محمدحسن خوشدل ، داور بازنشسته بینالمللی است و تحصیلات تربیت بدنی هم دارد، اما این که چرا کمیته ملی المپیک نزدیک به 500 مربی بینالمللی والیبال را لایق نظارت ندانسته، معمایی است که نگارنده از حل آن عاجز مانده است.
براساس آمار رسمی که در اختیار داریم، والیبال ایران 11423 مربی دارد که از این حجم 481 مربی بینالمللی مرد هستند و 15 نفر آنها هم کارت بالاترین درجه مربیگری دنیا یعنی کاتاگوری 3 را در اختیار گرفتهاند و بجز یک نفر (سیما صدیقی) همه این مربیان بیکار و جویای کارند. آیا این مساله کملطفی به این همه مربی، بیتوجهی به سرمایهها و داشتههای تخصصی والیبال به حساب نمیآید؟ یکی از مربیان همیشه معترض والیبال در این باره میگوید: در ورزش ما آب از سرچشمه گلآلود است، فکر نمیکنم که در هیچ جای دنیا این همه به افراد متخصص بیاعتنایی کنند.
به این میگویند اتفاق نظر!
تیم ملی والیبال با 25 هزار دلار ناقابل از جام ریاستجمهوری قزاقستان بازگشت، تمام تیمها را 3 گیمه از دم تیغ گذراند و حتی یک «ست» هم از دست نداد. این در شرایطی بود که به گفته سرمربی تیم بازیکنان در شرایط مسابقه نبودهاند. بدون این که بخواهیم بار دیگر به پیشنهاد خودمان اشاره کنیم که باید چنین تورنمنتهایی را به تیمهای امید یا باشگاهیمان اختصاص بدهیم، یک سوال جالب برای ما پیش آمده و آن این که حسین معدنی سرمربی تیم ملی گفت که سطح مسابقات جام «نورسلطان نظربایف» بالا بود، اما امیر خوشخبر، سرپرست تیم اظهار داشت: در آلماتی خبر چندانی نبود و کیفیت تیمها چنگی به دل نمیزد. واقعا که چه اتفاقنظر دلپذیری! کاش نظریهپردازی جناب سرمربی درستتر باشد،چون در آستانه حضور در جام کنفدراسیون والیبال آسیا که از روز یازدهم مرداد ماه در ارومیه برگزار خواهد شد، آنچه که سنگ محک جدی ملیپوشان ما خواهد بود، برخورد با تیمهای قدر و مسابقات جدی است. بویژه این که رقبای ما چین و کره از دل لیگ جهانی میآیند و ما به مسابقات نیمبند قانع شدهایم.
توپ، عامل وحدت انسانها
تیم والیبال نشسته ایران عنوان قهرمانی یازدهمین دوره پیکارهای جهانی را به دست آورد. این رقابتها با شرکت 22 تیم در اوکلاهمای آمریکا برگزار شد و تیم ملی که در دور مقدماتی تمام رقبا را 3 گیمه در هم کوبیده بود، در مصاف پایانی بار دیگر با بوسنی هرزگووین، قهرمان دوره قبل دنیا 5 گیمه کرد و این نشان میدهد که بوسنیاییها دستبردار نیستند و مانند سایه تیم ایران را تعقیب میکنند، اما قهرمانی والیبال نشسته ما معلول چند دلیل بود. اول حضور جوانان با تجربه در کنار ملیپوشان میداندیده، دوم اتخاذ تاکتیکها و سیستمهایی جدید چون زدن پایپ (اسپک از منطقه 6 با ارتفاع کوتاه)، دوبله ضربدر و اجرای روش 2 ـ 4 و نگاه به آبشارهای پشت خط یکسوم و این سیستم خاص ایرانیان که معلول خلاقیت هادی رضایی سرمربی فکور تیم ملی و همفکرانش است، باعث شد که دفاع بلند بازیکنان بلند قامت بوسنی فرو بریزد، اما این قصه یعنی رقابت نهان و آشکار تیمهای ایران و بوسنی ادامه دارد تا پارالمپیک لندن که موسمی دیگر است.
اما سفر کاروان ایران به اوکلاهما حکایت جالبی هم داشت، ندادن روادید به دو بازیکن با تجربه و رئیس کمیته داوران، پزشک تیم، یک خبرنگار و از همه مهمتر رئیس فدراسیون جانبازان و معلولان بحثهایی را برانگیخت. رئیس فدراسیون معتقد بود که حتی6 نفره هم باید در مسابقات حضور پیدا کرد، اما عدهای اعتقاد داشته و دارند که تیم ایران باید پافشاری بیشتری به خرج میداد و مثل عراقیها که به دلیل ندادن روادید به 3 بازیکنشان قید سفر به آمریکا را زده بودند، ما هم دست به مقابله به مثل میزدیم. از نگاه ما هم این مباحث از منظری قابل بررسی است، اول این که کشور ما در شرایط تحریم به سر میبرد و ما باید آماده هرگونه سنگاندازی در مسیر سفرهای برونمرزی خود باشیم و برای هر ترفندی برنامه داشته باشیم. از سوی دیگر از بعد ورزشی والیبال نشسته ایران اعتباری چون فوتبال برزیل در دنیا دارد و اگر ما در مسابقات جهانی شرکت نمیکردیم، آن مسابقات از مشروعیت میافتاد و جامعه جهانی ورزش را مقابل میزبان قرار میداد.
به هر روی این قهرمانی مرهون برنامهریزی خوب و از خودگذشتگی بازیکنانی است که معلولیت را به هیچ گرفتهاند و به قدرتی بزرگ که مایه سرافرازی ورزش ماست، تبدیل شدهاند. امروز که آبها از آسیاب افتاده و تب خبر و اخبار مسابقات فروکش کرده است، باید بپذیریم که توپ با توپ فرق دارد، توپی که از لوله توپخانهها شلیک میشود خانمان برانداز و ضدانسانیت است، اما توپ ورزشی عامل وحدت انسانهاست، اگر به این باور برسیم، موفق خواهیم شد.
از کاه تا کوه
دور مقدماتی لیگ جهانی والیبال به پایان رسید. ایتالیا، برزیل، صربستان، روسیه و کوبا به اتفاق آرژانتین به دور پایانی صعود کردهاند تا از روز 25 جولای در شهر کوردوبا و کنار رودخانه سوگوی پیکار کنند، اما باز هم نهتنها دست آسیاییها از صعود کوتاه ماند، بلکه در ردهبندی انفرادی بازیکنان نیز جایی در بین 50 بازیکن رتبهبندی شده نیافتند و این تفاوت آشکار میان بازیکنان اروپایی و آسیایی است.
به همین دلیل هیچ بازیکن آسیایی در لیگ معتبری چون ایتالیا بازی نمیکند، اما مصریها در لیگهای معتبر اروپایی نماینده دارند و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. این را برای آنهایی مینویسیم که گاهی در والیبال قاره از کاه کوه میسازند!
سازمان لیگ و دوری از تکمحوری
مهدی دادرس، رئیس سازمان لیگ فدراسیون والیبال شده، باور نمیکنید؟ در این ورزش ما هر اتفاقی ممکن است رخ بدهد. دادرس البته که ورزشی است، اما او را بیشتر یک مدیر میشناسیم نه متخصص والیبال. آن هم در شرایطی که لیگ به دلیل اهمیتی که در ورزش هر کشوری از جمله ایران دارد، باید از متفکرین این رشته نشات بگیرد. به هر روی اگر مهدی دادرس دل به دریا زد و این مسوولیت را پذیرفت، امیدواریم اجازه ندهد واسطهگری و جابهجا کردن بازیکنان چون خوره به جان سازمان لیگ بیفتد. او باید گروهی را جمع کند که صاحبرای، عقیده و اراده باشند و اراده آنان بیشتر بر مبنای مصلحت والیبال کشور باشد. سازمان لیگ باید از حالت تکمحوری و تکفکری خارج شود و در آن جایی برای اظهارنظر نمایندگان باشگاهها، بازیکنان، مربیان و حتی داوران باشد.
جمشید حمیدی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم