در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با توجه به دومین حذف متوالی برزیلیها در مرحله یکچهارم نهایی جامهای جهانی اخیر، حفظ دونگا در سمت سرمربی برزیل، کاری بسیار سخت نشان میداد و کاپیتان اسبق این تیم با اعلام استعفا به نوعی پیشدستی کرد و فرصت و لذت برکناری خویش را از سران فدراسیون گرفت.بعد از تمام جر و بحثهای 4 سال اخیر بر سر نوع رویکردهای فنی دونگا و ارجح شمردن تاکتیکهای اروپایی بر فوتبال فانتزی برزیل و جواب ندادن این سیاست در آفریقای جنوبی، دونگا سریعتر و بهتر از هرکس فهمید که دیگر جایی در تیم ملی برزیل ندارد.
زرد و آبیپوشان با همین تاکتیکها کوپای آمریکا 2007 و جام کنفدراسیونهای 2009 را فتح کرده بودند؛ اما در مهمترین میدان و در جام جهانی نوزدهم کم آوردند و بازی صفر ـ 1 برده در برابر هلند را در یکچهارم پایانی با کارهایی همچون خودزنی در نهایت 1ـ 2 واگذار کردند و برای دونگا چارهای جز مشت و لگد کوبیدن بر میز و میله نیمکت ذخیرهها باقی نماند.
در جستجوی زیبایی
برزیل درست در شرایطی مغلوب لالههای نارنجی و تن دادن به حذف از جام جهانی شد که به نظر میرسید بعد از پیروزی جالب و قاطعانه صفر ـ 3 در برابر شیلی در مرحله یکهشتم نهایی، فرمول موفقیت را یافته و همان چیزی شده باشد که دونگا میخواهد. برزیل در مرحله گروهی هم بد کار نکرده بود؛ اما اکتفا به برد خفیف 1ـ 2 در برابر تیم متوسط کره شمالی و گل نزدن به پرتغال، خبر از وجود همان روحیاتی در دونگا میداد که فوتبالدوستان برزیلی آن را در سالهای اخیر هرگز نپسندیدهاند. آنها فوتبالی تهاجمی، زیبا و هنرمندانه را میخواستند و تیمهای دونگا در عین این که جام میبردند، از این زیبایی بهرهای نداشتند و مجری فوتبال هنرمندانه این کشور و سامبای معروف نبودند.
غلبه بر شیلی در شبی که برزیل هم به سیستم دلخواه سرمربیاش توپ زد و هم چشمههایی از هنر برزیلیها را در این ورزش ارائه داد، امیدواریهایی را در نزد مردم این کشور ایجاد کرده بود؛ اما مسابقه با هلند همه چیز را به هم ریخت و دونگا درست در شرایطی رفتنی شد که تصور میکرد به لطف نبود قاطعیت لازم نزد اکثر مدعیان، ابزار قهرمانی را بیشتر و بهتر از سایرین در اختیار دارد.
هنوز هم میتوان آنچه را در پیکار عجیب برزیل ـ هلند روی داد، نوعی خودزنی از جانب شاگردان دونگا دانست. برزیل نیمه اول را با گل روبینیو برده بود و میتوانست برتریاش را دو برابر سازد؛ اما از این کار بازماند تا با گل به خودی فیلیپه ملو در دقیقه 53 کمرش بشکند و با اخراج این هافبک کمهوش و حواس 10 نفره شود؛ آن هم در شرایطی که چند دقیقه قبل از این اتفاق گل دوم را نیز از وسلی اشنایدر دریافت کرده بود. شاید اگر ملو آنگونه به ضرر تیمش بهپا نمیخاست، برزیل با همان اوصاف نیز بازی با هلند را میبرد آن وقت چه کسی میتوانست حدس بزند که در غیاب آرژانتین حذف شده به دست آلمان، انگلیس ناکام شده به دست همین رقیب (ژرمنها) و با احتساب خروج زودتر از موعد ایتالیا و فرانسه از صحنه، چه چیزی برای برزیل روی خواهد داد.
دونگای 46 ساله که مردی سرسخت و بسیار محکم است، روزها بعد از واقعه تلخ حذف از جام جهانی میگوید: «بدیهی است که من به عنوان رئیس کادر فنی تیم ملی برزیل مسوول تمام نتایجی باشم که این تیم میگرفت. بازیکنان تیم ملی نیز در این ماجراها سهیماند؛ اما نه به اندازه من و با این حساب باید در هر ماجرایی و منجمله در شکستها نقش اول را برعهده بگیرم. فکر میکنم ماجرای فیلیپه ملو را بزرگ کردند. بله، داور او را اخراج کرد؛ اما میپرسم آیا اولین مرتبهای است که در یک بازی مهم یک فوتبالیست اخراج میشود و بر اثر آن تیم وی تن به باخت میدهد؟ ملو اشتباه کرد و تیم او چوب آن را خورد و ما حذف شدیم. طوری این قضیه را انعکاس دادند که انگار فقط در دوره من رخ داده است. به عنوان مردی که 4 سال با این بازیکنان شایسته سرکرده، لازم است متذکر شوم که آنها در اکثر قریب به اتفاق روزها مظهر نظم و استحکام و قدرت بوده و برای ما پیروزی به ارمغان آوردهاند. ما تا قبل از این بازیها فقط یک باخت در مسابقات رسمی 2 سال اخیر داشتیم، بنابراین چگونه میتوان این بازیکنان را بابت قصورهایی ملامت کرد که اصلا مرتکب آن نشدهاند؟ اگر همین یک باخت همان قدر مهم است که کادر فنی تیم ملی باید برود و بازیکنان زحمتکش این تیم شماتت شوند، بگذارید یادآور شوم که این نفرات، کاری در حد جانفشانی برای کشورشان در میدانهای مختلف انجام داده و هرگز کمکاری نکردهاند.»
در همان روزهای تلخ جدایی دونگا از تیم برزیل و در شرایطی که رسانههای برزیل این امر را نشانه بازگشت فوتبال این کشور به عصر هنرمندان فنی استفاده وسیعتر از فانتزی بازها در قیاس با سالهای اخیر توصیف کرده بودند، تعدادی از ملیپوشان برزیل هم به حمایت از دونگا برخاسته و وی را در ماجرای حذف ملیپوشان از آوردگاه ژوهانسبورگ صاحب کمترین تقصیر توصیف کردند. یکی از آنها جولیو سزار دروازهبان برجسته برزیلیها بود. این سنگربان اینتری که در مسابقه با هلند دو گل مفت و بد خورد و مدافعان و هافبکهای تیمش رابه جای کمک به خود در خدمت حریف اروپایی دید، در آخرین شب حضور برزیلیها در ژوهانسبورگ در مهمانی وداعی که برپا شده بود از دونگا تمجید و او را یک مربی برجسته توصیف و تصریح کرد؛ مقصران اصلی این ناکامی او و یارانش بودهاند. نه این مربی.
نگرانی مفرط
دونگا روزها بعد از بازگشت به برزیل میگوید: «مشکل این است که کارشناسان و کسانی که از نزدیک دستی بر آتش ندارند وقتی همه چیز حل شد و ابهام و مشکلی باقی نماند انواع تفسیرها را ارائه میدهند و مدعی اشتباهات بیشمار کادر فنی و بازیکنان تیم میشوند حال آن که شرایط مسابقه رسمی و آن هم در یک دوره جام جهانی به کلی متفاوت با تمرینات و تدارکات قبلی است. استرس مسابقات رسمی و بزرگ تیمها را میکشد و به عکسالعملهای غیرعادی وامیدارد. ما اولین و آخرین تیمی نیستیم که دچار این سرنوشت شدهایم و در جامهای بزرگ بعدی هم تیمهای متعددی از طریق همین فشارها از پای درخواهند آمد. من قبول مسوولیت کرده و کنار رفتهام اما رنجی که در برزیل بردیم، مختص یک نفر و دو نفر نبود و همه ما را متاثر کرد. ما مردیم و زنده شدیم تا به مرحله و درجهای برسیم که دیدید، متاسفانه مخالفان من حتی نقاط مثبت کار برزیل را هم نادیده میگیرند. به خاطر همین تنشهاست که از رفتن از اردوی ملی ناراحت نیستم، هرچند باز هم تاکید میکنم که از حدود 4 سال کارکردن با این بازیکنان شایسته بسیار لذت بردم.
شما هرگز نمیتوانید آنها را متهم به کمفروشی کنید. آنها آنقدر قوی و پیروز بودهاند که حتی عادت ندارند در یک مسابقه عقب بیفتند و برای جبران آن بکوشند. ما روی این وجه از قضیه هم کار کرده بودیم؛ اما نگرانی مفرط بر ما غالب و کارمان تمام شد. چیزی که اگر واقعبینانه به آن نگاه کنیم، حق مسلم هر تیمی و حتی بزرگان این ورزش است.»
روزنامه گاردین / مترجم : وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: