رادیو جوانی‌ها از تلخ‌ و شیرین رادیو می‌گویند

مجری‌های ستاره جایگزین ندارند

اگر بخواهیم برای کلمه «جوانی» مترادفی پیدا کنیم شما چه واژه‌هایی را پیشنهاد می‌کنید؟ جسارت، سرزندگی،‌ نشاط، هیجان، انگیزه، امید، عشق، غرور، مسوولیت‌پذیری، پاکی، مهربانی و... هر کدام از این واژه‌ها می‌توانند توصیف‌کننده بخشی از خصوصیات رفتاری یک جوان باشند. حالا اگر یک شبکه رادیویی بخواهد فقط و فقط جوانان یک جامعه را در دایره مخاطبانش داشته باشد، باید بیشتر به کدام یک از این مفاهیم بپردازد؟ نکته مهم‌تر این است که در هیاهوی رسانه‌های مختلف، یک شبکه رادیویی چگونه می‌تواند شنوندگان قدیمی‌اش را حفظ و مخاطبان جدیدی را هم جذب کند؟
کد خبر: ۳۴۳۱۴۹

برای این که به پاسخ این سوالات برسیم میزگردی را ترتیب دادیم و نظر 3 نفر از دست‌اندرکاران رادیو جوان را جویا شدیم. 2 نفر از مجریان در این میزگرد از جزئیات و باید و نباید‌های اجرا و برنامه‌سازی در این شبکه رادیویی سخن گفتند. برای آن که صحبت‌ها یکطرفه نباشد از یک تهیه‌کننده نیز دعوت کردیم تا مسائل مطرح شده را از زاویه‌ای دیگر تحلیل کند.

این میزگرد همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد،‌ داغ و پرحاشیه از کار در آمد. اگر بپذیریم که جسارت و رک‌گویی از اقتضائات انکارناپذیر دوره جوانی است،‌ باید آمادگی شنیدن صحبت‌های متفاوت و منتقدانه‌ای از مجریان رادیو جوان را نیز داشته باشیم.

حاضران این میزگرد عبارتند از سعید پورمحمودی و حامد مشکینی، مجریان رادیو جوان و علیرضا محمدنیا که به عنوان تهیه‌کننده در رادیو فعالیت دارد.

محمدنیا در یازدهمین جشنواره رادیو رتبه دوم تهیه‌کنندگی را دریافت کرده است. او از سال 83 تاکنون با برنامه‌هایی چون یاران آتش، زشت و زیبا‌، آیینه در غبار چندین مقام برتر را در جشنواره برنامه‌های رادیویی کسب کرده است. محمدنیا در حال حاضر برنامه‌های کافه رادیو،‌ یه جور دیگه، و اما امشب‌ و اینجا شب نیست‌ را برای شبکه جوان تهیه می‌کند.

حامد مشکینی از جمله مجریان پرکار رادیو جوان است که هم‌اکنون اجرای برنامه‌های عابران سپیده، ایستگاه ورزش،‌ یه جور دیگه و معمولی نیست را به عهده دارد.

سعید پورمحمودی نیز چند سال پیش در جشنواره هفتم به عنوان گوینده برتر بخش مستند شناخته شده و هم‌اکنون برنامه‌های اینجا شب نیست و جوونی دربست را اجرا می‌کند.

بارها از زبان دست‌اندرکاران رادیو جوان شنیده‌ایم که این شبکه رادیویی باید هویت متمایزی نسبت به شبکه‌های دیگر داشته باشد. یعنی وقتی پیچ رادیو را می‌چرخانی از حال و هوای آن متوجه شوی که اینجا رادیو جوان است. شما به عنوان مجریان این رادیو آیا به چنین چیزی اعتقاد دارید؟ و اگر اعتقاد دارید فکر می‌کنید این هویت خاص چطور به دست می‌آید؟

پورمحمودی: بله. درست می‌گویند. وقتی پیچ رادیو را می‌چرخانی، باید از نوع موسیقی و کلام گوینده بفهمی که آنجا رادیو جوان است، اما متاسفانه الان این‌گونه نیست. من به این رادیو تعصب دارم. اما باید واقعیت را بگویم. من از سال 80 در رادیو جوان کار کرده‌ام. از آن زمان تاکنون، این شبکه فراز و نشیب زیاد داشته است. یکی از دلایلش تغییر مدیریت‌هاست. دلیل دوم برخی خطوط قرمز سلیقه ای است که وجود دارد.

بهترین گویندگان در رادیو جوان جمع شده‌اند. جز من همه خوبند. اگر نوع موسیقی رادیو جوان خوب و جوانانه باشد کسی سراغ رادیوهای دیگر نمی‌رود. حتی رادیوهای آن طرف آبی. در حال حاضر کسانی برنامه ما را گوش می‌کنند که روی رادیوی جوان تعصب دارند. شنونده‌ها با ذهنیت 8 ـ7 سال پیش رادیو جوان را دنبال می‌کنند. می‌گویند اینها همان بچه‌های کلبه تابستانی شب و شباهنگ‌اند.

مشکینی: ما موسیقی خاص شبکه جوان نداریم. یعنی همان موسیقی که در شبکه جوان استفاده می‌شود،‌ در رادیو ایران و تهران و پیام هم می‌شنویم. به لحاظ موسیقی باید یک فرقی بین شبکه جوان و شبکه‌های دیگر باشد. ما تفاوتی را احساس نمی‌کنیم. به جز موسیقی، کلام و لحن هم می‌توانند به رادیو جوان هویت بدهند. یک دوره‌ای در شبکه جوان فکر می‌کردند اگر از زبان مخفی استفاده کنند و کلمه‌های کوچه بازاری سطح پایین را به کار ببرند، اجرایشان جوان پسندانه می‌شود. در حالی که این کار تا یک زمانی جواب می‌دهد. همین‌طور هم شد.

پورمحمودی:‌ به نظر من در همان مدت کوتاه هم جواب نداد. این کار در قالب یک بخش 20 دقیقه‌ای در روز یا هفته جواب می‌دهد.

مشکینی: ما یک زبان معیار تعریف شده داریم. اما لحن مهم است. لحن گوینده شبکه جوان باید با شبکه ایران فرق کند. نوع بیانش و صداقتش باید متفاوت باشد. نوع گفتگویش با جوان، نباید از بالا به پایین باشد. باید احساس کند که با شنوندگان جوانش دارد زندگی می‌کند. نه این که از بالا دارد جوان را هدایت می‌کند.

محمدنیا: شبکه‌های ایران و پیام و جوان جزو رادیوهای سراسری هستند. مدیر قبلی رادیو جوان علاقه زیادی به پخش موسیقی فولکلور و محلی داشت. شاید حق داشت چون شبکه‌های پیام و فرهنگ بیشتر موسیقی سنتی را پخش می‌کردند. اما یک عده می‌گویند این رادیوست که باید به ذائقه مخاطب شکل بدهد. به نظر من وظیفه رادیو تامین ذائقه است و نه تغییر آن.

در برنامه‌ریزی‌های جدید قرار شده که مدت زمان برنامه‌های رادیو جوان کوتاه‌تر شود. فکر می‌کنید این تغییر چه تاثیراتی روی محتوا و ساختار برنامه‌ها داشته باشد؟

محمدنیا: در دوره جدید تغییر کنداکتور را مدنظر قرار داده‌اند. مدیر جدید می‌گوید زمان برنامه‌ها باید کوتاه بشود و برنامه‌ها تنوع داشته باشند. یعنی طیف گسترده‌ای از برنامه‌های مختلف را در رادیو داشته باشیم.

با این روش می‌توان ریتم را به شبکه جوان برگرداند. همیشه ریتم را نمی‌شود با موسیقی طراحی کرد. موسیقی یکی از کمک‌دهنده‌هاست. اما در عین حال به نظر من حذف کردن موسیقی‌های جوانانه هم کار درستی نیست.

کوتاه کردن زمان برنامه ریتم را خوب می‌کند، اما باید به محتوا هم توجه کرد. اگر روی محتوا پژوهشی نشده باشد، شنونده عملا در خلأ می‌ماند. دقت زیادی باید در ساخت برنامه‌ها و انتخاب سازندگان آنها صورت گیرد. چینش باید دقیق و کارشناسانه باشد.

مشکینی: آقای محمدنیا به موضوع پژوهش اشاره کردند. در رادیو جوان بچه‌ها خیلی سعی می‌کنند تا در کارشان پژوهش داشته باشند اما متاسفانه این کار کمتر اتفاق می‌افتد. سردبیری که الان برنامه دارد بدون این که وقت فکر و تاملی داشته باشد یک طرح دیگر می‌دهد و برنامه دیگری تحویل می‌گیرد. بدون این که فرصت مطالعه داشته باشد و بازخوردهایش را بگیرد.

پورمحمودی:‌ حامد مشکینی درست می‌گوید. اما ما باید خودمان را جای سردبیر بگذاریم. او با یک برآورد مالی محدود و زمان کم نمی‌تواند به پژوهش بپردازد. ما برای عشق خودمان در رادیو انرژی می‌گذاریم. ما مجری‌ها احساس می‌کنیم برخی برنامه‌هایمان دارد کش می‌آید. از 2 ساعت برنامه 45 دقیقه‌اش عالی است، اما وقتی از 45 دقیقه می‌گذرد خسته می‌شوی. احساس می‌کنی به آن آب بسته‌اند. به‌خاطر این که روی محتوا کار نشده است. من به عنوان یک مجری احساس می‌کنم، خودم در برنامه تنها هستم. چیزی به من تزریق نمی‌شود.

مشکینی: برنامه کوتاه خوب جواب می‌دهد. اما به شرطی که ترکیبی باشد و رویش پژوهش انجام شده باشد. شما باید به‌عنوان یک مجری یک صفحه کامل متن داشته باشی و خلاصه آن را در دو خط به شنونده‌ات بگویی.

پورمحمودی: بعضی وقت‌ها مدت اندکی به برنامه مانده موضوعی به ذهن سردبیر می‌رسد. تا ساعت پخش برنامه به نویسندگانش می‌گوید که بنویسند و چند دقیقه قبل از شروع برنامه به مجری می‌گویند سوژه‌ات این است.

این جور وقت‌ها وظیفه شما به عنوان یک مجری چیست؟

پورمحمودی: مجری باید با دست پر سر برنامه بیاید. مجری در صورتی می‌تواند با دست پر بیاید که تو به او خوراک بدهی. حداقلش این است که موضوع را به او بگویی. مجری باید بداند که فردا درباره فلان موضوع قرار است حرف بزند. اگر مجری با ذهنیت خالی بیاید، در مسیر همان عادت کلیشه‌ای می‌رود.

به نظر من در شرایطی که متن برنامه قوی نیست سردبیر باید کار را به مجری بسپارد. به مجری بگوید متن‌های من خوب نیست. تو برو خودت تحقیق کن. اگر به مجری اعتماد کند، همه چیز حل می‌شود. اما در یک سری برنامه‌ها دست مجری را می‌بندند. می‌گویند از خودت چیزی نگو. طبق متن پیش برو و در این حالت اعتبار مجری زیر سوال می‌رود.

من و سردبیر باید با هم تعامل داشته باشیم. متن را باید چند روز قبل به مجری بدهند. من باید متن را تحلیل کنم تا با کلام خودم آن را به مردم بدهم. اگر قرار باشد من متن خوانی کنم، پس چه فرقی با گوینده خبر دارم؟

اجرای مطلوب از نظر شما چه شرایطی دارد؟‌ مجری باید بیشتر به متن متکی باشد یا از بداهه استفاده کند؟

پورمحمودی: سردبیر باید به من متنی بدهد که به لحن و کلام من نزدیک باشد. یک وقتی متنی را که برای مهران دوستی یا حامد مشکینی نوشته‌اند، به من می‌دهند. من باید بتوانم متن را مال خود کنم و تحویل بدهم.

مشکینی: ما هنوز تعریف درستی از گوینده، مجری بازیگر و کارشناس نداریم. خیلی وقت‌ها مجری بازیگر، گویندگی می‌کند. در حالی که توانایی‌اش را ندارد. مساله دوم این است که متن باید براساس توانایی‌های مجری نوشته شود. سردبیران ما براساس نوع بیان خودشان می‌نویسند و انتظار دارند گوینده عین همان کلام را بگوید. من یک‌بار در برنامه الفبای جوانی جایگزین سعید پورمحمودی شدم. متن را برای سعید نوشته بودند. شنونده‌ها تماس گرفتند و گفتند: این برنامه را اجرا نکن. نه این که برنامه بد باشد. به لحن من نمی‌خورد. من نمی‌توانستم لحن‌ها را پیدا کنم. شنونده این اجرا را قبول نمی‌کرد.

می‌شود این سوال را از آقای محمدنیا به‌عنوان یک تهیه‌کننده و سردبیر پرسید. شما تا چه اندازه با مجریان هماهنگ عمل می‌کنید؟

محمدنیا: برنامه در صورتی موفق می‌شود که همه با هم تعامل داشته باشند. نمی‌شود سردبیر را مدام زیر سوال ببریم. مجری می‌تواند با سردبیر تماس بگیرد و از موضوع اطلاع پیدا کند. باید ضعف‌های همدیگر را بپوشانیم. شنونده نباید متوجه این ناهماهنگی شود.

پورمحمودی:‌ سردبیر به عنوان مسوول محتوای برنامه باید موضوع را از قبل به گوینده اطلاع دهد. گوینده باید پیرامون موضوع فکر کند.

مشکینی: متاسفانه به علت فشردگی کارها موضوع تا روز قبل مشخص نیست و به همین دلیل کار به اصطلاح دقیقه نودی است.

اگر بخواهیم نیمه پر لیوان را ببینیم باید به این نکته اشاره کنیم که مجری‌های رادیو جوان شناخته شده‌تر هستند و نزد مخاطبان محبوبیت بیشتری دارند. فکر می‌کنید این شهرت از کجا ناشی می‌شود؟

پورمحمودی: برنامه‌های شبکه جوان مجری محور هستند. یک وقت‌هایی خود گوینده دوست دارد نقشش پررنگ باشد، اما گاهی یک گوینده را مجبور می‌کنند که بیشتر حرف بزند. یک رگه‌هایی از شیطنت در شبکه جوان وجود دارد. به همین خاطر گوینده‌هایش محبوب می‌شوند.

مشکینی:‌ مساله اصلی این است که مجری‌های شبکه جوان تقلید نمی‌کنند. یعنی سعید پورمحمودی، مهران دوستی نیست. هرکدام شخصیت خودشان را دارند. نوع اجرای برنامه‌های مختلف فرق دارد. اگر پورمحمودی برود در یک برنامه جدی صحبت کند، شنونده این اجرا را از او قبول نمی‌کند، چون یک لحن شاد را از او می‌خواهد. هر کسی اگر در جای خودش قرار بگیرد، شناخته می‌شود.

محمدنیا: یکی از اقتضائات دوره جوانی تغییر است. شبکه جوان در همه دوره‌ها در خط مقدم تغییر بوده است. گوینده رادیو جوان خودش را برای هر تغییری آماده می‌کند. او خودش را باید با هر شرایطی تطبیق بدهد. به همین خاطر است که ما بیشترین آمار مهاجرت را از رادیو جوان به تلویزیون داریم.

حالا می‌خواهم به تبعات این شهرت بپردازید. برخی از مجری‌های رادیو جوان پس از شناخته شدن راهی تلویزیون می‌شوند. چه انگیزه‌ای باعث می‌شود که آنها رسانه مبدأشان را ترک کنند؟‌

محمدنیا:‌ من خیلی شنیده‌ام که می‌گویند ما به خاطر مسائل مالی به تلویزیون رفته‌ایم. اما اکثر اوقات علت قضیه این نیست. رادیو به خاطر هویت و کارکردی که دارد گوینده را در شرایط سخت و سنگینی قرار می‌دهد. این شرایط باعث می‌شود گوینده آب‌دیده بشود. به عبارتی رادیو گوینده را به تکامل می‌رساند. گوینده که به تکامل رسید رادیو راضی‌اش نمی‌کند. به هر حال جوان‌ها به دنبال شهرت هستند.

پورمحمودی: مسائل مالی خیلی تاثیرگذار است. شما وقتی اجرای تلویزیونی را شروع می‌کنی این شانس را داری که بروی برنامه‌های غیررسانه‌ای را هم اجرا کنی. این مساله دلایل دیگری هم دارد. می‌گویند تصویر سحر و جادو دارد. تو در تلویزیون بیشتر شناخته می‌شوی. بنفشه رافعی از همکاران خوب من است. او یکی از ستاره‌های رادیوست. من گمان می‌کنم او در رادیو خیلی موفق‌تر بود. به این معنا که مخاطبان بیشتری کارش را دنبال می‌کردند.

در تلویزیون داشتن چهره خوب خیلی مهم است. مجری باید جذابیت داشته باشد. اگر چهره‌اش زیرخط استاندارد باشد، کارش خراب می‌شود. من خودم رادیو را بیشتر دوست دارم. من در ذهن شنوندگان از خودم چهره ساخته‌ام. خیلی‌ها فکر می‌کنند موهای من بلند است یا این که من قدبلند هستم. من این تصورات مخاطبم را دوست دارم و از آن لذت می‌برم. هیچ وقت این را با رفتن به تلویزیون خرابش نمی‌کنم.

من وقتی می‌روم اجرای غیررسانه‌ای داشته باشم، حضار فکر می‌کنند آمده‌ام میکروفن را تنظیم بکنم! وقتی می‌گویم به نام خدا، چشم‌ها درشت می‌شود. این واکنش برای من قشنگ است.

مشکینی:‌ رادیو و تلویزیون حکم تئاتر و سینما را دارند. خیلی از کسانی که مستقیم به تلویزیون می‌روند موفق نمی‌شوند. اما آنهایی که از رادیو به تلویزیون می‌روند، موفقیت بیشتری کسب می‌کنند. بازیگران ناب و مطرح سینما از تئاتر شروع کرده‌اند. اتفاقا آنها هم به دلیل ارضا نشدن از نظر شهرت و مسائل مالی به سینما آمده‌اند. بهترین‌های تلویزیون یک زمانی گوینده رادیو بوده‌اند. بعضی‌ها که از رادیو به تلویزیون رفته‌اند موفق نشده‌اند، شاید به این خاطر که شنونده‌ها یک تجسم دیگری از تصویر آنها داشته‌اند.

محمدنیا: اجرا در رادیو خیلی سخت‌تر از تلویزیون است. الان تلویزیون به عنوان مصرف‌کننده گویندگان رادیو شناخته می‌شود. به نظر من تلویزیون باید مجری‌های خودش را تربیت کند. رادیو هم باید مجری‌های خودش را داشته باشد. این گونه نباشد که تلویزیون در کمین مجری‌های رادیو باشد. اجرا در تلویزیون پارامترهای خودش را دارد. ممکن است گوینده‌های رادیو به لحاظ حضور ذهن و نوع گویش در تلویزیون موفق‌تر باشند. یکی از دلایلی که تلویزیون ما رادیویی شده این است که خیلی از مجری‌هایش رادیویی هستند. مجری رادیو وقتی میکروفن را می‌چسبد، به راحتی آن را رها نمی‌کند! یعنی می‌خواهم بگویم رادیویی‌ها پرحرف هستند.

همیشه شنونده‌ها این سوال را دارند که صاحب این صدا چه تصویری دارد. خیلی‌ها نسبت به صدایشان عرق دارند. یعنی نمی‌خواهند تخیل شنونده را به هم بزنند. نباید این تخیل تخریب شود.

مردم رادیو جوان را به عنوان یک رسانه پرسشگر و منتقد می‌شناسند. یعنی انتظار دارند مجریانش با مهمانان برنامه چالش داشته باشند و معضلات اجتماعی را مطرح کنند. اما احساس می‌شود این رویکرد در حال حاضر نسبت به گذشته کمرنگ شده است. یعنی سابقا وجه انتقادی برنامه‌ها شدیدتر بود. علت این مساله را در چه می‌دانید؟

مشکینی: من قبول دارم که الان فتیله انتقاد پایین کشیده شده است. یک مقدار خود ما مجری‌ها مقصریم. ما در زمینه‌هایی اطلاعات نداریم، بنابراین وارد چالش نمی‌شویم. من وقتی یک فیلم را ندیدم نمی‌توانم درباره‌اش صحبت کنم و آن را نقد کنم.

پورمحمودی:‌ من قبول ندارم که اطلاعات مجری‌ها کم است. سه چهار سال پیش همین مجری‌ها نقدهایشان را مطرح می‌ کردند.

محمدنیا:‌ چالش دو بعد دارد. یک دوره‌ای در رادیوجوان انتقادها تا حد تخریب شخصیت جلو می‌رفت. ما یک‌بار از آن طرف بام افتادیم و یک بار از این طرف. الان به خاطر زیاده‌روی آن دوران، انتقاد سالم هم بسختی مطرح می‌شود.

البته این مساله دو وجه دارد. مجری‌های ما در برخی زمینه‌ها تخصص ندارند. ضمن این که برخی برنامه‌ها ترکیبی‌اند و به مسائل اجتماعی و فرهنگی مختلفی می‌پردازند. طبیعتا با توجه به ساختار برنامه یک مجری نمی‌تواند در همه حوزه‌ها اطلاعات داشته باشد.

پورمحمودی: قدیمی‌ها گفته‌اند گوینده حرفه‌ای کسی است که دامنه اطلاعاتش به اندازه یک اقیانوس و به عمق یک بند انگشت باشد. اما الان این حرف جواب نمی‌دهد.

محمدنیا:‌ من قبول دارم که ما در برخی زمینه‌ها مجری متخصص نداریم. به عنوان مثال ما مجری‌ای نداریم که به بحث‌های سیاسی مشرف باشد.

مشکینی: تخصصی شدن برنامه فقط به گوینده مربوط نمی‌شود. سردبیر هم در این رابطه نقش دارد. به همین خاطر می‌گویم که سردبیر باید از قبل موضوع را به مجری بگوید. مجری وقتی موضوع برنامه را بداند می‌تواند برود از روزنامه‌ها و یا اینترنت اطلاعات جمع کند.

یک مجری چطور می‌تواند به یک ارتباط صمیمانه با شنوندگانش دست یابد؟ چون گاهی احساس می‌شود که این صمیمیت ظاهری و تصنعی است.

پورمحمودی:‌ مجری وقتی دارد اجرا می‌کند باید خودش باشد. خیلی از گوینده‌ها وقتی پشت میکروفن بنشینند نقش بازی می‌کنند. من همین طوری که با شما حرف می‌زنم باید با مردم صحبت کنم.

من یک وقت‌هایی حال خوشی ندارم. اول برنامه عذرخواهی می‌کنم. می‌گویم من را ببخشید. دلم گرفته. اگر خودم نگویم شنونده‌ها این را می‌فهمند. خیلی اوقات در مناسبت‌ها، یک موضوع شاد یا غمگینانه را به من می‌دهند تا اجرا کنم. اما من حال عادی دارم. اگر اغراق کنم کار خراب می‌شود. همیشه چیزی که اجرا می‌شود سلیقه شخصی من نیست.

بهتر است گوینده اگر برنامه‌ای را نمی‌پسندد، آن را قبول نکند. به عنوان مثال من خودم برنامه ورزشی اجرا نمی‌کنم.

مشکینی: صداقت و صمیمیت را نمی‌توان فقط با کلام منتقل کرد. صداقت و صمیمیت یک حس درونی است، من هر چقدر بگویم شنونده‌های عزیز من برای شما می‌میرم و شما چقدر خوبید، فایده‌ای ندارد. فهم و درک شنونده خیلی از من به عنوان گوینده بالاتر است. اگر تو واقعا به چیزی اعتقاد داشته باشی و آن را بیان کنی شنونده از تو قبول می‌کند.

محمدنیا: این نکته به شرایط دوران جوانی مربوط می‌شود. گوینده وقتی دنبال موج رادیو جوان می‌گردد باید بفهمد این جنس گفتار متعلق به شبکه جوان است.

گوینده خوب باید هویت داشته باشد. یعنی وقتی شنونده صدایش را می‌شنود احساس کند یک‌سری حرف‌های دیکته شده را نمی‌گوید.

در برخی شبکه‌های رادیویی یک مجری بدل به ستاره می‌شود. این مجری ستاره معمولا اختیار عمل بیشتری دارد. این ستاره شدن چقدر می‌تواند به رشد شبکه کمک کند؟ چون این ستاره‌ها وضعیتی را پیش می‌آورند که دیگران کمتر دیده می‌شوند.

پورمحمودی: یک کسی زحمت کشیده و ستاره شده. ما حق نداریم محدودش کنیم. نباید همه را زیر سایه یک مجری ستاره قرار بدهیم. اما در مقابل نباید یک مجری خوب را هم محدود کنیم. مجری‌های خوب باید در ویترین یک شبکه باشند؛ اما نباید کل ویترین را بگیرند.

مشکینی: برنامه‌ریزان شبکه باید بدانند چطور از گوینده‌هایشان استفاده کنند. مجری‌های ستاره، زمان کمی را به خودشان اختصاص می‌دهند. الان صدای خیلی از گوینده‌ها در روز چند بار پخش می‌شود. کم کار بودن این حسن را دارد که مردم تشنه صدایت می‌شنوند.

پورمحمودی: خیلی از مجری‌ها، هم صبح اجرا دارند هم بعدازظهر. من از مخاطبان شنیده‌ام که می‌گویند از شنیدن صدایشان خسته شدیم.

محمدنیا: قرار نیست کسی در حاشیه قرار بگیرد، ولی باید شرایطی ایجاد بشود که همه به اندازه توانایی‌شان اجرا داشته باشند. تفاوت کیفیت بین صدای مجری‌های ما خیلی زیاد است. وقتی یک مجری ستاره سر برنامه‌اش نمی‌آید و یک جانشین برایش می‌گذاریم، صدای دومی خیلی توی ذوق مخاطب می‌زند.

برای مجری‌های ستاره جانشینی وجود ندارد. این یک واقعیت است. ما در کار تربیت گوینده سستی کرده‌ایم. یعنی صداهای خوب جدید جذب نکرده‌ایم. آن هم شبکه جوانی که بیشترین مهاجرت را به تلویزیون داشته است.

مشکینی: اتفاقا خوب است که مخاطب از تغییر صدا تعجب کند. معنی‌اش این است که شنونده با آن برنامه اخت شده.

محمدنیا:‌ این طوری گوینده‌مداری ایجاد می‌شود. گوینده باید جایگاه خودش را بشناسد. وقتی مجری ستاره نمی‌آید، توانایی‌های جایگزینش نباید کمتر از گوینده اصلی برنامه باشد.

پورمحمودی: یک موقعی هست که گوینده این قابلیت را دارد. اما اگر احساس می‌کند نمی‌تواند، نباید برود به جای یک مجری دیگر اجرا کند.

من با این نکته موافقم که رادیو جوان زیاد گوینده خوب جدید جذب نکرده است. اگر هم جذب کرده برایشان دوره آموزشی نگذاشته است. این گوینده‌های جدید به پخش می‌آیند و 3 ماه به ما نگاه می‌کنند. بعد از یک مدتی ساعت را اعلام می‌کنند. آنها هیچ آموزشی نمی‌بینند.

با ورود تلویزیون به ایران در دهه 40 خیلی‌ها تصور می‌کردند که رسانه رادیو به حاشیه رانده شود. اما دیدیم که رادیو جذابیت‌هایش را همچنان حفظ کرد. به نظر شما این جذابیت از کجا ناشی می‌شود؟

پورمحمودی: رادیو رسانه تصور و تخیل است. همیشه هاله‌ای به دور همه برنامه‌های رادیو هست. شنونده در کنار آنچه می‌شنود تصوری از فضا و چهره مجری دارد. رادیو ابزار متفاوتی ندارد. همه چیزش در صدا خلاصه می‌شود. رادیو را همه جا می‌توانی با خودت همراه داشته باشی. اما دستگاه تلویزیون وسیله سیاری نیست. این همراه تو بودن یک چیزی به نام رفاقت ایجاد می‌کند.

در تلویزیون شما به حالت نگاه مجری و دکور و زاویه دوربین نگاه می‌کنی. اما در رادیو تو مجبوری فقط صدا را بشنوی. پس رادیو تاثیرگذاری بیشتری دارد. مردم تلویزیون را به خاطر یک‌سری فیلم‌ها و سریال‌ها می‌بینند.

مشکینی: به نظر من رادیو دارد خیلی قوی‌تر از تلویزیون عمل می‌کند. شما از تلویزیون فیلم‌ها و سریال‌ها و بازی‌های فوتبال را که کنار بگذاری،‌ چیز زیادی نمی‌ماند. یک عده کارشناس دارند صحبت می‌کنند.

تلویزیون بیشتر اوقات، حکم رادیوی تصویری را دارداما رادیو حداقل به شنونده قدرت تجسم می‌دهد. رادیو رسانه گرم و تلویزیون رسانه سرد است.

احسان رحیم‌زاده / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها