گزارشی از پشت صحنه تله فیلم «فولاد سرد»

رویارویی 2 برادر در کشاکش یک توطئه

کشمکش بین 2 برادر از زمان‌های کهن تا به امروز، بارها دستمایه‌ای بوده است برای خلق آثار متعدد ادبی، هنری و ... . در این رابطه شاهرخ دولکو در جدیدترین ساخته‌اش با عنوان «فولاد سرد» زندگی 2 برادر را به تصویر کشیده است که در محلات جنوب تهران زندگی می‌کنند... با پیشروی داستان این تله‌فیلم، برادر بزرگ‌تر که آهنگر است، طبق نقشه‌ای از پیش تعیین شده گرفتار توطئه‌ای می‌شود. در ادامه این ماجرا درگیری‌هایی بین 2 برادر به وجود می‌آید که محور اصلی قصه براساس آن پیش می‌رود.
کد خبر: ۳۴۳۶۶۶

*‌ *‌ *‌

محوطه سرسبز لوکیشن «فولاد سرد» در اواسط یکی از خیابان‌های منتهی به میدان مادر قرار گرفته. داخل که می‌رویم پس از طی مسافتی قابل توجه در زیر آفتاب سوزان بعدازظهر، ساختمان قدیمی پوشیده شده از آجرهایی که در گذر سالیان به رنگ قهوه‌ای ـ خاکستری گرویده‌اند، در میان انبوه درختان نمایان می‌شود. صدای عوامل از طبقه زیرین به گوش می‌رسد. یک نفر در پاگرد میانی راهرو منتهی به زیر زمین ایستاده است و به محض دیدن ما انگشتش را به نشانه سکوت جلوی دهانش می‌برد. به آرامی خود را به طبقه زیرین می‌رسانیم. تاریکی و خنکای فضا، خط و خطوط روی دیوارهای گچی قدیمی و در فلزی با دریچه میله‌ای که به داخل اتاقکی باز می‌شود، ما را به یاد بازداشتگاه‌های نمور فیلم‌های سینمایی می‌اندازد.شاهرخ دولکو و عواملش روی یک ردیف صندلی در گوشه‌ای نشسته‌اند و روی صفحه مانیتور نظاره‌گر بازی بازیگران هستند که در اتاقک کناری مشغول بازی‌اند.سایر تجهیزات نور و تصویر تقریبا در اطراف و روی زمین پراکنده شده است. به نظر می‌رسد حدسمان درست از آب درآمده است. این سکانس بازداشتگاهی را به تصویر می‌کشد که در حقیقت محل کار برادر کوچک داستان است که در نیروی انتظامی فعالیت دارد و حالا در این سکانس رودرروی برادر بزرگ‌تر و مناسبات کاری و خانوادگی قرار گرفته است.

روی مانیتور دولکو تصویر بسته‌ای از 2 برادر (بابک کشوری و مجتبی رجبی) دیده می‌شود. صدایی به گوش نمی‌رسد و فقط نگاه و میمیک بازیگران و گاهی حرکت دستی دیده می‌شود.

این سکانس با نکته‌سنجی‌های کارگردان چندین بار تکرار می‌شود و جزئی‌ترین حرکات از نظر دولکو دور نمی‌ماند، خاصه آن که تنها راه هدایت بازیگران، مانیتور کوچک مقابل اوست.

«در این سکانس که مربوط به بازجویی برادر بزرگ‌تر است، گروه تصویر و صدا در کنار بازیگران حضور دارند و دیگر جایی برای ما باقی نمی‌ماند. البته در صحنه‌های دیگر تقابل بین بازیگران و کارگردان به صورت رودررو انجام می‌گیرد.»

این را شاهرخ دولکو می‌گوید و ادامه می‌دهد:

«در حال حاضر به این ژانر [تله فیلم] خیلی بها داده نمی‌شود، با این‌که تولیدات تله‌فیلم زیاد است ولی به دلیل بودجه اندک و زمان کوتاهی که در اختیار داریم، کیفیتی پایین‌تر نسبت به آثار سینمایی به دست می‌آید. در نتیجه شاهد یک‌سری فیلم‌های شبیه به هم هستیم که قصه‌اش در چند لوکیشن داخلی و خیابان اتفاق می‌افتد.»

دولکو که پیش از این چندین تله‌فیلم دیگر را نیز کارگردانی کرده و در جشنواره بیست و هشتم فجر نیز اولین ساخته‌اش با نام «بازگشت» کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین فیلم تلویزیونی شد، درباره سرعت ساخت فولاد سرد و مراحل پیش تولید آن می‌گوید: « با توجه به این‌که گروه کاملا حرفه‌ای هستند و شخصا تمام فیلم‌هایم را به صورت استوری‌برد و پلان به پلان نقاشی می‌کنم، بازده کاری‌مان بالاتر می‌رود. البته پیش تولید این کار بسیار طول کشید، چون برای نقش اول نیازمند فردی حدودا 45 ساله بودیم که از میان بازیگران مطرح و کاندیداهای بسیاری که داشتیم فردی را پیدا نکردیم و به سمتی رفتیم که از بازیگران تئاتر بهره بگیریم.» در فاصله گفتگویمان با کارگردان، دیگر عوامل در طبقه بالا مشغول صرف ناهار هستند. ما نیز ترجیح می‌دهیم در لوکیشن بازداشتگاه منتظر بمانیم... این اتاقک کوچک که دیوارهایش پر است از یادگاری‌هایی که با زغال و خطوط کج و ماوج حکاکی شده، مملو از ریل‌های عریض تصویربرداری و ادوات مربوط به نور و صداست و تقریبا جایی برای حرکت آزاد بازیگران وجود ندارد... شاید به همین خاطر است که برداشت‌های مربوط به این سکانس عموما در نماهای بسته گرفته می‌شود. در کنار این، صحنه‌های مربوط به رویارویی 2 برادر که یکی در حکم مجرم و دیگری در مسند قانون قرار دارد، مملو از ویژگی های حسی ـ عاطفی است که حالت نگاه و کوچک‌ترین انتقال حسی چهره را بخوبی در کلوزآپ‌ها نمایان می‌سازد.

فولاد سرد از معدود تله‌فیلم‌هایی است که درآن در کنار تیم کارگردانی از بازیگردان استفاده شده است. افشین سنگ‌چاپ که در آثار متعددی به عنوان دستیار کارگردان حضور داشته است، این بار علاوه بر بازی در این تله‌فیلم، کارگردان را در نقش بازیگردان نیز همراهی می‌کند.

هنگام برداشت‌ها، سنگ چاپ نکاتی را به کشوری گوشزد و او را برای بازی مقابل دوربین آماده می‌کند. خودش در این‌باره می‌گوید: اساسا تئاتر مثل ورزش دو می‌ماند که مکمل دیگر ورزش‌هاست. تئاتر هم درست ورزش مادر هنرهای تصویری است. خود ما هم از این خاستگاه آمده‌ایم و براساس جریانات اجتماعی و نوع نیازمان به سمت تلویزیون و سینما کشیده شدیم. بابک کشوری نیز در تئاتر پایه خوبی برای خودش به وجود آورده است و بعد از تست‌هایی که آقای دولکو از وی گرفت، فتوژنیک بودن و استعداد بازیگری‌اش مقابل دوربین انتخاب را برایمان آسان کرد. در ادامه برای این‌که کارگردان با فراغ بال به مساله فنی کار بپردازد، با من صحبت شد تا از دور نیم‌نگاهی بر کار بابک داشته باشم و او را به سمت همان چیزی که کارگردان می‌خواهد، هدایت کنم.

از سنگ‌چاپ می‌پرسیم که سخت‌ترین بخش کار یک بازیگر تئاتر هنگام قرارگیری مقابل دوربین چیست که می‌گوید:

«بازیگران در تئاتر در یک لانگ شات کلی، مدت زمانی یکسره و با حس‌گیری بدون وقفه روی صحنه ظاهر می‌شوند، ولی در تلویزیون چون بازیگر در کلوزآپ حرکت می‌کند، نگاه، خط و خطوط و کوچک‌ترین حرکت اعضای چهره تعیین‌کننده است و برای یک بازی قابل قبول، شناخت از دوربین مطرح می‌شود که خود این مساله یک تخصص است. در نتیجه یک بازیگر تئاتر وقتی پا به عرصه بازی مقابل دوربین می‌گذارد، نیازمند آموزش و تجربه بازی در نما‌های مختلف است.»

فرصت ما با سنگ چاپ محدود است. او باید خود را برای برداشت‌های بعدی به سر صحنه برساند، اما در این زمان اندک به طور مختصر درباره نقش ناصرخان که در این تله‌فیلم ایفاگر آن است، توضیح می‌دهد: «طبق معمول نقشی خاکستری را به عهده دارم. ناصر خان اساسا شخصی کینه‌جو، بددل و انتقامجوست. در ماجراهای درگیری با برادر بزرگ‌تر، توطئه‌هایی چیده می‌شود که ظاهرا به دست اوست ولی در پایان خواهیم دید که پای فردی به نام خسرو خان در میان است...»سنگ‌چاپ بیشتر از این نمی‌ماند و خود را برای برداشت پلان‌های بعدی به گروه می‌رساند. ما هم در کنار دیگر عوامل، نظاره‌گر پلان‌های بعدی هستیم. کارگردان با وسواس خاصی نکات کلیدی و ظریف را به بازیگران یادآوری می‌کند. حتی چند ثانیه مانده تا انتهای برداشت یک پلان که بابک کشوری می‌بایست نگاهش را به نقطه‌ای نامعلوم معطوف کند با کات‌های پیاپی کارگردان چند بار تکرار می‌شود.

نکته جالب توجه در نوع بازی بابک کشوری، حرکت سر و تغییر میمیک صورت اوست که به نظر می‌رسد وام گرفته از بازی‌اش در تئاتر است. او هم با ما هم عقیده است و می‌گوید: «یک بازیگر با کار تئاتر و آموزش‌های آن ساخته می‌شود و برای این‌که مقابل دوربین قرار بگیرد، به آموزش‌های جزئی‌تری نیازمند است. به همین دلیل بازیگران تئاتر بازدهی قابل قبولی مقابل دوربین دارند، البته اگر به آنها میدان داده شود؛ مثل اعتمادی که آقای دولکو به من کرد و من تا پایان زندگی حرفه‌‌ای به ایشان مدیونم. همچنین تجربه افشین سنگ‌چاپ که باعث شد این جرات را پیدا کنم که در نقش اول این کار حضور داشته باشم. فکر می‌کنم اگر این اتفاق برای دیگر بچه‌های تئاتری هم بیفتد، نتیجه خوبی به دست می‌آید.»

کشوری همچنین درباره حضور افشین سنگ چاپ به عنوان بازیگردان در این تله‌فیلم می‌گوید: «با این‌که مدت زیادی مقابل دوربین قرار نگرفته بودم و می‌دانستم که اینجا از تداوم حس، نفس تماشاچی و دیگر ویژگی های مثبت تئاتر بی‌بهره‌ام، اما کمک‌های افشین بسیار در نوع بازی‌ام تاثیر مثبت داشت و باعث شد تا خودم را جلوی دوربین روتوش کنم و از این بابت از او ممنونم.»

تا این لحظه که ما در لوکیشن فولاد سرد حضور داریم تنها پلان‌های مربوط به بازجویی گرفته شده است... این سکانس با نمایی تیره و کم نور همراه با سایه پره‌های یک هواکش دیواری که نیمی از چهره بابک کشوری را پوشانده و بیشتر از هر چیز نگاه نافذش را از پس صورتش نمایان ساخته است، بیشتر نوستالژی تک سکانس‌های ناب آثار مسعود کیمیایی را به خاطرمان می‌آورد. مجتبی رجبی که نقش برادر کوچک‌تر را بازی می‌کند نیز تا حدودی با نظر ما موافق است و اضافه می‌کند: «برخی دیالوگ‌ها، حال و هوای فضای فیلم و در جاهایی نوع بیان ناخودآگاه ما را به یاد فیلم‌های مسعود کیمیایی می‌اندازد. البته ایشان در این زمینه صاحب سبک بودند، اما فیلمنامه این کار و کارگردانی کاملا خط سیر مستقلی دارد».

رجبی به زمان روایی این تله‌فیلم نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: «این کار سال‌های اولیه دهه 70 را به تصویر می‌کشد. در آن سال‌ها نشانه های شهری مثل مغازه آهنگری، خیابان‌ها، آدم‌ها و... متفاوت‌تر از امروز بودند و این به حسی بودن این اثر برای مخاطب کمک می‌کند. از طرفی کار کمی دشوارتر از ساخت فیلم‌های تاریخی خواهد بود، چراکه امکان بهره‌مندی از دکور پیش‌ساخته مثل شهرک غزالی یا بازسازی فضای شهری که به دهه 70 نزدیک باشد، میسر نیست ولی خب این مزیت را دارد که برای مخاطب ملموس‌تر است چون با گذشت یک دهه از آن سال‌ها فضای فیلم خیلی از یاد بیننده دور نیست.»

آزاده خواجه‌نصیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها