استاد امیراحمد فلسفی، خوشنویس پیشکسوت ایرانی با این نکته موافق است و میگوید: «طبیعی است برای به بار نشستن یک اثر خوب خوشنویسی، زمان بسیار زیادی لازم است؛ آموزش دیدن، کسب تجربه و ادامه این جریان بهصورت پیوسته و مدام و در این راه اهمیت بسیار زیادی دارد. به عنوان مثال در بخش خوشنویسی جشنواره ملی جوان ایرانی، حضور جوانان زیر 30 سال با توجه به در دسترس بودن منابع و آموزشهایی که از راههای متفاوت دریافت میکنند، با گذشته تفاوتهای بسیار زیادی داشته است و این نسل میتوانند زودتر، بهتر و بیشتر از این آموزشها استفاده کنند و از تجربیات اساتید و آثار آنان برخوردار شوند.»
او ادامه میدهد: «امروزه در همه شهرها و شهرستانهای کشور، کلاسهای خوشنویسی از مبتدی تا ممتاز برگزار میشود و همین باعث شکوفا شدن استعداد خوشنویسان جوان اما مستعد میشود.»
او در عین حال آموزشهای غیرحضوری از طریق نوارهای ویدئویی، کتابهای منتشر شده یا رسانههای ارتباط جمعی همچون تلویزیون و همینطور نمایش آثار در موزهها و نمایشگاههای مختلف را زمینه مناسب دیگری برای کار و فعالیت جوانان و بروز استعدادهای آنان در این زمنیه میداند و میگوید: «میتوان تفاوت دورهای را که ما هنرجو بودیم با هنرجویان این نسل به طور محسوسی مشاهده کرد.»
اما فلسفی، البته به تفاوت سنی شرکتکنندگان در چنین جشنوارههایی اشاره میکند و میگوید که باید تفکیک سنی را در این جشنوارههایی که خاص جوانان است جزئیتر کرد تا عدالت بیشتری رعایت شود. او میگوید: «باید این نکته را پذیرفت که 15 تا 20 سالهها برای تبلور خوشنویسی در قلم و ذهنشان فرصت چندانی نداشتهاند و اگر بخواهیم به این گروه سنی حق بدهیم باید حساب آنها را از جوانان 25 تا 30 ساله جدا کنیم، مگر اینکه شرکت دادن دسته اول در یک جشنواره برای تشویق باشد، نه رقابت.»
او ادامه میدهد: «طبیعی است یک جوان 17 ساله نه ادعا دارد و نه میتواند با یک هنرجوی 25 یا 30 ساله برابری کند. بنابراین باید حساب آنها را از کسانی که به رشد و توانایی خاصی در این رشته رسیدهاند جدا کرد و برای کارهایشان مرز قائل شد.»
استاد یدالله کابلی خوانساری، خوشنویس پرسابقه کشورمان نیز طرح این موضوع را منطقی و درست ارزیابی میکند، اما مثل استاد فلسفی، آموزش را مهمترین راه برای بهبود وضعیت این هنر میداند و میگوید: «باتوجه به سوابق دیرینه و گذشته تاریخ هنر خوشنویسی ایران که ریشه و تکامل آن از سوی اساتید بنام ایرانی در قرون متمادی پیگیری شده است، این روزها برای رشد استعداد ذهنی هنرمندان جوان باید استانداردهایی را تعریف کرد تا هر روز شاهد شکوفایی این هنر دیرینه ایرانی باشیم.»
او معتقد است اگر هنرمندان بزرگ در هر دوره با ذوق و سلیقه منحصر به فرد خود، قوانین مدونی را برای این هنر وضع کنند، دیگر حضور جوانان از نگاه کمتجربگی نمیتواند خطری برای دور شدن این هنر از مفاهیم متعالیاش باشد.
استاد کابلی که بیش از 40 سال قلم زده، راه حلی عملی در این زمینه دارد که شنیدنش خالی از لطف نیست. او با تاکید بر راهاندازی کانونها و انجمنهای خوشنویسی در سراسر کشور میگوید: «این مراکز توانستهاند کاملترین مجموعههای آموزشی را ایجاد کنند و در حفظ و توسعه این رشته قدم بردارند. این رسالت در چند دهه اخیر برعهده اساتید بزرگی بوده که شاگردان برجسته و با کفایتی را تربیت کرده و نقش ماندگاری را برای روزگار کنونی رقم زدهاند و حالا این اساتید جوان در سراسر کشور به تدریس میپردازند و در ترویج این هنر میکوشند.»
کابلی نقش استاد ـ شاگردی را یکی از شرایط اصلی ادامه حیات هنر خوشنویسی میداند و ادامه میدهد: «نتیجه این تلاشها این بوده که اکنون جریانی پویا، غنی و ریشهدار شکل گرفته و باعث رشد هنرجویان جوان ایرانی میشود که آثارشان در جشنوارههای مختلف به نمایش در میآیند.»
خلاقیت ، راهگشای خوشنویسان؟
اما اگر از مسائل تکنیکی و فنی صرف نظر کنیم، بحث سلیقه و ذوق خوشنویسان جوان برای ادامه مسیر این هنر، دغدغه دیگری است که کارشناسان معتقدند باید به آن بیشتر توجه شود. سالهاست برخی ازکارشناسان هنری معتقدند که برای به روز شدن و توجه هنرمندان جوان به خوشنویسی باید خوشنویسی با هنری جدید تلفیق شود تا مخاطبان بیشتری را جذب کند.
این روزها تمایلی که اساتید بزرگ و هنرجویان تازه نفس به نقاشیخط دارند، هر روز گستردهتر میشود و علاقهمندان بیشتری را به جمع عاشقان خوشنویسی اضافه میکند. اما در این بین نکته مورد بحث سهم خلاقیت و اندیشه و نگاه خوشنویسان جوان است که نمیدانند برای خدشه وارد نکردن به اصالت هنر خوشنویسی تا کجا مجاز به پیشروی هستند و البته تا چه اندازه میتوانند بر پایه الگوگیری حرکت کنند؟
فلسفی در این باره می گوید: «نقاشیخط، اهمیت بسیار زیادی در خوشنویسی دارد؛ چراکه دنیای امروز، دنیای تنوع و تکثر است و هیچکس هم نمیتواند مانع این تنوع شود، ولی یکی از آفات این تنوع و تنوعطلبی این است که آثار هنری را پایدار نمی کند؛ مسالهای که با نفس هنر سازگار نیست چون آثار متفاوت و مختلف به سرعت وارد فضای هنری میشوند، در حالی که نفس هنر به زمان و کار عمیق نیاز دارد.»
اما او به نکات مثبتی هم اشاره میکند که در نتیجه همین تنوع ایجاد شده است: «البته با توجه به اینکه دنیای امروز از طریق رسانهها، رادیو، تلویزیون و اینترنت، در دیدرس همگان است و آثار متنوعی از گرافیک و نقاشی و... را در معرض دید قرار میدهد، منبع الهام کارهای زیبا و خلاقانه و شکوفایی استعدادها میشود، اما در عین حال همین امکانات باعث شده نقاشیخطهایی که وارد فضای هنری خوشنویسی میشود، از نظر کمی، قابل توجه باشد، نه از بعد کیفی. به این صورت که جنبه خوشنویسی این آثار کمتر است و شاید یک بیننده عادی یا چشم ناپخته از این نقاشیخطها لذت ببرد، ولی یک کارشناس یا حتی یک بیننده حرفهای، این آثار را فاقد ارزش هنری میداند و این نگرانکننده است که آثار، عمق و غنایی را که باید، نداشته باشند و به سطحینگری کشیده شود.»
کابلی اگرچه کارهای خلاقانه و ذوقی رشته خوشنویسی را در جشنوارههایی که جوانان بخش عمدهای از شرکتکنندگان آن را تشکیل میدهد خوب ارزیابی میکند، اما پیشرفت هنرمندان جوان را در این زمینه مستلزم توجه و دوراندیشی افرادی میداند که بر ذهن و کارهای آنان تاثیرگذارند.
او میگوید: «به عنوان مثال در همین دوسالانهها و جشنوارههای هنری اگرچه محوریت جشنواره بر خوشنویسی بوده است، اما بخوبی میتوان این امر را شاهد بود که با سطح وسیعی که در ارتباطات هنری وجود دارد، هنر ساکن نمیماند و با علاقه جوانان وارد جریانهای رو به رشدی همچون نقاشیخط هم میشود.»
او ادامه می دهد: «خلاقیت با بهرهبرداری از قابلیتهای درونی و ذوق و قریحه جوانان به دست میآید و هنر را هدفمند میکند، اما باید به انگیزههای خلاقانه بچهها در این سن بیشتر توجه داشت و از پرداختن آنها به کارهای تقلیدی و سطحی جلوگیری کرد.»
سایه نیکانلو / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم