در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رضایی که در پرونده اتهامی رضا، نماینده دادستان است در مورد اینکه ماجرا چطور اتفاق افتاده و چرا به صدور کیفر خواست منجر شده است، میگوید: یکسال قبل ماموران پلیس با خبر شدند مردی جوان در جنوب تهران بر اثر ضربات چاقو که به نواحی حساس بدنش خورده به قتل رسیده است. ماموران که در محل حاضر شده بودند متوجه شدند، این جوان در تاریکی شب به قتل رسیده و کسی ضارب او را ندیده است اما شاهدی وجود داشت که ماجرای قتل را توضیح داد. هرچند او نتوانست کمک زیادی بکند اما گفتههایش نشان داد که این مرد به دست یک آشنا کشته شده است. شاهد پرونده به ماموران گفت: «من در خانه بودم که صدای فریاد مردی را شنیدم که کمک میخواست و فریاد میزد و گاهی هم صدای آخ میآمد. به محض اینکه بیرون رفتم دیدم در تاریکی شب مردی میدود. صورتش را ندیدم اما نوع فریادزدنهای مقتول نشان میداد، قاتل یک آشناست و آنها همدیگر را میشناسند.»
رضایی میگوید: شاهد پرونده نتوانسته بود با مقتول صحبت کند، چرا که قبل از رسیدن او پسر جوان جان خود را از دست داده بود. در مرحله اول تحقیقات 2 پسر جوان که از دوستان مقتول بودند و به نظر میرسید با او مشکل داشتند، دستگیر شدند اما بعد مشخص شد قتل کار آنها نبوده و آزاد شدند.
نماینده دادستان در مورد اینکه متهم چطور شناسایی و بازداشت شد، میگوید: چند روز بعد از آزادی 2 متهم، پلیس متوجه شد مردی که در همسایگی مقتول زندگی میکند، دستش را باندپیچی کرده و به نظر میرسد زخم عمیقی روی دستش است.
بنابراین رضا برای اینکه به برخی سوالات پاسخ دهد به اداره اگاهی منتقل شد و در نهایت به قتل اعتراف کرد. او توضیح داد چطور ضربات چاقو را بر بدن مقتول وارد کرده و او را به قتل رسانده است. رضا مدعی شد، مقتول به همسر صیغهایاش نظر داشت و به همین دلیل هم دست به قتل او زده است. وی تمام جزئیات را توضیح داد و گفتههایش مطابق با واقعیت بود و ما در دادسرا به طور کامل این موضوع را مورد بررسی قرار دادیم. رضا وقتی در برابر قضات قرار گرفت، مدعی شد همسرش ضربه اصلی را به مقتول زده است؛ ادعایی که تا پیش از این نگفته بود. رضایی در این باره میگوید: این مساله نمیتواند صحت داشته باشد، چرا که تا پیش از این رضا حرفی در این باره نزده بود. شاهد ماجرا هم یک مرد را در حال فرار دیده بود. به نظر من از آنجا که همسر رضا او را ترک کرده و حاضر نشده در روزهای سخت در کنارش باشد، رضا به قصد انتقامگیری چنین حرفی را زده است. به نظر من رضا خود به تنهایی این قتل را مرتکب شده و همسرش نقشی نداشته است. او در این باره دروغ میگوید.
انصاف نبود مرا داغدار کنند
پدر مقتول ازجمله کسانی است که معتقد است رضا قاتل فرزندش است. او میگوید: تنها خواسته من این است که رضا هم مثل پسرم دفن شود، او پسر جوانم را از من گرفت؛ پسری که برای بزرگ کردنش زحمت زیادی کشیده بودم و انصاف نبود مرا این طور داغدار کنند.
وی ادامه میدهد: رضا تازه ادعا کرده پسرم را نکشته و همسرش این کار را کرده است در حالی که به نظر من اینطور نیست. پسر من جوانی قد بلند بود و یک زن نمیتواند به گردن او ضربه بزند مگر اینکه قدی بسیار بلند داشته باشد که قد همسر رضا چندان بلند نیست.
وی به اعترافات اولیه این مرد اشاره میکند و میگوید: کسی که به جرم قتل بازداشت میشود، میداند که عاقبت قصاص میشود و مرگ را در برابر چشمان خودش میبیند، مگر میشود واقعیت را نگوید و قاتل اصلی را معرفی نکند. اگر حرفهایی که رضا میگوید، واقعیت دارد بنابر این او باید در مراحل بازجویی قاتل اصلی را معرفی میکرد. من فکر نمیکنم گفتههای جدیدش واقعیت داشته باشد و بابت کاری که کرده است، باید قصاص شود. او مدتی بود که در همسایگی ما زندگی میکرد اگر راست میگوید که پسر من مزاحم همسرش میشده، میتوانست موضوع را به من بگوید تا من خودم با فرزندم برخورد کنم.
پسرم خیلی انسان خوبی بود، او نماز میخواند و هرگز کار خطایی نمیکرد و دنبال ناموس کسی نبود. اگر لازم باشد دادگاه از محل تحقیق کند، همسایهها خواهند گفت پسرم چقدر متین و آرام بود. او فقط به آیندهاش فکر میکرد. من اطمینان دارم رضا از پسرم کینه ای دیگر به دل داشته و او را در حالت غافلگیری به قتل رسانده است. اگر پسرم خطا کرده بود، با داد و فریاد از مردم کمک نمیخواست. او کاری نکرده بود که آبرویش برود، بنابر این قاتل پسرم دروغ میگوید.من اطمینان دارم تحقیقات جدید هم مظلومیت پسرم را تایید خواهد کرد.
تاوان عشق
با این حال رضا بر بیگناهیاش اصرار دارد و میگوید پیش از این دروغ گفته است. مرد جوان به سوالات اینطور پاسخ میدهد.
چه مشکلی با مقتول داشتی؟
تا زمانی که مزاحم همسرم نشده بود با او مشکلی نداشتم و زمانی که برای همسرم مزاحمت ایجاد کرد، کینه او را به دل گرفتم.
از کجا متوجه شدی او مزاحم همسرت شده است؟
یک شب همسرم هراسان به خانه آمد، خیلی ترسیده بود، به او گفتم چه شده است، گفت مردی او را تعقیب کرده و قصد ربودنش را داشته است. پرسیدم چه کسی بود که جواب نداد.
در نهایت چطور متوجه شدی کسی که میخواسته همسرت را بدزد، پسر همسایه بوده است؟
به همسرم خیلی اصرار کردم و بالاخره او گفت چه کسی مزاحمش شده است. همسرم دوست نداشت من با آن مرد درگیر شوم. او میدانست چقدر غیرتی هستم و اجازه نمیدهم کسی به ناموسم چپ نگاه کند.
زمانی که فهمیدی چه کسی همسرت را تعقیب کرده است، چه کردی؟
تصمیم گرفتم از مرد جوان انتقام بگیرم. به همسرم گفتم از این به بعد موقع برگشت از بیرون با من تماس بگیرد و من خودم همراهیاش میکنم تا اینکه آن اتفاق افتاد.
حادثه چطور اتفاق افتاد، آیا تو برای قتل رفته بودی؟
من رفته بودم تا با مقتول صحبت و موضوع را حل کنم، البته حدس میزدم که مشکلی هم پیش بیاید و ما با هم درگیر شویم به همین دلیل هم با خودم چاقو بردم.
چطور شد که از چاقو استفاده کردی؟
همسرم داشت بر میگشت و من در تعقیب او بودم که متوجه شدم مرد جوان دوباره دنبال همسرم افتاده است و او را تعقیب میکند، جلو رفتم تا با او صحبت کنم و فکر میکردم وقتی مرا ببیند، فرار میکند اما این کار را نکرد. او به من حمله کرد و روی من چاقو کشید.
یعنی اولین ضربه را او به تو زد؟
بله همین طور است. او دستم را زخمیکرد و من هم برای اینکه از خودم دفاع کنم، چند ضربه به او زدم. بعد هم همسرم آمد تا کمکم کند و ما با هم فرار کردیم. او مرا به درمانگاه برد تا زخمم را پانسمان کنم، اما چون ضربه عمیق بود به من گفتند باید در بیمارستان زخمم را پانسمان کنم. همسرم به خانه برگشت تا پول بردارد، وقتی آمد گفت پسر همسایه هم کشته شده است و بعد ما فرار کردیم.
تو در بازجوییها گفته بودی که ضربات را تو وارد کردی، اما در دادگاه ادعا کردی که ضربات را همسرت وارد کرده است در این باره چه میگویی؟
من در تمام مراحل بازجویی گفتم که قتل را من انجام دادم، البته در ماشین همسرم به من گفت او هم ضربهای با چاقو به مقتول زده و مدتی که گذشت متوجه شدم ضربهای که به گردن مقتول خورده است باعث مرگ او شده ولی این ضربه را من نزده بودم. بعدها متوجه شدم همسرم در نزد شاهدان هم این موضوع را گفته است.
وقتی سعی کردم با همسرم تماس بگیرم و از او بخواهم واقعیت را به پلیس بگوید، متوجه شدم او خانهاش را عوض کرده است. من دیگر از او خبر ندارم و نمیدانم کجاست، او به هیچ کس نگفته به کجا میرود و شماره تلفنی هم از خودش به کسی نداده است.قضات میتوانند او را احضار کنند و واقعیت را بفهمند.
همسرم خود را مخفی کرده که کسی پیدایش نکند، اطمینان دارم اگر احضار هم شود نمیآید. چون خودش میداند ضربه ای که او زده، باعث مرگ مقتول شده است.
چرا همان اول واقعیت را نگفتی؟
همسرم را دوست داشتم و فکر میکردم هر تاوانی که بابت این عشق بدهم، ارزش دارد اما بعد از مدتی درست زمانی که به وی احتیاج داشتم، رهایم کرد بنابر این او ارزش این عشق و فداکاری را ندارد و من باید واقعیت را در باره او بگویم.
به نظر میرسد تو قصد انتقامگیری از همسرت را داری، چون او تو را رها کرد و رفت به همین دلیل هم این حرف را میزنی؟
نه اینطور نیست او به 4 نفر دیگر هم گفته که به مقتول ضربه زده است و من از خودم حرفی نمیزنم و نمیخواهم از او انتقام بگیرم.
اولیای دم مقتول برای تو تقاضای قصاص کردهاند، حرفی در این خصوص برای گفتن داری؟
آنها برای قاتل فرزندشان تقاضای قصاص کردهاند. آنها میخواهند کسی که واقعا فرزندشان را کشته است قصاص شود و آن فرد من نیستم، از آنها میخواهم به دنبال قاتل واقعی باشند.
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: