خواندنی هفته

«خیالباف» شما را هم برمی‌دارد و می‌‌برد

ایان مک یوون «خیالباف» را سال ???? نوشته‌است. او بعد از پایان گرفتن هر فصل آن را با صدای بلند برای بچه‌هایش می‌خوانده‌است. مک یوون در پیشگفتار کتابش این خواندن فصل به فصل شبانه داستان‌‌ها را توافقی دوجانبه و ساده میان خودش و بچه‌هایش می‌داند. او می‌گوید: آنها جد‌یدترین قصـــه از «ماجـراهای پیتـر» را می‌شنیدند و من چند نظر اصلاحی به دردبخور به دست می‌آوردم. این داد و ستد خوشایند و تقریبا کلیشه‌ای به نوبه خود روی نوشتن من تاثیر می‌گذاشت و باعث می‌شد به صدای آدم بزرگی که جمله‌ها را ادا می‌کرد، بیشتر توجه کنم.
کد خبر: ۳۴۰۰۹۶

خیالباف که ترجمه میلاد زکریاست، توسط نشر نی چاپ و منتشر شده‌است. از این مترجم پیش از این «فرانی و زویی» نوشته دیوید جی سلینجر، «تی صفر» و «کمدی‌های کیهانی» نوشته ایتالو کالوینو و... به بازار کتاب آمده است. کتاب حاضر رمانی نه چندان بلند درباره پیتر، پسر کوچکی است که با دیدن هر چیز غریبی، اتفاق عجیبی یا حتی یک قوطی کرم که برچسبی با این مضمون دارد: «کرم محو کننده» همان گوشه می‌نشیند و داستان خیالبافی‌هایش را از همان چیزی که به نظرش عجیب می‌آمده آغاز می‌کند و خدا می‌داند آن را تا کجا پیش می‌برد. به همین سادگی او آنقدر در این خیالات غرق می‌شود که دست ما را هم می‌گیرد و با خودش همراه می‌کند. طوری که وقتی به خودمان می‌آییم همراه با او همه این تصویرهای ذهنی را باور کرده‌ایم. وقتی ما هم همراه با پیتر از آن راه‌های پرپیچ و خم خیالات به دنیای واقعی برمی‌گردیم همه چیز را عادی و بی‌هیچ هیجانی می‌بینیم و این اصلا انصاف نیست!

مک یوون تعریف می‌کند: «توی مدرسه، پیتر اغلب جسمش را پشت میزش می‌نشاند، اما ذهنش به سفر می‌رفت. بعضی وقت‌ها حتی در خانه هم خیالبافی او را به دردسر می‌انداخت.» معلوم است خیالبافی آن هم در ارتباط با مدرسه و درست زمانی که قرار است برای اولین بار خواهر کوچک‌ترش کیت را به مدرسه برساند! وقتی به ایستگاه مورد نظر می‌رسند فکر می‌کنید پیتر فورچون کجاها سیر می‌کند؟ او دارد در خیالاتش کیت کوچک را از دست گرگ‌های گرسنه وحشی نجات می‌دهد. آن هم با چاقوی شکاری‌اش و آن قوطی کبریتی که بالاخره به یک کاری می‌آید.

خیالباف را با قیمت ???? تومان از کتابفروشی‌ها بخواهید. یک نسخه از آن را می‌توانید در یک نشستن و برخاستن بخوانید. خیالبافی‌های پیتر فورچون می‌تواند شما را ساعت‌ها با خودش همراه کند. آنقدر که وقتی داستان آدم بزرگ‌ها را به عنوان آخرین داستان کتاب تمام می‌کنید، دلتان می‌خواهد قلم و کاغذ بردارید و آنقدر درباره خیالبافی‌هایتان بنویسید که از تک و تا بیفتید. می‌توانید امتحان کنید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها