در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سلحشور در سالهای اخیر کارگردانی مجموعههای تلویزیونی تاریخی ـ مذهبی مانند ایوب پیامبر و اصحاب کهف را بر عهده داشته است.
در فیلمهای دنیای وارونه، گورکن، پرواز در شب و انسان و اسلحه به بازیگری، تهیه کنندگی و چهرهپردازی پرداخته است.
سلحشور مهمترین حادثه زندگی خود را پیروزی انقلاب و ورود امام به وطن میداند. اما آنچه که برای او در حیطه هنر اتفاق افتاد و یکی از مهمترین روزهای زندگیاش را رقم زد مربوط به سریال یوسف پیامبر است. او میگوید: چون سریال حضرت یوسف اثر عظیم و بزرگی بود، دلم میخواست ببینم مردم ایران و دنیای اسلام چه واکنش و عکسالعملی نشان میدهند و استقبال و عدم استقبال آنها چگونه است. اینها سوالاتی بود که ذهنم را مشغول کرده بود، خوشبختانه با استقبال غیرقابلباوری روبهرو شدم و این طور که الان ارزیابی میکنم استقبال از یوسف حتی بیشتر از اصحاب کهف بود.
سلحشور یک اتفاق دیگر را هم تعریف میکند: یکبار با خانوادهام داشتیم از اتوبان قزوین به سمت تهران میآمدیم. چرخ جلوی ماشینم پنچر شد و ماشین 2، 3 بار معلق زد. کاملا طبیعی است وقتی آدم تصادف میکند میترسد، آن لحظهها برایم پر از تلخی و استرس بود و به این فکر میکردم که چه بلایی سر بچهها آمده است. در این حادثه ترقوه یکی از دخترانم شکست، همسرم خون دماغ شد و خودم هم یک مقداری زخمی شدم، ماشینم داغان شد ولی الحمدلله بهخیر گذشت.
از لحظههای مهم زندگی سلحشور همزمانشدن دو اتفاق با یکدیگر است ازدواج و سربازی رفتن او در یک زمان بود. او میگوید: سربازی من قبل از جنگ بود و برایم سخت گذشت. من برخلاف اکثر افراد از سربازی خاطرههای خوبی ندارم، چون من آن موقع ازدواج کرده بودم و خانواده داشتم و باید نزدیکهم میبودیم و از طرفی زمان شاه هم بود و خدمت کردن به آن نظام برایم عذابآور بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: