قتل عمدی بود
رضایی، نماینده دادستان تهران در این باره میگوید:22 خرداد سال گذشته بود که بازپرس کشیک قتل در جریان قتل جوانی به نام حسین قرار گرفت. ماموران میگفتند درگیری بر سر طرفداری از دو رقیب شخصیت مطرح آغاز شد. زمانی که بازپرس از محل قتل بازدید کرد و متهم را که محمد نام داشت، تحتبازجویی قرار داد، متهم به قتل اعتراف کرد. شاهدان میگفتند متهم و مقتول از دو شخصیت مشهور طرفداری میکردند اما بعد از مدتی بحث آنها بالا گرفت و در نهایت محمد با چاقو علی را زد اما خود متهم چنین ادعایی را نداشت و میگفت آنها بر سر مساله دیگری با هم اختلاف داشتهاند.
نماینده دادستان ادامه میدهد: از آنجا که مقتول در آن زمان هنوز زنده بود، ماموران تلاش زیادی کردند تا با او حرف بزنند، اما چون حال او از نظر پزشکان وخیم بود امکان بازجویی از وی وجود نداشت و متاسفانه فردای ان روز هم مرد جوان فوت کرد. تنها کسی که میتوانست در اینباره توضیح دهد متهم به قتل بود که متاسفانه او هم مجروح بود. زمانی که متهم بهبود یافت مورد بازجویی قرار گرفت و اظهارات اولیه خود را قبول کرد و گفت مقتول با ضربه چاقوی او کشته شده است. نماینده دادستان تهران توضیح میدهد: متهم تعریف کرد درگیری برسر شخصیت محبوبشان نبود بلکه دعوا به خاطر یک قلیان اتفاق افتاد، البته از نظر ما اینطور نبود و یک قلیان نمیتوانست عامل اصلی درگیری باشد. ضمن آنکه شاهدان میگویند آنها از قبل اختلافاتی داشتند و به همین دلیل هم با یکدیگر درگیر شدند. این به معنای آن است که متهم از قبل نقشهای برای قتل طراحی کرده بود.
رضایی اشارهای هم به جراحات میکند و میگوید: میدانیم که متهم و مقتول ضرباتی را به هم زدهاند، اما به نظر من قصد مقتول از وارد آوردن ضربات فقط دفاع از خودش بود و این قاتل بود که میخواست او را بکشد و سرانجام هم این کار را کرد. خانواده مقتول هم میگویند که این دو نفر از قبل با هم اختلافاتی داشتند و این به معنای آن است که متهم قصد قتل داشته است. اگر حرف متهم در مورد اینکه از خودش دفاع کرده، واقعی باشد او باید کشته میشد، نه مقتول. این نشان میدهد متهم قساوت بیشتری در کار خود داشت. بنابر این از نظر دادسرا و من به عنوان نماینده دادستان تهران او متهم به قتل عمد است.
تقاضای قصاص
مادر مقتول با نماینده دادستان هم نظر است. او میگوید قاتل فرزندش باید قصاص شود. این زن میافزاید: شما نمیدانید زمانی که شنیدم فرزندم را به قتل رساندهاند، چه حالی داشتم. اصلا باورم نمیشد، بارها از خداوند تقاضای مرگ کردم. فقط کسانی میتوانند درد مرا بفهمند که خودشان کسی را از دست دادهاند. شرایط روحی بدی داشتم و تا زمانی که قاتل فرزندم را به سزای اعمالش نرسانم، نمیتوانم آرام شوم.
مادر حسین لحظات آخر زندگی فرزندش را این طور توصیف میکند: شب تا صبح بالای سر پسرم بودم همه میگفتند شرایط جسمی خوبی ندارد، اما من امیدوار بودم زنده بماند. خدا میداند چقدر ناراحت بودم، خواب به چشمم نمیرفت و احساس میکردم در حال مرگ هستم. تا اینکه صبح خبر دادند پسرم جان باخته است. انگار دنیا روی سرم خراب شد. نمیدانم چه باید بگویم و چه باید بکنم اما احساس میکنم باید قاتل فرزندم به سزای عملش برسد.
مادر مقتول درباره اینکه فرزندش با قاتل اختلافی داشت یا نه میگوید: آنها اختلافی نداشتند که بخواهد به قتل بینجامد، البته من چیز زیادی در این باره نمیدانم. چون پسرم برای اینکه من ناراحت نشوم. سعی میکرد زیاد متوجه مشکلاتش نشوم اما بعدها متوجه شدم او با مقتول اختلافاتی داشت. این را هم بگویم پسرم اصلا اهل دعوا و درگیری نبود.
وی ادامه میدهد: پسرم ضربهای خورده بود که پزشکان نتوانستند او را نجات دهند میگفتند ضربه آنقدر عمیق است که قلبش را شکافته و خونریزی شدید دارد. من از پزشکان خواستم قلب مرا به جای قلب فرزندم بگذارند تا او زندگی کند، اما به من گفتند نمیتوانند این کار را بکنند. من هم حرفشان را باور کردم. کاری از دستم برنمیآمد و باید مینشستم و مرگ فرزند دلبندم را تماشا میکردم. پسرم اگر کاری کرده بود که مستحق مجازات بود، باید قانون در مورد او تصمیم میگرفت نه اینکه محمد خودش این کار را بکند. ما سالها با هم همسایه بودیم و محمد ما را میشناخت اما برای چه فرزندم را کشت، نمیدانم.
مادر مقتول درخصوص اینکه گفته میشود فرزندش به متهم چند ضربه زده است، میگوید: این یک تهمت است پسر من چاقوکش نبود او این کار را بدون دلیل نمیکند حتما متهم به سمت او حملهور شده و پسرم برای اینکه از خود دفاع کند این کار را کرده است، من هم برای اینکه خون فرزندم هدر نرود خواهان قصاص متهم هستم و او باید مجازات شود.
مادر حسین میگوید: چرا از من میخواهند رضایت دهم، من اصلا نمیدانم چرا آنها خود را جای من نمیگذارند. مگر من مادر نبودم که حالا همه میگویند خودت را جای مادر محمد بگذار. میدانم او عذاب میکشد و میدانم روزها بر او سخت میشود، اما حالا نمیتوانم به رضایت فکر کنم.
حلالم کنید
محمد همچنان منکر قتل است و از زمانی که رای دادگاه به وی ابلاغ شده، بیشتر روی این موضوع پافشاری میکند و میگوید از خود دفاع کرده و اگر او محمد را نمیکشت، کشته میشد.
مقتول را میشناختی؟
سالها بود که با هم دوست بودیم و رابطه خوبی با هم داشتیم.
اما تو روی او چاقو کشیدی این نشان میدهد که چندان هم رابطه خوبی نداشتید؟
نه اینطور نیست. من با او دوست بودم و رابطه خوبی داشتم. آنچه باعث قتل شد یک اتفاق بود.
اینکه گفته میشود شما به خاطر دو شخصیت معروف دعوا کردید درست است؟
نه اینطور نیست. من اصلا این کار را به خاطر شخص محبوبم نکردم. ما با هم اختلافی قدیمی داشتیم که به خاطر آن دست به قتل زدم.
درگیری بر سر چه بود؟
به خاطر قلیان
قلیان؟ مگر میشود؟
بله اینطور بود. ماجرا از اینجا آغاز شد که من داشتم به خانه برمیگشتم که حسین را دیدم. از او خواستم تا قلیانم را به من پس دهد، او هم قبول کرد و فقط به من گفت باید کمی صبر کنی تا آن را از خانه بیاورم، بنابر این به پارکی که در آن نزدیکی بود، رفتم و در آنجا منتظر ماندم تا حسین برگردد. اما حسین با من تماس گرفت و گفت نمیتواند بیاید و از من خواست که به خانه او بروم.
در آن مکالمه بحثی بین شما در گرفت؟
نه ما هیچ بحثی نداشتیم. من سوار موتور دوستم شدم و به آنجا که رسیدم حسین با قمه به من حمله کرد و مرا با قمه زد ومن هم برای آنکه او را بترسانم چاقوی تزئینی را که در جیبم بود بیرون آوردم و یک ضربه به او زدم. من فقط یک ضربه زدم و نمیخواستم او را بکشم.
چطور میتوانی ادعایت را ثابت کنی؟
شاهدان همگی شهادت دادند. در دادگاه هم گفتند که من عامل اصلی درگیری نبودم و همین هم باعث شد تا دادگاه حرفم را قبول کند.
من نمیخواستم کاری کنم که حسین بمیرد همه دیدند که او به من حمله کرد، اگر من حسین را نمیزدم، او مرا میزد و این منطقی نبود که من بایستم تا حسین مرا بکشد.
دادگاه تو را از اتهام قتل عمد تبرئه کرد، اما به 10 سال حبس محکوم شدهای، اگر بیگناه بودی که این اتفاق نمیافتاد.
من نگفتم کاملا بیگناه بودم، گفتم که عامل درگیری من نبودم. از اینکه حسین کشته شده است، بسیار متاسفم. قبول دارم که نباید ضربه را طوری میزدم که باعث مرگ او شود، اما امیدوارم مادر مقتول مرا ببخشد و حلالم کند.
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم