در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از دلایل توفیق این سریال را میتوان در داستان آن دانست که موضوع جوانان و ارتباط آنها با بزرگترها را محور خود قرار داده است.
دلیل دیگر موفقیت فاصلهها را میتوان در تعدد شخصیتهای آن ارزیابی کرد:
شخصیت هایی که هر کدام داستان و قصه خود را دارند. هرکدام از این شخصیتها خواسته و ناخواسته بر زندگی دیگران تاثیر دارند و گرههای داستان را شکل میدهند.
مسلما در یک داستان پرشخصیت باید دنبال تنوع هم بود. هرکدام از این آدمها خاستگاهی دارند که وجود آنها را شکل میدهد و رفتار آنان را توجیه میکند. اکثر شخصیتهای فاصلهها به نوعی درگیر ماجرایی تلخ هستند. ماجرای سعید و بیتا دارد به جاهای باریک کشیده میشود.
حاجمحسن و لیلا شهرهای مختلف در زندگی درگیریهایی دارند که باید به عنوان پدر و مادر آنها را حل کنند. فرهاد با آزاد شدن از زندان کولهباری از مشکلات را بر دوش خانواده خود ـ مرضیه و نیما ـ گذاشته است، مهران آدم شروری است و ساسان زندگی پر افت و خیزی داشته است.
اما در این میان یک شخصیت بامزه هم وجود دارد که «یاور» نام دارد و در رستوران لیلاخانم کار میکند؛ شخصیتی بیشیله پیله که دوست دارد آواز بخواند و بهعنوان یک خواننده، معروف شود.
این آرزویی است که خیلی از جوانان در سر دارند. خیلی از جوانان مستعدی که در شهرهای مختلف زندگی میکنند برای برآورده کردن این آرزو به تهران میآیند و در این مسیر فراز و فرود زیادی را پشت سر میگذارند. برخی از آنها شاید موفق شوند و تعداد زیادی هم در اوج ناامیدی آرزوی دیگری برای خود پیدا میکنند.
یاور در سریال فاصلهها دارد همین راه پر افت و خیز را طی میکند. او از بروجرد آمده تا در تهران که مرکز موسیقی است به خوانندهای معروف تبدیل شود. یاور یکی از شخصیتهای سریال فاصلههاست. او نماینده بخشی از جوانان جامعه است. این جوان از استان لرستان آمده است و لهجه بروجردی دارد.
او میتوانست از یک شهرستان دیگر آمده باشد و خصوصیات مردم آن خطه را داشته باشد. یاور یک شخصیت دراماتیک است که به یک سریال تلویزیونی آمده است. بخشهایی از او واقعی است و بخشهایی نیز از فیلتر ذهن نویسنده، کارگردان و بازیگر نقش یاور عبور کرده تا این شخصیت تصویری شده است.
اما آنچه این روزها یاور را بر سر زبانها انداخته است، شخصیتپردازی او نیست، بلکه اعتراضی است که گروهی به این شخصیت داشتهاند و حضور او را به نوعی تمسخر مردم لرستان میدانند. اما اگر نگاهی واقعبینانه به شخصیت یاور داشته باشیم، متوجه میشویم که یاور یکی از شخصیتهای باورپذیر فاصلههاست که اتفاقا شخصیت بانمکی هم از کار درآمده و در میان تلخیهایی که شخصیتهای دیگر دارند، باعث شده سکانسهای مربوط به او مفرح و شادتر از سکانسهای دیگر باشد.
محمد حمزهای، بازیگر نقش یاور که سالهاست بهعنوان دستیار یک کارگردان در سریالهای مختلف حضور داشته است، درباره نقش یاور و بازتابهایی که داشته، میگوید: یاور نه شارلاتان است، نه دزد. اتفاقا در کنار دیگر شخصیتهای جوان فاصلهها سرش توی کار خودش است و تنها آرزویش این است که خواننده شود. بنابراین من اصلا متوجه نمیشوم چرا برخی از بینندگان سریال فاصلهها در برابر شخصیت یاور موضع گرفتهاند.
حمزهای که سالها در بروجرد زندگی کرده و کنار کارگردانان مختلف بوده بر این باور است که واکنشهای منفی درباره استفاده از لهجهها در آثار سینمایی و تلویزیونی باعث شده است تا لهجهها در این آثار مهجور بمانند و تمام شخصیتها فقط با زبان کتابی و تهرانی صحبت کنند.
گفتههای حمزهای درست است. کشور ما پهناور است، در هر گوشه این مملکت مردمی زندگی میکنند که آداب خود را در لباس پوشیدن، صحبت کردن و... دارند. مسلما همه این افراد دکتر، مهندس و استاد دانشگاه نیستند که بنا به موقعیت اجتماعی خود مجبور شوند رسمی صحبت کنند. در کلانشهری مانند تهران افراد زیادی زندگی میکنند که از شهرستان آمدهاند و حتی اگر سالهای زیادی در تهران ساکن باشند باز هم تهلهجه خود را دارند؛ پس نباید نمایش لهجه را مساوی تمسخر دانست.
لهجهها باید به سریالهای تلویزیونی بیایند تا شخصیتها را بتوان رنگآمیزی کرد. همانگونه که کیومرث پوراحمد با استفاده از لهجههای مختلف توانسته سریال «پرانتزباز» را دیدنیتر کند. محمدرضا هنرمند هم در سریال «آشپزباشی» شخصیت هومن ـ برادرزن اکبر ـ را با لهجه همدانی به مخاطبان معرفی کرد.
این لهجه توانست تیرگیهای شخصیت هومن را تلطیف کند و از یک شخصیت منفی، یک شخصیت دوست داشتنی بسازد. حالا در سریال فاصلهها هم یاور با لهجه بروجردیاش دوست داشتنی شده است. بنابراین نباید از طرف گروهی که احتمالا چندان با ادبیات نمایشی و دراماتیک آشنایی ندارند مورد سرزنش و عتاب قرار گیرد.
واکنشهای مختلف به لهجهها و شغلهای مختلف باعث شده آثار تلویزیونی فقط به تهران و آدمهایی که فقط ادای تهرانی بودن را درمیآورند، خلاصه شود، در صورتی که آثار تلویزیونی آینهای مقابل همه ایران است.
در هر جامعه در کنار افراد خوب و موجه آدمهای بد هم وجود دارند. قرار نیست همه آدمها در زیر لباس کاری که میپوشند مخفی شوند. یک پزشک، مهندس، بازیگر، روزنامهنگار و... امکان دارد مرتکب خطای شخصی یا حرفهای شود؛ بنابراین نباید با ایجاد واکنشهای منفی، راه ورود شخصیتهای متنوع جذاب و دوستداشتنی را به آثار نمایشی بست.
طاهره آشیانی
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: