قاب خوانندگان

کارنامه قابل قبول برای کارگردان

«هفت دقیقه تا پاییز» ساخته علیرضا امینی، این روزها بر پرده سینماها در حال اکران است. در این فیلم پرتعلیق، روایتگری در محور اصلی قرار گرفته و هر چه داستان به اوج نزدیک می‌شود، قصه‌گویی نیز با آن همراه می‌گردد. لحظات نفسگیر و سخت، جزءلاینفک این روایت‌گویی است. امینی با کلامی صادقانه از روابط انسانی در جامعه امروز، سعی می‌کند فضای فیلم را فضایی واقعی معرفی کند و به همین دلیل تا پایان ماجرا نیز موفق بوده است.
کد خبر: ۳۴۰۹۱۰

«هفت دقیقه تا پاییز» از یک نقطه سخت و حادثه‌ای شروع می‌‌شود، این حرکت با جدایی فرهاد و مریم شکل می‌گیرد، گرچه همان ابتدا برای تماشاچی کمی غیرمعمول است، اما با ادامه داستان مشخص می‌شود که این شروع غیرمتعارف فقط یک پوسته ظاهری بیش نبوده و هر چه فیلم جلو می‌رود، عمق ماجرا و حوادث پرتنش شکل می‌گیرد. چنین برمی‌آید که امینی خیلی علاقه‌ای به شفاف‌سازی موضوعی نداشته و درصدد آن بوده تا فرآیند اصلی ماجراها، قصه او را به پیش برد. شاید بر همین اساس باشد که تعلیق از همان سکانس‌های نخست با داستان او عجین شده است. در نیمه‌‌های فیلم ماجرای تراژیک و حادثه‌ای‌شکل جدید به خود می‌گیرد، به‌گونه‌ای که مسیر زندگی شخصیت‌ها را کاملا تغییر می‌دهد، پی در پی وقایع رخ می‌دهد و هر اتفاق زمینه‌‌ای خاص برای حوادث دیگر می‌شود.

اوج این ماجرا را باید در مرگ سارا دید که در اولین نگاه نمی‌توان ارتباط خاص با روند ابتدایی قصه پیدا کرد، اما همان‌طور که اشاره شد، این بخش نیز جزو پوسته‌های ظاهری بوده و طبیعی است تحلیل‌های ذهنی تماشاچی را بر‌انگیزاند، این خیز تا جایی ادامه می‌یابد که بحرانی سخت خانواده‌ها را وارد مسیر تازه‌ای می‌کند و امینی از همین مقطع آرام آرام پایان‌بندی خود را طراحی می‌کند و قصه را به سمت یک آرامش متعارف ظاهری هدایت می‌کند. در بخش‌های پایانی فیلم شاید فصلی که امین شمع‌های کیکی را که به جای جشن در عزا خورده می‌شود خاموش می‌کند، بیشترین تاثیرگذاری را برای رسیدن به آرامشی که به آن اشاره شد، خواهد داشت بویژه که این سکانس‌ در دل تاریکی و سکوت است. کارگردان برای کامل کردن این بخش در یک حرکت نسنجیده دوباره این آرامش را می‌شکند و با بروز حادثه‌ای دیگر، مرگ و عشق و جدایی را ترسیم می‌کند.

2 نکته دیگر در فیلم امینی به چشم می‌خورد، اول این که او با محدود کردن شخصیت‌ها و گاهی از میان بردن آنها با فضاسازی ایده‌‌آل و غیرمصنوع کمی بار محتوایی را به دست فضای کلی می‌سپارد و دوم آن که به دقت و درستی از شخصیت‌هایش بهره گرفته است، گرچه همان‌طور که در بالا اشاره شد آنان را محدود کرده اما در جای خود با دقت و با وسواس خاصی از همه پتانسیل آنها بهره جسته است. حضور بازیگران مطرح و حرفه‌ای سینما نظیر حامد بهداد نیز توانسته برای تحقق این نگاه ظریف، کمک زیادی کند.

به هر حال باید گفت علیرضا امینی، این کارگردان جوان کشورمان واقعیت‌های انسانی و تراژدی موجود در سطح جامعه را با زبانی ملموس و ساده بیان کرده و از همین‌رو «هفت دقیقه تا پاییز» کارنامه قابل قبولی برای این کارگردان خواهد بود.

مجتبی شهریان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها