در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درخصوص این تغییرات هم احساس خوبی دارم و هم ندارم. خوشحالم از این که تغییر مهمی را در کارم ایجاد کردهام آن هم با توجه به یک پشتوانه فکری و برنامهریزی شده و ناراحتم از این که همیشه آن چیزی که آدم پیش خودش فکر میکند، پیش نمیآید، ولی در مجموع راضی هستم.
زمانی که در رادیو برنامه اجرا میکردی، دغدغه اجرای تلویزیونی هم داشتی؟
خیر. حتی مخالف این کار هم بودم. چون کسانی که وارد رادیو میشوند بعد از مدتی به آن وابسته میشوند. البته من چندان آدم وابستهای نیستم، اما دلبسته میشوم. دلبستگی را هم به این عنوان پذیرفتم که به هر حال باید روزی از همه چیزهایی که دارم جدا شوم.
رادیو را چطور تعریف میکنی؟
رادیو برای من یک خاستگاه و یک مدرسه است و نسبت به آن یک حس نوستالژیک فوقالعاده دارم. از بچگی با آن بزرگ شدهام و لذت بردهام.
چه شد که به سمت اجرای تلویزیونی آمدی؟
از سال 84 پیشنهادهایی در این زمینه داشتم و بعد به این فکر کردم که آیا میتوانم در تلویزیون اجرا کنم یا خیر. ضمن این که باید بضاعت تلویزیون را هم در نظر میگرفتم، مثلا این که چقدر دست من در اجرا باز خواهد بود. به هر حال اجرا در تلویزیون تا حدی برایم جذاب بود. بویژه برای من که تئاتر خوانده بودم و بعد همان اتفاقاتی را در تلویزیون تجربه کردم که در رادیو نمیتوانستم آنها را تجربه کنم.
چقدر به فکر شکستن این تابو بودی؟
شاید با همین ذهنیت گام اول را برداشتم؛ با این ذهنیت که برخی چیزهایی را که به عنوان بیننده در اجرای تلویزیونی با آن مخالف بودم، تغییر دهم. البته در حد استعداد و توانم. میخواستم چیزهای نویی ارائه کنم.
فکر کنم آدم اهل ریسکی هم باشی؟
بله، ولی هیچ وقت بیگدار به آب نمیزنم. همیشه با خودم فکر میکنم چطور حرکت کنم که به بهترین راه برسم. برای همین هیچ وقت پشیمان نمیشوم و مثبت فکر میکنم.
زمانی که رادیو را ترک کردی، توانسته بودی تمام تجربیاتی را که میخواستی، کسب کنی؟
تا حد زیادی کارهایی را که دوست داشتم انجام دادم، البته رادیو اینقدر گسترده است که شاید خیلی بیشتر میتوانستم تجربه کنم، ولی دیگر اشباع شده بودم و اگر این اتفاق نمیافتاد، شاید هیچ وقت آن را ترک نمیکردم.
اشباع از چه نظر؟
من جوانیام را در رادیو سپری کردم و از این نظر هم برایم لذتبخش بود و هم کفایت میکرد.
چند سال در رادیو فعالیت کردی؟
7 سال، 3 سال هم تنها در شبکه جوان برنامه اجرا کردم.
به اندازه چند سال توانستی تجربه کسب کنی؟
70 سال. رادیو آدم را میسازد. من در این مدت فقط در رادیو کار کردم و تمام هم و غم خود را روی اجرایم گذاشتم و بیشتر از حقم هم از مخاطبان جواب گرفتم.
زمانی که از رادیو جدا شدی، چقدر به فکر مخاطبانت بودی؟
مخاطبان رادیو بسیار به من مهربانی کردند و با من همراه بودند. این برایم یک معجزه بود و هنوز پس از گذشت یک سال و اندی از من میخواهند یک برنامه در رادیو بگیرم و اجرا کنم. به هر حال من همیشه برای مخاطبانم انرژی میگذارم و با آنها با صداقت رفتار خواهم کرد.
ولی قبول کنید که در مورد مخاطبان تلویزیون اینگونه نیست.
چون مخاطبان تلویزیون هیچ وقت به این رسانه آنطور که باید وابسته نمیشوند.
تلویزیون زرق و برق زیادی دارد، ولی در رادیو شما فقط با صدا ارتباط برقرار میکنی و لحن صدایت قطعا روی مخاطبت هم اثر خواهد گذاشت.
وقتی برای اولین بار مقابل دوربین تلویزیون ظاهر شدی، چه حسی داشتی؟
جالب است بدانید که به هیچ وجه استرس نداشتم. طوری که دائم به خودم نهیب میزدم که حداقل یک کم استرس داشته باش. خیلی بیخیال بودم. به هر حال برایم تجربه تازهای بود و احساس میکردم تکتک بینندهها را دارم میبینم. دوربین را هم خیلی دوست داشتم.
فرق بین دوربین و میکروفن از نگاه شما؟
قطعا با یکدیگر فرق دارند، ولی هر دو قداست خاصی دارند. مخاطبان با دوربین میبینند و با میکروفن میشنوند.
ولی خیلیها به واسطه دوربین فقط میبینند که انتقاد کنند.
بله. کاملا درست است، اما من با این مساله کنار آمدهام و خودم را آماده کردهام.
چقدر جسارت اجرای برنامه رادیویی را در برنامههای تلویزیونی دارید؟
خب، تلویزیون فضای بستهتری نسبت به رادیو بویژه رادیو جوان سابق دارد، اما من همان شخصیت را با خودم آوردم و تبدیل به آدم دیگری نشدم.
ولی نمیتوانم قبول کنم که شما همان بنفشه رافعی رادیو جوان هستید.
چون تلویزیون این اجازه را به من نمیدهد. همین که دارم از شخصیت بنفشه رافعی استفاده میکنم تا حد زیادی برخلاف موازین تلویزیون است.
احساس خطر نمیکنید؟
چرا. برای همین بارها فکر کردم که تلویزیون را رها کنم، ولی چون زحمت زیادی برای رسیدن به این هدفم کشیدهام، پشیمان نشدم.
در مورد متنهای برنامه فونت 35 چقدر دخالت داری؟
خوشبختانه در رادیو جوان توانستم بداههگوییام را تقویت کنم. البته در تلویزیون این مساله کمی سختتر است، چون باید شسته رفتهتر حرف بزنی و باید دوربین را نگاه کنی و حرف بزنی. اما خوشبختانه از همان برنامه اول نیازی به متن پیدا نکردم، البته سرفصل موضوعات را به من میگویند و بعد خودم درباره آن صحبت میکنم و از این نظر چندان در انتخاب موضوعات دخالت ندارم. من احساس میکنم هرچه باهوشتر باشی و اطلاعات بیشتری داشته باشی در اجرا هم موفقتر خواهی بود.
بین بنفشه رافعی گوینده رادیو و بنفشه رافعی مجری تلویزیون چقدر فرق وجود دارد؟
بنفشه رافعی در تلویزیون صددرصد به فضایی که میخواهد دست پیدا نکرده است و از این نظر کامل خودم را پیدا نکردهام، ولی در رادیو به درصد بالایی از تجارب مختلف رسیدهام. من لذت اجرا در رادیو را با مخاطب پیدا کردهام. دلم میخواهد آن لذت را هم در تلویزیون تجربه کنم. هیچ وقت مخاطب کم مرا راضی نمیکند. من برای مخاطب کار میکنم و نه برای چیز دیگری.
اجرا...
از هرگونه تصنعی اجرا کردن فرار میکنم و بشدت برای مخاطبم ارزش قائل هستم.
به نظرتان چرا مخاطبان تلویزیون فصلیتر هستند؟
چون حافظه کوتاهمدتتری دارند و صداقت مخاطب رادیو را هم ندارند.
نظرتان درباره برنامه «این آدمها سیاه و سفید هستند» چیست؟
این برنامه را با گروه آقای گیلآبادی کار کردم و به نظرم برنامه بسیار خاصی بود. البته بعضی از قسمتها را دوست داشتم و بعضی دیگر را خیر.
دوست دارید چه تیتری برایتان بزنیم؟
این دیگر در تخصص شماست.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: