در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تیر 1368 خودروی سوختهای در جاده خاکی روستای رحمتآباد شهرستان ابهر کشف شد که پیکر بیجان مردی پشت فرمان دیده میشد.آن زمان با دستور قاضی کشیک جنایی، جسد برای تشخیص هویت به پزشکی قانونی انتقال داده شد. مدتی بعد کارآگاهان پی بردند مقتول به نام حسین از مأموران پلیس زنجان است.
آن زمان هیچ سرنخی از قاتل حسین وجود نداشت و کارآگاهان که احتمال میدادند این جنایت توسط فردی آشنا انجام شده است به تحقیق درباره دوستان و اطرافیان مامور پلیس پرداختند و متوجه شدند یکی از دوستان او به نام پرویز در زمینه قاچاق آثار باستانی فعالیت میکند و از زمان وقوع قتل ناپدید شده است. به این ترتیب پرویز به عنوان مظنون شماره یک تحت تعقیب قرار گرفت، اما هیچکس از محل اختفای او خبر نداشت و تجسسها به بنبست رسید، تا این که بعد از گذشت 7 سال از وقوع جنایت، اطلاعاتی به دست کارآگاهان رسید، که گواهی میداد همسر پرویز از محل اختفای این مرد مطلع است. زن جوان وقتی تحت بازجویی قرار گرفت، اعتراف کرد گاهی به ملاقات پرویز که در ساری سکونت دارد، میرود.
پس از به دست آمدن نشانی محل اختفای پرویز، تیمی از ماموران به آنجا رفتند و متهم را بازداشت کردند.
پرویز در بازجوییها با ابراز پشیمانی گفت، در جریان قاچاق اشیای زیرخاکی، وقتی دوست پلیس خود را مانع اقدامات تبهکارانهاش دید، وی را به بیابان خلوتی کشاند و او را خفه کرد و سپس جسد حسین را همراه خودرویش به آتش کشید.
متهم صحنه قتل را نیز بازسازی کرد و در سال 78 پای میز محاکمه رفت، اما در دادگاه مدعی شد همدستی دارد که او قتل را انجام داده است. از آنجا که مدرکی برای اثبات یا انکار این ادعای پرویز به دست نیامد، قاضی پرونده اعلام کرد باید مراسم قسامه برگزار شود.در نهایت پرویز با اجرای این مراسم به قصاص محکوم شد، اما پرونده او باز هم معطل ماند تا این که سرانجام 13 سال بعد از وقوع قتل، حکم وی به تایید دیوانعالی کشور رسید و او اعدام شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: