این بزهکاری گاهی مزاحمتی در حد زنگ در را زدن و فرار کردن است و گاهی بزهکاری پر خطری مانند سرقت. اما پشت پرده این اتفاق چیست؟ چه چیزی باعث میشود بعضی از نوجوانها در فصلی که باید به رشد و تعالیشان کمک کنند، بیشتر به بزه آلوده شوند؟
مجید ابهری، متخصص علوم رفتاری، افزایش آمار بزهکاری نوجوانان در طول تابستان را متاثر از تاثیرات محیطی میداند. او توضیح میدهد: تاثیرات محیطی از قبیل گرما و سرما، طول شب و روز و روشنایی، گاه منجر به بروز ناهنجاریهای رفتاری میشوند. مثلا بلندی شبهای زمستان باعث افزایش سرقت میشود و گرمای تابستان منجر به پرخاشگری و در نتیجه نزاعهای خیابانی میشود.
او با اشاره به نتایج یک مطالعه میدانی طی سالهای 84 تا 88 تصریح میکند: در پایان هر تابستان آسیبهای اجتماعی 15 تا 30 درصد افزایش مییابند. ترک تحصیل، درس گریزی، ناهنجاریهای رفتاری، اعتیاد به سیگار و مواد مخدر و مصرف مشروبات الکلی از جمله دلایل افزایش آسیبهای اجتماعی است.
به گفته او، تعطیلی مدارس از یک سو و نبودن برنامههای معین برای تعطیلات از سوی دیگر، باعث شده تا بهرغم همه گفتگوها و همایشهایی که در این زمینه برگزار میشود، تنها 30 درصد از نوجوانان تحت پوشش برنامههای اوقات فراغت قرار بگیرند و 70 درصد دیگر هم بویژه فرزندان خانوادههای کم درآمد و مناطق محروم، در معرض خطر آسیبهای جدی هستند.
وی گران بودن امکانات تفریحی و محدود بودن امکانات و لوازم ورزشی را دلایل اصلی دشوار بودن دسترسی نوجوانان به تفریحات سالم میداند و تاکید میکند: در فصل تابستان موضوع مهم دیگری نیز نوجوانان را تهدید میکند. به دلیل افزایش دما فعالیتهای فیزیولوژیکی و هورمونی در نوجوانان افزایش مییابد و نوجوانانی که تازه به سن بلوغ رسیدهاند در معرض مستقیم آسیبهای جنسی قرار میگیرند.
این آسیبشناس با تاکید بر نوع سرگرمی نوجوانان در فصل تابستان میگوید: خانوادهها معمولا خوشحال میشوند که فرزندشان ساعتها پای رایانه بنشیند و بدون اینکه کاری به کار آنها داشته باشد، مشغول بازی شود. در حالی که اوج مصیبت همینجا آغاز میشود. چرا که بازیهای رایانهای نوجوانان را از نظر رفتاری منزوی و گوشهگیر و محروم از مهارتهای اجتماعی میکند. یعنی دیگر از بازیهای دسته جمعی برای مصرف انرژی خود سود نمیبرند و حال باید این انرژی را به نحوه دیگری تخلیه کنند.
او اضافه میکند: یادگیری خشونت و ناهنجاریهای رفتاری از بازیهای رایانهای در کنار بهوجود آوردن تیکهای عصبی، ناهنجاریهای اسکلت بدن، کاهش بینایی و مشکلات عصبی و روانی تنها گوشهای از عوارض بازیهای رایانهای است.
به اعتقاد این آسیبشناس اجتماعی، نهادهایی چون آموزش و پرورش، سازمان ملی جوانان، سازمان تربیت بدنی و شهرداری، باید فکری برای تابستانهای گرم و طولانی بکنند.
ابهری پیشنهاد میکند که مسوولان مدت این تعطیلات را کاهش دهند و خانوادهها هم به فرزندانشان کمک کنند تا این تعطیلات را در آرامش سپری کنند.
اما چرا افزایش جرایم در بین نوجوانها در فصل تابستان، بیشتر از دیگر فصول است؟ مریم رامشت، روانشناس معتقد است برای پی بردن به دلیل این موضوع، باید شرایط دوران نوجوانی را جستجو کرد.
او تصریح میکند: نوجوانی دورهای است که فرد انرژی زیادی دارد و این انرژی باید بخوبی تخلیه شود. این مساله باید باعث رشد نوجوان شود و برای نوجوان و جامعه منشأ اثر باشد.
او ادامه میدهد: نوجوانها انرژی زیادی دارند که اگر نتوانند بخوبی آن را تخلیه کنند، به شیوه نادرست تخلیهاش میکنند. اگر نتوانیم این هیجان را به نحوی هدایت کنیم که به درستی تخلیه شود، ممکن است که هیجانخواهی، نوجوان را به سمت فعالیتهای خطرناک سوق دهد.
این روانشناس در ادامه میگوید: یکی از مواردی که در رابطه با مدیریت هیجان رفتاری نوجوانان در تابستان مطرح میشود، برنامهریزی برای اوقات فراغت آنهاست. اما متاسفانه تعریف درستی از این اوقات فراغ در دست نیست. اوقات فراغت تنها تابستان نیست بلکه همه باید برای زمانی غیر از زمان کار و فعالیت روزانه خود، فرصتی داشته باشند تا از آن لذت ببرند.
به گفته وی اینکه خانوادهها مصر هستند که در اوقات فراغت نیز فرزندانشان را راهی کلاسهای آموزشی طاقتفرسا کنند، درست نیست: خانوادهها نباید تنها خودشان را در نظر بگیرند. باید از فرزندشان بپرسند به چه نوع کلاسی علاقهمند هستند. اگر به کلاس ورزش یا موسیقی علاقه دارند و خانواده توان مالی دارد از آنها حمایت کند. نوجوان احتیاج به تفریح دارد و حق دارد از اوقات فراغتش لذت ببرد. نه اینکه تابستان را هم به مدرسه، کلاس تقویتی یا چیزی را که دوست ندارد برود.
او با بیان اینکه اگر نوجوانی به کلاسهایی که برای اوقات فراغتش میرود علاقه نداشته باشد، از کلاس فراری میشود، وی میگوید: اگر نوجوان از کلاسی که میرود بیزار باشد، نمیتواند انرژی خود را تخلیه کند و برای تخلیه آن ممکن است به کارهای نادرست دست بزند.
این روانشناس به خانوادهها توصیه میکند به جای لجبازی با فرزندان به خواستههای آنها گوش دهند: اگر نوجوان دوست دارد به کلاس شنا برود، خانواده نباید او را مجبور کند به کلاس بسکتبال برود. این نوجوان است که باید از اوقات فراغتش لذت ببرد نه خانواده او. بعضی خانوادهها برای اینکه از دست فرزند خود راحت شوند، میخواهند به هر طریقی که شده او را از منزل دور کنند. این خانوادهها اشتباه بزرگی را مرتکب میشوند.
به گفته وی، بزهکاری نوجوانان دلایل عمدهای دارد. او عوامل خانوادگی در گرایش نوجوانان به بزهکاری را اینگونه توضیح میدهد: خانواده مهمترین نهاد جامعه است و جامعهای سالم است که خانوادههای آن سالم باشند. اگر تاریخچه خانوادگی افرادی را که مرتکب بزه شدهاند، بررسی کنیم متوجه میشویم که این افراد از خانوادههای آسیب دیده میآیند. مثلا یکی از افراد خانواده آنها سوءمصرف مواد مخدر داشته، پدر و مادر از هم جدا شده اند یا در خانواده طلاق خاموش رخ داده است. یعنی روابط عاطفی پدر و مادر با یکدیگر و گاهی با فرزندان سرد بوده است. در مواردی هم سابقه بزه در خانواده وجود داشته است.
رامشت ادامه میدهد: اینکه والدین خود چگونه تربیت شده و در روابط اجتماعی چه رفتاری دارند روی فرزند تاثیر میگذارد. خانوادهها مدلهای تربیتی مختلف دارند. بعضی از خانوادهها مستبد و کنترلکننده هستند. در چنین خانوادههایی فرزندان احساس تحقیر و خشم میکنند اما این خشم را بنا به دلایل مختلف فرو میخورند. این خشم فروخورده یا تبدیل به افسردگی میشود یا در جای دیگر مثلا در قالب بزه در جامعه بروز میکند.
خانوادههای بیش از حد آسان گیر و رها هم به نظر این روانشناس، فرزندان خود را به سمت بزه و جرم سوق میدهند: بعضی خانوادهها کنترل لازم را روی فرزندان خود ندارند. مثلا اگر فرزندشان دستش کج است به او تذکر نمیدهند و روی ارتباطات او با گروه همسالانش نظارت نمیکنند. وقتی کنترل از سوی خانواده وجود ندارد، توقعات فرد از جامعه بالا میرود و فکر میکند باید هر کاری را انجام دهد بیآنکه کسی مانعش شود و به این ترتیب ممکن است کاری انجام دهد که خلاف قانون و هنجارهای جامعه باشد.
به نظر رامشت، خانوادههای عادی هم ممکن است بستر وقوع جرم را آماده کنند: در مواردی ظاهر خانواده عادی است اما یک جای کار میلنگد. مثلا والدین به تهیه خورد و خوراک و مسکن برای فرزندانشان اهمیت میدهند و فکر میکنند وظیفه دیگری در قبال آنها ندارند. این در حالی است که فرزندان تشنه محبت هستند. بسیار دیده شده که نوجوانی از یک خانواده متمول و پدری پولدار دست به سرقت زده است.
به عقیده این روانشناس، خانوادهها تنها عامل گرایش نوجوانان به بزهکاری نیستند و وظیفه برنامهریزی برای اوقات فراغت نوجوانان تنها بهعهده خانوادهها نیست. او معتقد است: سازمانهای متولی از جمله شهرداری، بهزیستی، آموزش و پرورش و صدا و سیما باید در برنامهریزی اوقات فراغت نوجوانان نقش داشته باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم