درباره مشکلات حرف بزنیم
ما با حرف زدن به نوعی اعتراف میکنیم. وقتی به قول معروف به سخن درمیآییم، خیلی از ویژگیهای شخصیتیمان، کارها، رفتارها، دیدگاهها و نگاهمان را به مسائل برای دیگران عینیت میبخشیم و این یعنی اعتراف. معنی اعتراف همیشه این نیست که گناهی را به گردن بگیریم. میتواند به این معنا باشد که خودمان را برای دیگران بیشتر از گذشته تشریح کردهایم و در معرض قضاوت دیگران قرار دادهایم و حرفمان را خواسته یا ناخواسته به عنوان سندی در اختیار آدمها قرار دادهایم تا براساس آن مستندتر و مستدلتر قضاوتمان کنند. این همیشه به ضرر ما نیست. سود و زیانش را نوع حرفهایی که میزنیم تعیین میکند. با این حال ما با حرف زدن امکان درست قضاوتکردن را به دیگران میدهیم.
عمر یک رابطه میتواند با حرف نزدن به پایان برسد. حرفزدن درباره هر موضوعی یکی از فاکتورهای مهمی است که هر رابطهای بر پایه و اساس آن شکل میگیرد. گاهی اوقات لازم نیست مشکلی در میان باشد یا مسالهای که نیاز باشد برای رفع آن با طرف مقابل صحبت کنید. خیلی وقتها حرف زدن از موضوعات پیش پا افتاده، خندیدن به اتفاقات نهچندان مهم و برقراری ارتباط کلامی درباره مسائلی که لزوما از اهمیت بالایی هم برخوردار نیستند، میتواند بقای یک رابطه را تضمین کند.
این مساله بیشتر در روابط میان زوجهای جوان، استاد و شاگردها، دوستان همسن و سال و روابط میان جوانها یا اعضای خانواده اهمیت خودش را نشان میدهد. بسیاری از مشکلاتی که غیرقابل حل به نظر میرسند در یک گفتگوی بدون تنش به موضوعاتی پیش پا افتاده تبدیل میشوند. خیلی از اختلافات میان جوانها و پدر و مادری که به دلیل فاصله نسلی قادر به درک مستقیم آنها نیستند با یک گفتگوی ساده قابل حل است.
اما در مقوله حرف زدن برای حل مشکلات، چیزی که بیشترین اهمیت را دارد، دانستن شیوه بحث کردن است. معمولا بسیاری از بحثهای اینچنینی بیشتر از آن که یک گفتگوی ساده و سازنده باشند به یک جدل شبیهاند؛ جدلی که در آن هریک از طرفین گفتگو برای به کرسی نشاندن حرف خودش، طرف دیگر را زیر بار حرفهایش خرد میکند. پیش از آن که با کسی وارد گفتگو شوید، از این که شیوه درست بحث کردن را بلد هستید، مطمئن شوید. از همان ابتدا به قصد محکوم کردن طرف مقابلتان شمشیر در دست نگیرید. خودتان را در یک محیط آرام، در حالی که روی یک صندلی راحتی لم دادهاید و یک لیوان آبپرتقال طبیعی هم در دست دارید، تصور کنید. در چنین فضایی جایی برای عصبانیت و جدل باقی نمیماند.
رازهایی که در دل خاک خفته به
یکی از فاکتورهای مهمی که میتواند آخر و عاقبت یک گفتگو را به ساحل سلامت برساند، رعایت راه و رسم درست حرف زدن است. وقتی با کسی وارد گفتگو میشوید بیش از هر چیزی شنونده باشید، یعنی صحبتهای طرف مقابل را با دقت گوش دهید و هنگام گوش دادن به حرفهای او، اساماس بازی را تعطیل کنید و با چشمهایتان رد پشه مزاحمی که چند باری کنار گوشتان وزوز کرده را نگیرید. سراپا گوش باشید تا بتوانید از طرف مقابلتان هم انتظار داشته باشید که حرفهای شما را تمام و کمال گوش کند.
در یک گفتگوی ساده مثلا میان دودوست، چیزی که بیشترین اهمیت را دارد اعتماد متقابل به همدیگر است. اعتماد به این که توسط مخاطبتان مورد قضاوت قرار نمیگیرید و برداشت اشتباهی نمیکنید که باعث سوءتفاهمتان شود. اعتماد به این که حرفهای رد و بدل شده یا درددل دوستانهتان از آن جمع کوچک چند نفره بیرون نمیرود و اگر این وسط رازی هم گفته و فاش میشود همیشه میان آن جمع باقی میماند.
خیلی وقتها حرفهایی که در قالب راز به ما گفته میشود، میتواند مسالهای حیاتی را تحتتاثیر خودش قرار بدهد و عملکرد ما در قبال رازی که حالا در آن شریک هستیم، بسیار تعیینکننده میشود. باید حواسمان به حرفهایی که میزنیم و میشنویم باشد و یادمان نرود که حرف زده شده، آبی است که ریخته شده و دیگر نمیتوان آب رفته را به جوی برگرداند. حالا که این همه ضربالمثل در تایید رازداری گفته شد، بیایید و قبل از آن که حرفی بگویید، چند ثانیه به عواقب آن فکر کنید. این توصیه قدیمیهاست؛ آنهایی که پیراهن بیشتری پاره کردهاند و رازهای زیادی را در سینه نگه داشته و با خودشان به دل خاک بردهاند.
احترام کم حرفها واجب است
آدمها را مجبور به حرف زدن نکنید. حتی اگر احساس کنید که این حق را دارید و قرار است به گمان خودتان با حرف زدن او، گرهی از مشکلاتتان باز شود. در بیشتر مواقع مصلحت بیان هر فکر و افشای هر اطلاعاتی را صاحب آن فکر و اطلاعات بهتر از شما تشخیص میدهد. او بهدلیل اشراف بیشتری که بر آن اخبار دارد، مستحق است که درباره گفتن یا نگفتن آن ایده و اطلاع خودش تصمیم بگیرد. روانشناسان هم با آزادگذاشتن بیماران و مراجعانشان در بیان اطلاعات به آنها اجازه تجزیه و تحلیل میدهند و به آنها کمک میکنند که با ذهنی بازتر و به صورتی خودکفا به راهحلها و پاسخ پرسشهایشان برسند.
گاهی سکوت از هر حرفی گویاتر است و در رساندن منظور، بهتر از هر کلامی عمل میکند. در این مورد ضربالمثلی هست که میگوید: «جواب ابلهان خاموشی است». در واقع گنجینه ادب فارسی برای هر کرداری و گفتاری ضربالمثلی دارد.
به هر حال از قدیم ما را به کمگویی توصیه کردهاند. فرزانگان، چه آنهایی که شعر میگفتهاند و دیوان اشعارشان گواه افکارشان است و چه آنهایی که نقل گفتههایشان سینه به سینه و دهان به دهان گشته و نسلها را در نوردیده تا به ما برسد، همگی بر کمگویی و گزیدهگویی تاکید کرده و گفتهاند: «کم گوی و گزیده گوی چون در، کز اندک تو جهان شود پر». حتی اگر قدیمیها را هم برای لحظهای کنار بگذاریم و نگاهی به دور و بر خودمان بیندازیم متوجه احترامی که آدمهای کم حرفتر در هر جمع و محفلی دارند، میشویم. ممکن است یکی هم آن وسط پیدا شود و بگوید: «معلوم هم نیست چیزی بارش باشه، اون که حرف نمیزنه». اما انصاف بدهید، حتی اگر هم به قول شما چیزی هم بارش نباشد همین که دهانش را بسته نگه میدارد و با سواد کم و اظهارنظرهای بیپایه و اساسش اعصاب آدمهای دور و برش را به هم نمیریزد، خود نشان از درک و شعور بالای او دارد. پس در هر شرایطی احترام به کمحرفها را فراموش نکنید و تلاشتان را در جهت گزیدهگویی بیشتر کنید.
محدثه مومنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم