیست ها که از پس از جنگ غزه هر روز بر دامنه آن افزوده می شود، محکومیت های بین المللی سران کودک کش تل آویو که از جمله گزارش قاضی گلدستون بر آن دلالت دارد، اختلافات داخلی مقامات صهیونیستی و احزاب آنها با یکدیگر، بحران عدم مشروعیت رژیم صهیونیستی در صحنه تصمیم گیری ها و معادلات منطقه ای و بین المللی، تمرکز کشورها بر مسئله پرونده هسته ای این رژیم که در کنفرانس اخیر بازنگری NPT 918 کشور نسبت به استانداردهای دوگانه در این باره و در اختیار داشتن کلاهک های هسته ای اسرائیل اعتراض کردند و... و همچنین از سوی دیگر، افزایش توانمندی جریان مقاومت و گسترش آن در میان منطقه در برابر رژیم صهیونیستی باعث شده است تا همه این موارد حکایت از آن داشته باشد که رژیم به سوی فروپاشی و اضمحلال حرکت می کند.
و البته همه اینها ناشی از تفکر بیداری اسلامی و ایستادگی در برابر چپاولگری، غارت، افزون طلبی و زیاده خواهی رژیم جعلی صهیونیستی است. احیای این تفکر و ارائه راه حل محو رژیم صهیونیستی از جغرافیای جهان که امروز افکار عمومی دنیا آن را به خوبی درک کرده و بر تحقق آن پافشاری می کند مرهون امام خمینی(ره) است که همواره می فرمودند؛ این غده سرطانی باید از بین برود.
این نکته را هم باید افزود که توفیقات امروز حزب الله که هر روز بیشتر و بیشتر می شود به خاطر حرکت در راه امام راحل عظیم الشأن است. از همین روی است که در زیارتنامه شهید سیدعباس موسوی دبیرکل حزب الله لبنان می خوانیم: «السلام علیک و علی من التزمت بنهجه و سرت علی هدیه و اخلصت لولایته و احبک و احببته علی الامام الخمینی العظیم».
مردم سالاری:نگرانی ها را دشمنی تلقی نکنید
«نگرانی ها را دشمنی تلقی نکنید»عنوان سرمقالهی روزنامهی مردم سالاری به قلم سروش ارشاد است که در آن میخوانید؛بالا خره بعد از مدت ها، خبر جدیدی در خصوص هدفمندکردن یارانه ها از زبان محمود احمدی نژاد اعلا م شد. «واریز اولین قسط یارانه ها در مهر ماه» موضوعی بود که احمدی نژاد در سفر به همدان به آن اشاره کرد تا بدین ترتیب، منتظر این اتفاق پرحاشیه باشیم. امادر این میان حمله احمدی نژاد به دولتمردان قبلی، جای تامل بسیار دارد. «عده ای که زمانی می خواستند یارانه ها را حذف کنند، امروز مردم را از این طرح می ترسانند... در این طرح هیچ چیز پنهانی نداریم...» اینها گوشه ای از مباحثی است که رئیس دولت به آن اشاره کرد.
اما در خصوص این دیدگاه ها، چند نکته قابل ذکراست: اول آنکه همانطور که بارها مطرح شده اقتصاددان و سیاستمداری را نمی توان یافت که موافق وضع کنونی تقسیم یارانه ها در کشور باشد و اتفاق نظر عمومی برای اصلا ح و چه بسا جراحی اقتصادی کشور وجود دارد. اما نگرانی که وجود دارد و چه بسا دولتمردان گذشته نیز بر آن تاکید جدی دارند، ایجاد زمینه سازی و بسترسازی مناسب برای اجرای این طرح است.
نمی توان یک بیمار که نیاز به جراحی دارد را بدون طی کردن مراحل پیش از عمل به یکباره جراحی کرد. چه بسا این جراحی، تبعاتی در پی داشته باشد که جبران ناپذیر باشد. لذا، نگرانی کارشناسان غیرهمسو با دولت در این است که باید در روش اجرا دقت ها و کارشناسی های لا زم صورت گیرد. چرا که راه برگشت در این طرح و اعمال سیاست آزمون و خطا، ضررهای بسیار به همراه خواهد داشت.
دوم آنکه درحالی که احمدی نژاد از این که «در این طرح هیچ چیز پنهانی نداریم» سخن به میان می آورد، اما در عمل حتی از زبان دولتمردان شنیده می شود که هنوز تصویر مشخصی از آن چه قرار است اتفاق بیفتد وجود ندارد. رئیس بانک مرکزی پیش از این در اتاق بازرگانی ایران گفته بود که چون نمی دانیم پس از اجرای هدفمند کردن یارانه ها چه خواهد شد، تورم نیز قابل پیش بینی نیست.
از این دست اظهار نظرها توسط دولتمردان رده بالا بسیار وجود دارد. سوم آن که همه نگرانی کارشناسان غیر همسو با دولت در این است که دولت با تورم وگرانی پس از هدفمند کردن یارانه ها چه خواهد کرد؟ چرا که اگر قیمت ها بالا برود شاهد تورم چسبنده خواهیم بود که دیگر حتی با تعلیق اجرای هدفمند کردن نیز قیمت ها قابل کنترل نخواهد بود.
حال چرا باید نسبت به نگرانی هایی که وجوددارد این گونه واکنش نشان داده شود؟ تورم وگرانی بیش از آن که بر طبقه بالا ی جامعه تاثیر بگذارد طبقه ضعیف و متوسط را تحت ردشعاع خود قرار می دهد لذا دولت بهتر است نگرانی را مخالفت تلقی نکند و در خصوص این طرح که با زندگی همه مردم مرتبط است،نگاه بازتری داشته باشد.
رسالت:مولفههای بازدارندگی
«مولفههای بازدارندگی»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن میخوانید؛رئیس جمهور روز گذشته در اجتماع با شکوه مردم همدان با تاکید بر اینکه ایران اهل گفتگویی است که بر پایه عدالت و احترام باشد، خطاب به آمریکاییها گفت: “اگر خیال می کنید با بلند کردن چماق می توانید امتیازی از ملت ایران بگیرید، بدانید این ملت با منطق خود و ایمان و همبستگی خود صدها چماق را بر سرتان خرد خواهد کرد.” قاطعیت احمدی نژاد که مظهر اقتدار و اطمینان ملت ایران در برابر زورگویان بین المللی است ناشی از مجموعه ای از تصمیمات و اقدامات برای پیشگیری از رفتار خصمانه دشمن توسط نظام مقدس جمهوری اسلامی است که ذیل بخشهایی از استراتژی بازدارندگی ایران تعریف می شود. امروزه بازدارندگی که قدمتی به طول پیدایش دولت ها دارد از حوزه سخت افزاری نظامی به حوزه های نرم افزاری دیگر، مثل مسائل سیاسی و اقتصادی نیز سرایت کرده است.
رئیس جمهور روز گذشته در اجتماع با شکوه مردم همدان با تاکید بر اینکه ایران اهل گفتگویی است که بر پایه عدالت و احترام باشد، خطاب به آمریکاییها گفت: “اگر خیال می کنید با بلند کردن چماق می توانید امتیازی از ملت ایران بگیرید، بدانید این ملت با منطق خود و ایمان و همبستگی خود صدها چماق را بر سرتان خرد خواهد کرد.”
قاطعیت احمدی نژاد که مظهر اقتدار و اطمینان ملت ایران در برابر زورگویان بین المللی است ناشی از مجموعه ای از تصمیمات و اقدامات برای پیشگیری از رفتار خصمانه دشمن توسط نظام مقدس جمهوری اسلامی است که ذیل بخشهایی از استراتژی بازدارندگی ایران تعریف می شود.
امروزه بازدارندگی که قدمتی به طول پیدایش دولت ها دارد از حوزه سخت افزاری نظامی به حوزه های نرم افزاری دیگر، مثل مسائل سیاسی و اقتصادی نیز سرایت کرده است.
استراتژی بازدارندگی در نظام جمهوری اسلامی ایران از بدو پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر ویژگی های عمومی از اختصاصات نرم افزاری و سخت افزاری نیز برخوردار است که به مراتب از قدرت بازدارندگی سلاح های هسته ای تاثیرگذارتر است.
قدرت بازدارندگی نظام اسلامی طی31 سال گذشته باعث شده است تا با افزایش هزینه بر محاسبات استراتژیک دشمن کمتر قدرتی توان مقابله و یا دست اندازی به گوشه ای از خاک ایران را داشته باشد و نظام مقدس جمهوری اسلامی با اتکا به مولفه های بازدارندگی خود پاسبان امین و مقتدری برای دفاع از مام میهن بوده است. اگر چه تهدیدات اخیر آمریکایی ها غیر عملیاتی و بیشتر در قالب یک جنگ روانی و تبلیغاتی قابل تحلیل است اما شایسته به نظر می رسد در ذیل به برخی از این مولفه ها که مانع از هر گونه تجاوز احتمالی و یا سوء رفتار دشمنان انقلاب می شود، نظری بی افکنیم.
1 - نشاط مردمی و امید به آینده
یکی از اختصاصات جوامع ایمانی نشاط عمومی و امید به آینده است. ملت های مومن به عنایت های پروردگار عالمیان همواره امیدوار هستند و وعده حق را صادق می دانند. انقلاب اسلامی نیز از جنس امید و انتظار است. طی31 سال گذشته همین روحیه امید پشت بادبان کشتی انقلاب دمیده است و حرکت ملت را روز به روز توفنده تر از گذشته کرده است. امید به آینده موتور محرک انقلاب اسلامی و راز ماندگاری آن است. امید به آینده یعنی قانع نبودن به وضع موجود، باور به آینده مطلوب و تلاش برای تحقق چشم انداز روشن. وظیفه صیانت از این سرمایه اجتماعی به طور مستقیم متوجه نخبگان سیاسی، رسانه ها و مردم است. امروز فضای عمومی جامعه بیشتر از هر زمان دیگر نیازمند امید بخشی و تقویت عواملی است که موجب نشاط عمومی می شود. مدیریت عالمانه این تحولات در گرو آگاهی بخشی به جامعه و تقویت روحیه امید به آینده است. هر گونه القای یاس و نامیدی به مردم آب ریختن به آسیاب دشمن و بازی در زمین آمریکایی ها و صهیونیست هاست. به خصوص که جنس تهدیدات اخیر بیشتر فضاسازی و تبلیغاتی است.
2 - وحدت کلمه مسئولان نظام ذیل رهبری داهیانه ولایت فقیه
یکی دیگر از مولفه های سیاسی بازدارندگی نظام جمهوری اسلامی وحدت کلمه دولت، مجلس، قوه قضائیه و پایان دادن به برخی اختلافات محتمل و سطحی ذیل هدایت های مقام معظم رهبری در مواقع حساس است. طی سه دهه گذشته هر جا کشور در وضعیتی حساس قرار گرفته نقش محوری ولی فقیه کارگشا بوده و مانع از اختلاف نظرات مسئولان در نحوه برخورد و مدیریت بحران شده است. دشمن چند سال است با دامن زدن به منازعات سیاسی درون گروهی و برون گروهی نخبگان سیاسی سعی دارد موجبات غفلت برخی از مسئولان کشور را از مسائل اصلی فراهم کند و آنها را به موضوعات فرعی مشغول نماید.
هدف وانمود کردن تصویری پر تلاطم و ملتهب از ایران در افکار عمومی دنیاست تا ضمن آماده سازی شرایط برای هر نوع اقدام غیر متعارف آنها نان خود را در تنور این اختلافات بپزند. ناسازگاری در مدیریت کلان جامعه مهمترین عامل هدر رفتن منابع مادی و معنوی در کشور و برداشت های خام دشمن از وضعیت داخلی می شود.
3 - محاسبات نادرست دشمن از وضعیت داخلی
در تئوری های بازدارندگی یکی از مسائل اصلی برداشت طرف متخاصم از وضعیت عمومی حاکم بر جامعه است. نبرد نرم دشمن نیز که با هدف اشغال افکار عمومی ملت ایران یک سلسله اقدامات مرتبط به یکدیگر در حوزه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، رسانه ای را در بر می گیرد وضعی مشابه با آرایش نظامی دشمنان انقلاب در8سال جنگ تحمیلی دارد. در دشمن و دشمنی هایش تغییری حاصل نشده است. دشمنان انقلاب همان آمریکا، انگلیس و چند کشور اروپایی هستند که آن روز بمب و اسلحه به صدام می فروختند و امروز ایران را تهدید به تصویب قطعنامه و حتی بی شرمانه تر، تهدید به حمله هسته ای می کنند.خطای تحلیلی دشمن اینجاست که خیالباف است و تصور می کند پس از حوادث مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته افکار عمومی را دربست اشغال کرده است. این در حالی است که افکار عمومی نه تنها در اختیار دشمن نیست بلکه مردم با احساس خطر درباره انقلاب نسبت به توطئه های دشمن آگاه تر شده اند و مصمم تر از گذشته برای دفاع از انقلاب در صحنه حاضر هستند.
4 - توان سخت افزاری برتر
تحولات عظیم نرم افزاری و سخت افزاری که در صنایع دفاعی و موشکی، ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از انقلاب اسلامی رخ داده امروز کشور را در راس معادلات نظامی منطقه قرار داده است. جمهوری اسلامی به صراحت و بدون تعارف اعلام کرده در صورت کوچکترین تحرک نظامی علیه ایران، منافع آمریکا در فواصل مختلف مکانی مورد هدف موشک های میانبرد و دوربرد قرار خواهد گرفت. هزینه حمله به ایران برای دولتمردان آمریکایی غیر قابل تصور است. دولت آمریکا با پی ریزی یک جنگ روانی در صدد است با القای فضای بحران قدرت تصمیم گیری صحیح را از مسئولان ایرانی سلب کند غافل از اینکه با افشاگری احمدی نژاد و سایر مسئولان کشور حتی جمهوری اسلامی برای عملیات هایی خارج از مرزها آماده شده است و هیچ راه گریزی برای تجاوزگران به خاک ایران نخواهد بود. دوران بزن دررو تمام شده است هر خطای احتمالی تاوان سنگینی در پی خواهد داشت.
تهران امروز:عزت، شرط اول سیاست خارجی
«عزت، شرط اول سیاست خارجی»عنوان سرمقالهی روزنامهی تهران امروز به قلم حسین رضایی است که در آن میخواید؛سخنان چند باره محمود احمدینژاد رئیس جمهور برای گفتوگوی مستقیم با رئیسجمهور آمریکا و پاسخ منفی کاخ سفید به این درخواست، این سوال اساسی را ایجاد کرده است که مبنای کارشناسی پیشنهاد رئیس جمهور چیست و چرا در شرایطی که آمریکا به پرچمدار تحریمها علیه ایران تبدیل شده است و از سوی دیگر قدرت نظامی خود را به رخ میکشاند و فرمانده ارشد این کشور از وجود نقشهها برای حمله به ایران سخن میگوید اما در همان حال هم عالیترین مقام اجرایی کشور از یک تریبون عمومی از آمادگی برای گفتوگو با رئیس جمهور چنین کشوری سخن گوید؟
جالبتر اینکه رئیس جمهور ایران خود تاکید دارد که برای بار چندم است که خواستار گفتوگو با روسای جمهور آمریکا از بوش تا اوباما بوده است و البته درخواستهای او هم یا بدون پاسخ مانده یا از سوی طرف مقابل پذیرفته نشده است. رئیسجمهور هر چند خواسته خود را در قالب مناظره یا گفتوگوی رو در رو با رئیسجمهور آمریکا و در حضور رسانهها مطرح میکند اما در عرف دیپلماتیک معنای سخنان رئیسجمهور چیزی جز درخواست رسمی از سوی عالیترین مقام اجرایی کشور برای گفتوگو با طرف مقابل یعنی آمریکاییها به دست نمیآید.
از همین رو مقامات آمریکایی هم از این فرصت استفاده کرده و با ژستی دیپلماتیک درخواست رئیسجمهور ایران را برای گفتوگو رد میکنند و در عین حال از ایران میخواهند پای میز مذاکرات هستهای بنشیند. نحوه بیان مقامات کاخ سفید جز با انگیزه تحقیر بر زبان نیامده است و در همان حال هم رسانههای بینالمللی تیتر میزنند که آمریکا درخواست گفتوگوی رئیس جمهور ایران را رد کرد.
حال سوال این است که مبنای دولت برای پیشنهادی که نوع واکنش مقامات آمریکایی به آن هم قابل تشخیص بود، چیست؟ حفظ پرستیژ دیپلماتیک کشور در عرصه بینالملل که در ترجمان سیاست خارجی ما از ان تحت عنوان «عزت» یاد میشود، یکی از وظایف و تکالیف اصلی دولت است. این برای بار چندم است که رئیس جمهور محترم آزموده را دوباره میآزماید.
از آن مهمتر درخواست گفتوگو یا به قول رئیس جمهور مناظره در حضور رسانهها با رئیسجمهور کشوری که عملا و علنا شمشیر آخته تحریم و پنجه تبلیغاتی تهدید نظامی علیه ایران را به کار گرفته است، چه تاثیری میتواند داشته باشد؟ آیا غیر از این است که زمینه بهرهبرداری تبلیغاتی برای طرف مقابل را فراهم کردهایم تا در برابر دوربین رسانهها ژست دیپلماتیک بگیرد و درخواست رئیس جمهور ایران را ناشی از تاثیر تحریمها و نوعی عقبنشینی جلوه دهد؟
جمهوری اسلامی:تحلیل سیاسی هفته
«تحلیل سیاسی هفته»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛گویی صدای روح نواز و دلنشین پیامبر خاتم در آخرین جمعه ماه شعبان سال دوم هجری از مسجد شهر مدینه به گوش میرسد که مسلمانان را مخاطب قرار داده و میفرمایند: "ای مردم! همانا ماه رحمت و مغفرت خدا به شما روی آورده است، پس آنرا به تنگی در آغوش بگیرید و از نعمات و برکات این ماه ضیافت الهی استفاده کنید..." ما نیز در روزهای پایانی ماه شعبان المعظم که ماه منسوب به سیدالانبیا است، پنجره دل را به سوی ماه نیایش باز میکنیم و با حرکت به سوی کتاب آسمانی قرآن، دلهای پژمرده را با کلام پروردگار، بهاری مینمائیم.
آخرین هفته ماه شعبان سپری میشود و هفته آینده، میهمان خدا خواهیم بود، لذا از ذات کبریایی مسئلت مینمائیم روزیمان کند که با رعایت تمام جوانب در این ضیافت الهی بر سر سفره رمضان الکریم حاضر شویم و خود را مخاطب فرمایش پیامبر در آستانه ماه صیام بدانیم.
در هفته جاری موضوع تخلف دولت و عدم ابلاغ و اجرای مصوبات قانونی مجلس که به تأیید شورای نگهبان نیز رسیده و باید از سوی رئیسجمهور اجرایی شود، محل مناقشه قرار گرفت و به شدت مورد اعتراض رئیس مجلس واقع شد. چندی است که عدم تمکین دولت نسبت به اجرای قوانین و سرباز زدن از عمل به مصوبات مجلس و به عبارت دقیقتر در پیش گرفتن مواضع اجتهادی در مقابل نصوص قانونی، روابط بین دو قوه موثر کشور را تحت تاثیر قرار داده و این درحالیست که فضای عمومی و بینالمللی به شدت حساس بوده و ضرورت همگرایی مسئولین نظام بیش از هر وقت دیگری احساس میشود.
متاسفانه عدم اجرا و ابلاغ مصوبات قانونی مجلس از قبیل کمک مالی به توسعه مترو و تجمیع برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراها به نقطهای رسیده که رئیس مجلس بالاجبار، شخصاً آنها را ابلاغ کرده و تذکر داد درصورت تداوم تخلفات دولت، مجلس وظایف قانونی خود را انجام خواهد داد. قطعاً ادامه چنین وضعیتی میتواند به کشمکشهایی بیانجامد که در شرایط حساس کنونی هرگز به نفع منافع ملی نخواهد بود.
در این هفته در راستای تشدید سیاست ضد ایرانی کاخ سفید و تنگتر کردن دایره فشار، تحریم، تهدید و ارعاب علیه ملت ایران از سوی استکبار جهانی، رئیس ستاد ارتش آمریکا نیز در اظهاراتی تهدیدآمیز اعلام کرد واشنگتن طرح حمله نظامی به ایران را در اختیار دارد ولی در عین حال اذعان نمود که چشمانداز حمله علیه ایران بسیار نگران کننده است.
این اظهارات درحالی از سوی بالاترین مقام نظامی آمریکا عنوان شد که آمریکائیها به قطعنامه چهارم تحریم شورای امنیت علیه ایران که توسط خود آنها ارائه شده بود بسنده نکرده و در اقدامی خصمانه، تحریمهای یکجانبه و فراقانونی دیگری را علیه ایران به تصویب رسانده بودند. با توجه به این حرکتهای سیاسی و تحریمی و تکمیل شدن زنجیره پیچیده خصومتهای مقامات آمریکایی علیه ایران با انجام تهدیدات نظامی میتوان چنین نتیجه گرفت که باید با هوشیاری و آمادگی بیشتری با موجهایی که به سوی جمهوری اسلامی ایران روان هستند مقابله کرد و تدبیر و هماهنگی سرلوحه سخنان و تصمیم گیریهای مسئولین در سطوح مختلف قرار گیرد.
این هفته در حوزه مسائل خارجی، شاهد وقوع چند رخداد مهم بودیم. در لبنان، محافل صهیونیستی با همراهی حکام مرتجع عرب جنجال دوبارهای پیرامون موضوع ترور رفیق حریری نخستوزیر اسبق لبنان، با هدف ضربه زدن به مقاومت اسلامی لبنان آغاز کردند.
صهیونیستها از همان ابتدای وقوع حادثه ترور رفیق حریری در 6 سال قبل، کوشیدند با این حربه، بیشترین ضربه را به جبهه ضد صهیونیستی در لبنان وارد کنند و نهایت بهرهبرداری را از آب گلآلودی که خود عامل ایجاد آن بودهاند، بکنند. همان هنگام شخصیتهای سیاسی مستقل و ناظران بینالمللی منصف، ترور حریری را کار خود صهیونیستها دانستند و اکنون پس از گذشت 6 سال و تلاشهای گستردهای که صهیونیستها برای سوءاستفاده از این حادثه برای پیاده کردن اهداف خود به عمل آوردهاند، این ظن تبدیل به یقین شده است که دستگاه جاسوسی رژیم صهیونیستی، عامل اصلی قتل حریری است. اصلیترین دشمن رژیم صهیونیستی درحال حاضر جبهه مبارزان اسلامی است که در لبنان، حزب الله، طلایهدار آن است و تاکنون ضربات کمرشکنی را به رژیم صهیونیستی وارد کرده است.
وارد کردن ضربات کاری و انجام عملیات متهورانه علیه اشغالگران صهیونیست که در سال 1379 منجر به فرار خفت بار صهیونیستها از جنوب لبنان شد و متعاقب آن، شکست دادن صهیونیستها در جنگ 33 روزه سال 1385، رژیم صهیونیستی و حامیان بینالمللی شان را به شدت تحقیر کرد و آنها را به مثابه ماری زخم خورده به تکاپو انداخت تا به دنبال انتقام باشند. به زعم صهیونیستها، ترور حریری که اختلافاتی سیاسی با سوریه، از متحدین حزب الله لبنان، داشت میتوانست دستاویزی باشد برای قلع و قمع حزب الله و ترور حریری توسط موساد با همین پیش فرض و ارزیابی انجام شد.
اکنون بار دیگر بهرهبرداری سیاسی از موضوع قتل حریری در دستور کار صهیونیستها قرار گرفته و تاسف بار اینکه برخی محافل عربی نیز ذلیلانه عامل و مباشر صهیونیستها برای اجرای توطئهشان شدهاند. اجلاس سه جانبه هفته جاری با شرکت پادشاه عربستان، روسای جمهور سوریه و لبنان در همین راستا قرار داشت. با اینحال با موضع گیری قاطع و ضد صهیونیستی بشار اسد، صهیونیستها در گرفتن نتیجه مقصود از اجلاس بیروت ناکام ماندند و این تحولات، نقشه تازه محافل صهیونیستی علیه حزب الله را در آستانه شکست کامل قرار داده است.
این هفته، همچنین ارتش اسرائیل حمله وحشیانهای را علیه مواضع ارتش لبنان انجام داد که منجر به شهادت سه سرباز لبنانی و زخمی شدن تعداد دیگری شد. صهیونیستها از موضع گیری اخیر مقامات دولت لبنان در حمایت از مقاومت اسلامی خشمگین هستند و اینگونه اقدامات مذبوحانه را باید ناشی از عصبانیت آنها از موضع متحد ضد صهیونیستی در لبنان دانست.
همزمان، ارتش صهیونیستی حملات ددمنشانهای نیز به غزه صورت داد که به خاک و خون کشیده شدن شماری از ساکنان این منطقه منجر شد. دور تازه آتش افروزی صهیونیستها در لبنان و فلسطین و گستاختر شدن این رژیم را باید با اقدامات منفعلانه و تحرکات خیانت بار جبهه حاکمان عرب به خصوص تصمیم اخیر دولتهای عربی در اجلاس قاهره مرتبط دانست. وزرای خارجه عرب در اجلاس قاهره، تسلیم دستور و دیکته کاخ سفید شدند و با مذاکرات مستقیم اعراب با رژیم صهیونیستی موافقت کردند.
قبول مذاکره با رژیم صهیونیستی از سوی دولتهای عرب در مقطع کنونی و درحالیکه کابینه حاکم بر رژیم صهیونیستی از شرورترین و افراطیترین کابینههای تاریخ این رژیم محسوب میشود و آشکارا اعلام کرده است هیچ حقی را برای اعراب و فلسطینیها به رسمیت نمیشناسد، خدمت به دشمنان ملت فلسطین و اعطای امتیازی بزرگ به صهیونیستها محسوب میشود. در حالیکه بنیامین نتانیاهو نخستوزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی علناً اعلام کرده است هیچ امتیازی را به اعراب نخواهد داد معلوم نیست دولتهای عرب شرکت کننده در اجلاس قاهره از پذیرش مذاکره با این صهیونیست به دنبال چه هدفی هستند.
تنها موضوعی که به ذهن متبادر میشود این است که این دسته از اعراب، مرعوب تهدیدها و تشرهای واشنگتن و دیگر دولتهای غربی متحد رژیم صهیونیستی شده و به این ننگها تن میدهند. نکته اصلی، همان است که خالد مشعل، از مسئولان حماس به آن اشاره کرد و آن نبود رهبریت قدرتمند در میان اعراب است. قطعاً اگر این نقیصه بزرگ مرتفع میشد امروزه جهان شاهد این همه انفعال در میان جوامع اسلامی و عربی و جولان صهیونیستها در منطقه نبود.
هفته جاری همچنین در مسائل افغانستان تحولات جدیدی به وقوع پیوست. خشم افغانیها از کشتار بی رویه غیرنظامیان و همچنین افزایش بی سابقه شمار تلفات اشغالگران از جمله رخدادهای تازه در این کشور بودند. در پی کشته شدن روزمره شهروندان در حملات اشغالگران که به بهانه مبارزه با شورشیان طالبان و القاعده صورت میگیرد روز یک شنبه هفته جاری دهها نفر در مقابل سفارت آمریکا در کابل تجمع کردند و علیه آمریکا و سایر اشغالگران شعار دادند. در همین حال، حامد کرزای نیز برای دور ماندن از اعتراضات افکار عمومی افغانستان، به منتقدین پیوست و ناتو را عامل کشتار شهروندان افغانی خواند.
از زمان اشغال غیرقانونی افغانستان توسط آمریکا و متحدین غربیش تاکنون هزاران نفر از مردم افغانستان قربانی جنگ قدرت بین استعمارگران غربی و گروههای افراطی داخلی افغانستان شدهاند.
در هفته جاری تعداد دیگری از نیروهای ناتو در افغانستان کشته شدند. روند افزایش تلفات اشغالگران در افغانستان، هم اکنون بزرگترین معضل نیروهای خارجی مستقر در افغانستان شده است و افکار عمومی کشورهای عضو ناتو به شدت علیه ادامه حضور بی حاصل در افغانستان برانگیخته میشود. هلند نیز این هفته اعلام کرد نیروهایش را به زودی از افغانستان خارج میسازد این درحالی است که ناتو از اعضایش خواسته است نیروهای بیشتری به افغانستان اعزام کنند.
آفرینش:پذیرش فرهنگ نقد در کشور
«پذیرش فرهنگ نقد در کشور»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن میخوانید؛نقد را می توان به معنای جداسازی ناتوانی ها و سستی ها از توانایی ها وتلاش و سعی در راه از بین بردن کاستی ها ونواقص و یا کم کردن آنها دانست.در این راستا نقد ،نقد پذیری وفرهنگ انتقاد همواره از، جایگاه ویژه و با اهمیتی در میان کشورهای توسعه یافته داشته و دارد و حتی بسیاری از بزرگان دینی وملی ما نیز بر اهمیت آن در زندگی تاکید کردهاند.
در این بین وجود فرهنگ نقد به نوبه خود باعث وسبب بیداری روشن سازی و آگاه سازی جامعه و مقامات دولتی بوده و با برخورداری از چنین ساز وکاری، بخش های گوناگون شامل اقتصاد، سیاست، صنعت، قوانین و... تحت تاثیر خود قرار داده و با بازتولیدی سازنده و جهشی و پویشی رو به تعالی رشد این بخش ها را سبب می شود.
در این بین در واقع هدف از نقد پاره کردن افکار و آرامش جامعه و مردم و دولت نیست، بلکه در کنار احترام و ارج نهادن به کار وفعالیت های مثبت دیگران با یادآوری مشکلات و نارواها می کوشد راه را بر افزایش تحرک، پویایی و شفاف شدن جامعه هموارتر سازدو جامعه ودولت را به سوی پیشرفت رهنمون کند. البته باید گفت که نقد نیازمند بایسته هاو الزاماتی نظیر وجود روحیه صبر و،توجه به اصل رواداری و دادن حق اظهارنظر به دیگران، براساس انصاف بدور از عیب جویی و...دارد الزاماتی که باید مشخص کند که به دلیل تخریب طرف دیگر نقد نمی کند بلکه نیت او خیرخواهانه و با توجه به معیار هایی اخلاقی وپذیرفته شده است .
در حقیقت در همه جوامع تا اندازه ای موضوع نقد و اعتراض وجود دارد اما در واقع جوامعی موفق تر هستند که بتوانند ضمن وجود فضای نقد ونقدپذیری برای شنیدن اعتراضات و پاسخ منطقی به آن از تحمل لازم برخوردار باشند و در صدد اصلاح کاستی هاو مشکلات باشند.
در این حال از آنجا که کشور ما ایران یک کشوری در حال توسعه و در حال گذر از سنت به مدرنیته است نقد منصفانه و درست در حوزه های گوناگون اقتصادی سیاسی وفرهنگی پویایی و سرعت دگرگونی های مثبت وسازنده را هم در حوزه فردی و هم درحوزه اجتماعی وسعت بخشیده وبیشتر می کند.
این در حالی است که بنا به دلایل متعددی در سطوح فردی و دولتی و اجتماعی جامعه ما چندان روحیه نقدپذیری و فرهنگ پذیرش نقد وجود ندارد و فورا با نگاهی منفی به نقد نگریسته و در نتیجه بلافاصله در مقابل نقد موضع می گیرند. در حالی که نقد همواره فرصتی برای رشد بوده است تا تهدید برای افراد اجتماع یا دولت .
در واقع در نبود نقد جامعه به سکون و رکود می رسد و سطوح گوناگون آن چون با نگاهی آسیب شناسانه نگریسته نمی شود بر این اندیشه خواهد بود که نقطه ضعفی ندارد لذا اهمیتی به پیشرفت و توسعه و پویایی خود نمی دهد و همین اندیشه در حقیقت موجب رکود در حوزه ها ی گوناگون می شود در این حال است که در نبود فرصت نقد شناخت مشکلات ازبین رفته و عملا تبدیل به تهدید و وارد آمدن خسارات بیشمار می شود .
دنیای اقتصاد:ناسازگاری زمانی در سیاستهای پولی
«ناسازگاری زمانی در سیاستهای پولی»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم دکتر احمد یزدانپناه است که در آن میخوانید؛اینکه سیاستهای پولی را بر مبنای یک «قاعده» بنا کنیم یا بر مبنای «مصلحت» بحث بسیار مهمی است.
یکی از مزایای نظریه فریدمن برای قاعدهمندی سیاست پولی آن است که بنگاهها، کارگران و کارمندان و مصرفکنندگان قادر خواهند بود، انتظارات آتی خود را در مقابل سیاستهای پولی بانک مرکزی و مقامات پولی کشور شکل دهند. در سال 1977 کیدلند و پرسکات دو اقتصاددان برنده نوبل مفهوم «ناسازگاری زمانی» را مطرح کردند. ایده اصلی آن است که سیاستگذاران مصلحتگرا بنا بر تشخیص خود در مورد سیاست A تصمیم میگیرند و آن را به اجرا میگذارند.
بهزعم آنها آن سیاست در زمان خود بهینه و بهترین است، از طرف دیگر، تصمیمگیران غیردولتی (مردم)، کم و کیف مصرف، سرمایهگذاری و عرضه نیروی کار خود را برپایه آن تصمیم دولت و مقامات پولی کشور شکل میدهند. با وجود این، وقتی مردم تصمیمسازی کردند، ممکن است سیاست A دیگر بهینه نباشد و سیاستگذاران به سیاست B متوسل شده باشند.
این تغییر موضع دولتمردان، انتظارات بنگاهها و مصرفکنندگان و نیروی کار را که مبنای تصمیمگیری آنها است بیاعتبار میسازد. یک مثال از دنیای معلمی: اساتید دوست دارند دانشجویان با جدیت و علاقه مطالب آنها را بیاموزند، اما از گرفتن امتحان و تصحیح اوراق دل خوشی ندارند. «ناسازگاری زمانی» وقتی رخ میدهد که استادی اعلام کند امتحان سختی پیش روی دانشجویان است.
دانشجویان در پاسخ به این سیاست A با جدیت تمام آن درس را میخوانند، حال اگر استاد مزبور قبل از تاریخ امتحان اعلام کند که امتحان آن درس منتفی است (اعلام سیاستB)، فکر میکنید دانشجویان ترم آینده برای اعتبار حرف آن استاد در مورد امتحان چه فکر میکنند؟
در اقتصاد کلان، مصادیق ناسازگاری زمانی را در مواردی چون بده- بستان یا مصالحه بین تورم و بیکاری یعنی منحنی فیلیپس میتوان یافت. با یک نرخ معین از بیکاری (مثلا 13 درصد)، نرخ تورم در عمل، به شرط اینکه نرخ انتظاری مردم از تورم پایین باشد، پایین خواهد بود.
این امر به بانک مرکزی و مقامات پولی این انگیزه را میدهد که سیاست A را برای کاهش نرخ تورم به مردم قول دهند، اما با کاهش انتظارات تورمی بانک مرکزی اغوا و وسوسه میشود تا با سیاست تحریکی پولی نرخ بیکاری را در جامعه پایین آورد؛ حتی اگر، این سیاست جدید تورم را بالا برد و به انتظارات بنگاهها و نیروی کار و مصرفکنندگان در مورد روند کاهشی تورم خدشه وارد نماید.
عبرتآموزی از «ناسازگاری زمانی» آن است که به طور متوسط، اگر بخش غیردولتی اقتصاد بدانند و باور کنند که بانک مرکزی به سیاستی محکم در هدفگذاری تورم وفادار است، «عملکرد اقتصادی» جامعه بهتر خواهد شد. این باور مردم که مقامات پولی، مصلحتی به معنی سلیقهای عمل نمیکنند و مصالح کوتاه مدت، آنها را از منافع بلندمدت غافل نمینماید، موجب میشود تا انتظارات تورمی فروکش کند و نرخ تورم نیز در عمل با توجه به سطح معینی از نرخ بیکاری به روند کاهشی خود ادامه دهد. وسوسه انحراف از اولویت هدفگذاری کاهش تورم برای سیاست پولی ما اگر سم نباشد نوشدارو نیست. از شورای پول و اعتبار انتظار میرود؛ به این مهم در سیاستگذاریهای خود بها دهد و مباحث خود را در امر مهم سیاست پولی شرایط رکود با مشورتها غنیسازی نماید.
جهان صنعت:مرحله تازهتر
«مرحله تازهتر»عنوان سرمقالهی روزنامهی جهان صنعت به قلم عبدالکریم کوهزاد است که در آن میخوانید؛رحیممشایی جانشین رییسجمهور در مراسم اختتامیه همایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج از کشور اعلام کرد که فهمیدهایم مذاکره با اروپا فایدهای ندارد.
ظاهرا این دریافتها یکطرفه نیست و احتمالا طرف مقابل نیز به نتیجه مشابهی رسیده است. این در حالی است که مسایل مورد اختلاف همچنان به قوت خود باقی است.
از این رو احتمالا طرفین از راههای دیگری غیر از مذاکره میکوشند که خواسته خود را به کرسی بنشانند؛ راههایی که از راه مذاکره غیردوستانهتر است، به این ترتیب وارد یک مرحله دیگر در حل اختلافاتمان با غرب خواهیم شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: