در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روزی که ما سر صحنه رفتیم تصویربرداری قسمت بیست و سوم مجموعه مقابل منزلی در حوالی خیابان زعفرانیه گرفته میشد. اعضای گروه از 30/8 صبح در لوکیشن حاضر شدهاند و ساعت حدود 2 بعدازظهر که ما به لوکیشن رسیدیم پنجمین سکانس از این قسمت به تصویر کشیده میشد. یکی از خصوصیات ویژه آثار سیروس مقدم این است که تهیه مجموعهها همیشه با یک گروه ثابت دنبال میشود.
گروه در پارکینگ یک مجموعه طبقاتی مسکونی مشغول آمادهسازی صحنه هستند. عوامل چهرهپردازی، بازیگران این قسمت را برای حضور در مقابل دوربین آماده میکنند. قرار است در این صحنه کامران تفتی و آرش مجیدی و در سکانس بعدی بیتا خردمند و شایان جلالی جلوی دوربین بروند. سیروس مقدم به همراه علی احمدی (صدابردار) و محسن بهاری (منشی صحنه) پشت مانیتور نشستهاند و امیر معقولی، تصویربردار نامآشنای مجموعههای سیروس مقدم مشغول بررسی محل قرار دادن دوربین است. تصویربرداری در آپارتمانهای مسکونی همیشه مشکلات خاص خود را دارد. ماشینی میخواهد وارد پارکینگ شود و این بدان معناست که گروه کارگردانی و بچههای تصویر باید وسایل و لوازم را برای ورود اتومبیل جابهجا کنند.
گروه مجددا در صحنه مستقر میشود و با اعلام شمارش 3، 2، 1 توسط دستیار اول کارگردان نما به تصویر کشیده میشود. در این صحنه قرار است آرش مجیدی از بالای در خانه داخل حیاط بپرد و با فریاد منصور... منصور، کامران تفتی نیز به صحنه ملحق شود. امیر معقولی دوربین روی دست نما را دنبال میکند. به اعتقاد او نماهای دوربین روی دست بخصوص در صحنههای هیجانی در ایجاد هیجان به بیننده نقش دوچندان ایفا میکند. دوربین امیر معقولی نمای Oversholder (پشت شانه) کامران تفتی را میگیرد و آرش مجیدی دیالوگهای خود را بیان میکند. صحنه، صحنه پرهیجانی است. برداشت اول مشکل خاصی ندارد ولی از آنجا که هیچ چیز از دید سیروس مقدم دور نمیماند از آرش مجیدی میخواهد که نوع بیان خود را در این دیالوگ تغییر دهد. برداشت دوم تکرار میشود. سیروس مقدم از آرش مجیدی میخواهد که موقع پریدن از روی دیوار مراقب خود باشد، به هر حال نما با برداشتی دیگر تایید میشود.
حرکت در دل حادثه
به سراغ سیروس مقدم میروم. این چندمین بار است که در پشت صحنههای مجموعههای او حضور مییابم. وقتی از او میپرسم که آیا «زیر هشت» را میتوان یک درام اجتماعی با نگاهی تلخ به شمار آورد؟ میگوید: وقتی موضوعات اجتماعی کار میشود قطعا تلخیها و گزندگیهایی برای خودش دارد. به هر حال تلخی چاشنی یک کار درام اجتماعی است.
برای ما آدمهایی که از بیرون به حادثهای نگاه میکنیم حادثه ممکن است به ظاهر کوچک به نظر برسد ولی برای آدمهایی که درگیر آن ماجرا هستند خیلی وسیع و عمیق است. وقتی تصادفی در جادهای رخ داده و شما به عنوان مسافر گذری از کنار آن حادثه عبور میکنید به طور حتم نمیتوانید عمق فاجعه را از دید کسانی که در بطن حادثه هستند و حتی اطرافیان آنها ببینید. سعی من در این بود که در «زیر هشت» خودم را به جای آدمهایی بگذارم که درگیر حادثه هستند و احساسی را که به آنها دست میدهد به تصویر بکشم. سعی من این بود که خارج از گود به داستان نگاه نکنم و خودم هم در دل حادثه باشم. اینجاست که اگر دوربین وسط بحران برود نوع نگاه نزدیکتر و درشتتر است.
سیروس مقدم در ادامه در رابطه با سبک نگارش فیلمنامه میگوید: یکی از ویژگیهای سعید نعمتالله (نویسنده) که خیلی آن را دوست دارم نوع ادبیات و محاورهای است که در عین روزمره بودن، ملموس و مردمی است و بشدت لحن و آهنگ دلنشینی دارد. این سبک نگارش در واقع همان کلماتی هستند که همیشه میشنویم، اما به نوعی متفاوتتر و آهنگینتر. سعید نعمتالله به گفتهای پا را از محاورات عادی روزمره فراتر گذاشته و به آن لحنی شاعرانه داده است.
مقدم «زیر هشت» را قصه جوانهایی میداند که برای رسیدن به خواستهها و مقاصد خودشان مسیر زندگی را میانبر میزنند و طبیعتا این مسیر میانبر چالشها و پیچوخمهایی دارد که گاه گریبان آنها را میگیرد. عطا، قهرمان داستان هم یکی از آن جوانهاست که برای رسیدن به آرزوهایش و رسیدن به یک عشق خام و نپخته به کجراههای میافتد که نهایتا به زندان میرسد و در دنیای حبس با دنیای تازهای مواجه میشد که بعد از آزادی کاملا در یک دوراهی قرار میگیرد. قصه «زیر هشت» داستان تردیدها و دغدغههای این نسل است.
سیروس مقدم در همه این سالها در معرفی چهرههای جدید خوب عمل کرده، «زیر هشت» هم از این قاعده مستثنی نیست. او معتقد است «زیر هشت» یک اتفاق ساده است، چراکه به گفته او این بار دوربین به محلهایی رفته که تا به حال نمودی در تلویزیون نداشته. به لحاظ ساختار کار هم به کمک امیر معقولی «زیر هشت» حرفهایی ناگفته برای گفتن دارد.
یافتن ریشههای تلخ
گروه صحنه را برای ادامه تصویربرداری آماده میکند. پلان بعدی ادامه صحنه درگیری بین دو شخصیت داستان است. صحنه در مقابل منزل منصور تصویربرداری میشود؛ پلانی که قرار است منصور به وسیله آرش مجیدی به بیرون پرتاب شود. نما با بازی خوب آرش مجیدی و کامران تفتی بهخوبی گرفته میشود و عبور کامیونی که گاه و بیگاه برای خالی کردن مصالح خود عرض خیابان را میپیماید خللی در روند کار ایجاد نمیکند. فرصت خوبی است که با آرش مجیدی به گفتگو بنشینیم. او که در چندمین تجربه کاری خود با گروه سیروس مقدم همراه است، میگوید: این سومین بار است که با سیروس مقدم همکاری دارم. ایشان مخاطب خود را بهخوبی میشناسد و قصههای خوبی را انتخاب میکند. به عقیده من در جامعهای که ما زندگی میکنیم ریشههای تلخ اجتماعی وجود دارد و اتفاقا خوب است که به آنها پرداخته شود، البته در این جهت که چارهای برای آن پیدا شود. آرش مجیدی معتقد است هر آدمی در اجتماع ترکیبی از مجموعهای از عناصر روانشناختی است که برآیند آن میتواند مستقیما از دل اجتماع گرفته شود. این است که کاراکتر یا شخصیت افراد را میسازد. این قضیه را در برخی تیپهای شخصیتی بیشتر میتوان لحاظ کرد و به قول معروف روی آن مانور داد. آرش مجیدی نیز در مورد سبک نگارش سعید نعمتالله با سیروس مقدم موافق است. وی میگوید: هم جنس قصهپردازیاش را دوست دارم و هم نوع دیالوگهایش را. فقط احساس میکنم این دیالوگها یک خطری را به همراه دارد، چراکه اگر دیالوگ را مال خودت نکنی و از زبان شخصیت داستان درنیاید شاید همه دیالوگها شبیه به هم به نظر برسد و یکی باشد. سعی من با حضور در این مجموعه این بوده که حتیالامکان دیالوگها را به شخصیت داستان متعلق سازم.
آرش مجیدی نقش شخصیت عادل را بازی میکند؛ پسر یک پهلوان اصیل تهرانی. از آنجا که گویش قدیمی زبان فارسی همیشه آهنگین بوده عادل هم از این قاعده مستثنی نیست و حتی طی یک اتفاقی که در داستان میافتد گویی بخشی از ناخودآگاه سرکوب شده اوست که بیشتر از قبل خود را عیان مینماید.
آرش مجیدی بازی روان و سادهای دارد؛ او به عنوان آخرین بخش گفتگویش میافزاید: پخش هر شبی سریالهای تلویزیونی اتفاق خوبی است که طی سالهای اخیر رخ داده، چراکه دیگر پخش هفته به هفته قصه در حوصله مخاطب امروزی نمیگنجد.
به هر حال امیدوارم که این بار هم ساختهای دیگر از استاد مقدم مورد توجه مخاطب قرار گیرد.
آدمهای خاکستری
کامران تفتی که دیگر بازیگر مجموعه «زیر هشت» است طی دو، سه بخشی که امروز با گروه همراه بودم بازی متفاوتی را از خود به نمایش گذاشت. کامران تفتی میگوید: بالاخره بعد از 10 سال امکان همکاری با سیروس مقدم را پیدا کردم.
کامران تفتی که از 7 سالگی به واسطه پدرش وارد تئاتر شده، بعد از فارغالتحصیلی تئاتر حرفهای را آغاز میکند. سریال «ولایت عشق» مهدی فخیمزاده اولین حضور او در عرصه تصویر است. یکی از ملاکهای کامران تفتی برای انتخاب کارهایش این است که عنصر واقعیت در آن اثر وجود داشته باشد.
او میگوید: تلاشم در همه این سالها این بوده که بیننده واقعیت شخصیتی را که بازی میکنم ببیند. او خیلی راجع به شخصیت منصور توضیح نمیدهد ولی منصور را شخصیت عجیب و غریب قصه میداند. به عقیده او یکی از خصوصیات کارهای سعید نعمتالله این است که آدمها در یک موقعیت، طبقه خاص اجتماعی و نیز یک منطقه هستند و اینجاست که ویژگیها و عمل آن شخصیت را بارز و متمایز میسازد. به همین دلیل اتفاقاتی در بطن داستان میافتد که کاملا مسیر زندگی منصور را تحت تاثیر قرار میدهد. به گفته تفتی، منصور بشدت انسانی خاکستری است. او شخصیتی است که مابهازای او را در اطرافمان زیاد میبینیم. منصور به ما ثابت میکند که این شرایط است که بر حسب نوسان طبیعی از آدمها شخصیتهای سیاه و سفید و گاه خاکستری میسازد.
کامران تفتی در مورد هر شبی بودن سریال نظر خاصی نمیدهد، چرا که میگوید: برای من فرقی نمیکند که کار تله 90 دقیقهای باشد یا یک مجموعه هرشبی. همه تلاشم همیشه این است که بیننده بتواند با کار ارتباط برقرار کند.
صحنه بعدی نمایی است که قرار است مرجان (با بازی بیتا خردمند) پسرکی را از خانه منصور فراری دهد و بعد از فرار آنها منصور نیز به دنبالشان باشد. ساعت حدود 4 بعدازظهر است و شلوغی خیابان باعث میشود که نما به برداشت سوم برسد.
بیتا خردمند بازیگر نقش مرجان است. او که سابق بر این در مجموعه رستگاران در نقش اکرم، خواهر پونه ایفای نقش کرده بود اینک در نقش همسر منصور (کامران تفتی) بازی میکند. بیتا خردمند در 10 قسمت پایانی مجموعه حضور پررنگتری دارد و درباره حضور خود در این مجموعه میگوید: اعتقاد آقای مقدم بر این است که مردم قشر زجر کشیده بیشتر باید به تصویر کشیده شوند. این اتفاقی بود که در رستگاران هم افتاد. خردمند میگوید به نظر من داستان «زیر هشت» آنقدر رئال و واقعی است که مخاطب را تمام و کمال جذب خود میکند.
تصویربرداری سریال «زیر هشت» از اسفند سال گذشته به تهیهکنندگی الهام غفوری ـ همسر سیروس مقدم ـ آغاز شد و همچنان ادامه دارد. در این سریال علاوه بر بازیگران بالا امیر جعفری، آتیلا پسیانی، پانتهآ بهرام، کتایون امیرابراهیمی، مریم بوبانی و آناهیتا افشار نیز ایفای نقش میکنند.
شبنم مدنی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: