در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دوم مرداد 1381 برای مردی به نام آرام که حالا 33 ساله شده، روزی فراموشنشدنی است؛ روزی که پای چوبهدار رفت و مرگش را به چشم دید، اما ناگهان با بخشش مادر مقتول به زندگی برگشت و حیاتی دوباره یافت.
آرام، عصر روز 30 فروردین 77 هنگام جیببری از پسر 18 سالهای به نام حسین در محوطه پایانه غرب تهران با وی درگیرشد و او را به قتل رساند. این مرد چندی بعد در پی دستگیری یکی از همدستانش در حوالی میدان انقلاب تهران به دام افتاد و به جرمش اعتراف کرد.
قاضی وقت شعبه 1603 دادگاه جنایی تهران نیز پس از برگزاری چند جلسه محاکمه، او را به قصاص در ملأعام محکوم کرد که این حکم به تایید قضات دیوان عالی کشور نیز رسید و سرانجام ساعت 30/5 بامداد روز چهارشنبه 2 مرداد سال 81 زمان اجرای حکم فرارسید. آرام به محل اعدام در ضلع غربی پایانه غرب تهران منتقل شد و اولیای دم مقتول و مردم نیز آمده بودند تا از نزدیک شاهد مجازات این سارق جنایتکار باشند. مرد اعدامی واپسین لحظات عمرش را سپری و با التماس از مادرمقتول درخواست عفو و بخشش میکرد، اما زن داغدیده که 4 سال را به انتظار اعدام قاتل پسرش سپری کرده بود، بیاعتنا به درخواستهای جوان اعدامی از او روبرگرداند.
ماموران، قاتل را به سمت چوبهدار بردند و طناب آبی رنگ را به دور گلوی او انداختند در همین لحظه بود که ناگهان مادرمقتول فریاد زد، من قاتل پسرم را به نام فاطمه زهرا(س) میبخشم و از خون او میگذرم. اینگونه بود که آرام به زندگی بازگشت و رفتار مادر حسین به عنوان یک قهرمان در یاد آنهایی که این خبر را خواندند یا از نزدیک شاهد ماجرا بودند، ماندگار شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: