اما نگاهی گذرا به آنها و البته مهمترین آنها نظیر لندن، پاریس، نیویورک، پکن و غیره نشان میدهد اگر وضعیت ساخت و ساز در آنها به همین ترتیب پیش رود نمیتوان برچسب شهرهای دوستدار محیط زیست و فناورانه را به آنها داد.
به عبارتی دیگر میتوان گفت اگر به دنبال آن هستیم تا سهم انسانها در به هم ریختن تعادل محیط زیست زمین و گازهای گلخانهای وانبوه کربن موجود در آن را کاهش دهیم راهی نداریم جز اینکه به سراغ شهرهای بزرگ و به خصوص ابرشهرها برویم و با طراحی مجدد آنها، محل زندگی جمعیت کثیری از کشورها را به نقاطی منطبق با استانداردهای زیست محیطی تبدیل کنیم. در گذشته و حتی به نوعی میتوان گفت در عصر حاضر بهای انرژی، پایینتر از ارزش واقعی آن است و همین امر موجب شده تا در چند دهه اخیر مصرف آن به ویژه سوختهای فسیلی روند افزایشی داشته باشد.
در نتیجه محیط زیست زمین و فاکتورهای سازنده آن نظیر لایه اتمسفر و اقیانوسها به شدت در معرض خطر قرار گرفتهاند. کارشناسان پیشبینی میکنند این وضعیت نگرانکننده ابرشهرهای جهان را در برابر چالشی سهگانه قرار دهد: بحران انرژی، تغییرات جوی و کاهش منابع غذایی. از جنگ جهانی دوم به این سو شهرها و ابرشهرهای جهان بدون توجه به لزوم در نظر گرفتن نگرانیهای اکولوژیکی و منابع حیاتی برای ادامه زندگی انسانها گسترش پیدا کردهاند. در دوران حاضر نیز همین مناطق در نقش سیاهچالههایی ظاهر شدهاند که هر چیزی را در خود میبلعند از جمله منابع انرژی و تنها چیزی که برجای میگذارند انبوهی از ضایعات است. تنها در آمریکای شمالی صنعت ساختمانسازی سهم 40 درصدی در مصرف مواد مختلف داشته و در عین حال یکسوم منابع انرژی این منطقه از جهان نیز برای این منظور صرف میشود. نکته نگرانکنندهتر این است که شهرهای با میانگین درآمد و رونق اقتصادی بالاتر نقش بیشتری در تولید کربن زیانآور برای زمین دارند. از این رو باید فکری به حال آنها کرد. این مناطق از جهان همچون سیاهچالههایی هستند که آیندهای تیره و تار برای زمین رقم میزنند.
* مقالهنویس نشریه scientific american
مترجم: فاطمه پورمزرعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم