در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاکی در این باره به بازپرس برجسته گفت: چندی قبل به دلیل بدرفتاری و سوءظن شوهرم، تصمیم به جدایی گرفتم و از او شکایت کردم.
وی افزود: شوهرم با احضار به دادگاه خانواده، پس از شنیدن گفتههای من، پذیرفت که مهریهام را بپردازد و بعد از جدایی حضانت 2 پسرمان را هم به من بسپارد. بعد از چند ماه همسرم مرا طلاق داد ولی از پرداخت مهریه و تحویل فرزندانم امتناع کرد.
زن شاکی ادامه داد: چند بار به در خانهاش رفتم اما کسی پاسخم را نداد. به اوضاع مشکوک شدم و سراغ فرزندانم را از اقوام گرفتم که با گفتههای یکی از اقوام، پی به کودکآزاری شوهر سابقم بردم و از او شکایت دارم.
با شکایت زن جوان، پرونده در اختیار ماموران آگاهی شهریار قرار گرفت. ماموران خانه مرد کودکآزار را شناسایی و وی را پیش از خروج از خانه دستگیر کردند.
صدای ناله کودکان راز گشود
ماموران پس از انتقال متهم به مرکز پلیس شهریار، به بازرسی از خانهاش پرداختند که با شنیدن صدای نالههای خفیف از انباری، متوجه شدند 2 کودک خانواده در انباری محبوس شدهاند. این دو کودک که وضعیت جسمانی مناسبی نداشتند، به بیمارستان انتقال یافتند.
پزشکان پس از معاینه این دو کودک، گزارش کردند آنها بارها مورد کودکآزاری قرار گرفتهاند و آثار کبودی و سوختگی در بدن این دو برادر دیده میشود.
پس از بهبود کودکان، آنها تحویل بهزیستی شهریار شدند و پدر سنگدل در بازجویی به شکنجه کودکان خود اعتراف کرد.
کودکآزاری به خاطر انتقامگیری
پدر کودکآزار در اظهاراتش گفت: من فردی عصبی و شکاک هستم. همین موضوع باعث اختلاف میان من و همسرم شد تا این که عاقبت از هم جدا شدیم و قرار شد مهریه همسرم را بپردازم و حضانت فرزندانمان را نیز به او بسپارم که به تعهداتم عمل نکردم. متهم افزود: از آن روز به بعد کودکانم را کتک میزدم و در خانه زندانی میکردم.
بنابراین گزارش، 2 کودک آسیبدیده از سوی مسوولان بهزیستی در اختیار مادربزرگ خانواده قرار گرفتند و پدر سنگدل با قرار قانونی بازپرس برجسته، رئیس شعبه یکم دادسرای عمومی و انقلاب شهریار روانه زندان شد. تحقیقات از وی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: