در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این که تغییر و تحول در نظام آموزش عمومی در راه است، اخباری که هر روز از رسانهها سرازیر میشود و گاهی هم پشت والدین و دانشآموزان را میلرزاند، هیچ ابهامی ندارد، اما متاسفانه اخبار و اطلاعاتی که از تغییرات نظام آموزش به گوش میرسد از پراکندگی و نبود شفافیت خبر میدهد:
مدیرکل آموزش و پرورش خلاقیت و نوآوری: ثبتنام دوره پیشدبستانی در مدارس دولتی قطعی شد.
دبیر شورای عالی آموزش و پرورش: دوره پیشدبستانی 2 ساله میشود.
عضو کمیسیون آموزش مجلس: پیشدانشگاهی حذف و پیشدبستانی به آموزش و پرورش ملحق میشود.
معاون آموزش ابتدایی: آموزش و پرورش متولی تدوین محتوای آموزش پیشدبستانیها شد.
ـ محتوا و کتب آموزشی پیشدبستانی تدوین شده است.
ـ پیشدبستانی جزو شش پایه اول مقطع ابتدایی نیست.
رئیس کمیسیون آموزش مجلس: آموزش و پرورش معلمان حقالتدریس پیشدبستانی را استخدام کند.
ـ پیشدبستانی امسال وارد سیستم رسمی آموزش نمیشود.
شورای عالی انقلاب فرهنگی: پیشدانشگاهی حذف شد.
وزیر: پیشدانشگاهی از سال آینده با دبیرستانها تجمیع میشود.
ـ سوابق پیشدانشگاهی در کنکور سال آینده اعمال خواهد شد.
معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش: تغییر نام کتابهای درسی پس از تصویب سند برنامه درس ملی.
معاون پژوهشی وزیر: برنامه درس ملی از سال 90 اجرایی میشود.
مجری طرح تدوین سند برنامه درس ملی: اجرای سند برنامه درسی ملی از سال 94 ـ 93
سند درس ملی تا سال آینده اجرایی میشود و ...
عناوین اخبار و نقل قولهای منتشر شده از سوی مقامات آموزش و پرورش، هرچند نشاندهنده تلاش برای تغییر نظام آموزش است، اما انتشار اطلاعات به صورت قطرهچکانی و در حالی که گاه در تعارض با اخبار دیگر قرار میگیرد از یک طرف و بیان تحولاتی که جزئیات آن معلوم نیست، فقط بر ابهامات بیش از 30 میلیون نفر از جمعیت کشور میافزاید.
با وجودی که هنوز سند ملی آموزش به طور کامل تدوین و تصویب نشده، آنچه از تغییرات به گوش میرسد از دل سند برآمده در حالی که همزمانی آغاز وزارت حمیدرضا حاجیبابایی با تغییرات نظام آموزش، این تحولات را به پای او نوشته است. کمتر کسی میداند که تغییرات مبهم و نصفه نیمهای که از آن خبر میرسد ناشی از پژوهشهای بلندمدت کارشناسان وزارت آموزش و پرورش است که البته محافظهکاری مسوولان در بیان دقیق جزئیات آن، سند را با نقدهای جدی روبهرو کرده است.
سند تحول چه میگوید؟
سوسن کشاورز ـ معاون وزیر و یکی از طراحان و تدوینکنندگان سند ملی آموزش ـ در بررسی ضرورتهای تدوین سندی مستقل برای تحول آموزش کشور با اشاره به این که هر کشوری باید بنا بر اقتضائات ارزشی، فرهنگی و بومیاش سیاستگذاری کند، میگوید: «از 2 سال گذشته به این مشکل برخوردیم که نقشه راه منسجمی در آموزش نداریم که بتوانیم براساس آن تصمیمگیری کنیم و درباره تحولات و اتفاقات جهانی به طور مشخص اعلامنظر کنیم. بخصوص در بحثهای تربیتی و فلسفه تعلیم و تربیت این خلأ جدی است».
آنچه در کلیات سند ملی آموزش آمده نشان میدهد که این سند از حدود 5 سال قبل متولد شده و خود حاوی چند سند میانی است که سند فلسفه تربیت ازجمله آنهاست. در این سند براساس مبانی هستیشناسی، انسانشناسی، ارزششناسی و معرفتشناسی، ابعاد مختلف تربیت تعریف شده است. سند ملی آموزش در سنجش کلیات که بیشترین رمزگشاییها تاکنون از آن صورت گرفته، سرشار از مباحث پیچیده فلسفی در سه حوزه چیستی و چرایی و چگونگی تعلیم و تربیت و بحثهای نظری است. سند فلسفه تربیت رسمی و عمومی نیز ازجمله اسناد میانی است که صرفا به مباحث نظری اختصاص دارد.
شاید از نظر طراحان سند ملی آموزش، مباحث نظری بار محتوایی این سند را غنا بخشد، اما آنچه نمود بیرونی مییابد و میتواند اعتبار سند را تامین کند، بخش سند تحول راهبردی است. همان بخشی که مسوولان آموزش و پرورش هر از چند گاهی، بخشهایی از آن را اعلام میکنند و از بیان دقیق آن طفره میروند. البته طراحان سند معتقدند که در بحث تحول نگاههای همهجانبه و فراگیری داشتهاند.
از سویی دیگر در حالی که با روی کار آمدن وزیر جدید آموزش و پرورش، بخشی از مواد تحولی این سند افشا شده، اما کشاورز معتقد است هنوز اتفاقی نیفتاده و میگوید: «سند هنوز در دست بررسی است. یکی از بخشهایی که در سند به آن پرداخته شده، ساختار است. ما تصور میکنیم که این بخش باید بین 2 تا 6 سال متحول شود. ساختارها را نمیتوان یک شبه تغییر داد. هنوز سند یا نتیجه جمعی حاصل نشده است».
این سخنان در حالی بیان میشود که هنوز تعریف دقیق ساختار از نظر وزارت آموزش و پرورش مشخص نیست و تاکنون تغییر ساختار همان تحول نظام آموزش به 6 ـ 3 ـ 3 یعنی تقسیم نظام آموزش به 6 سال ابتدایی، 3 سال متوسطه اول (راهنمایی) و 3 سال متوسطه دوم (دبیرستان) عنوان شده است.
کشاورز ـ که روزی نامزد وزارت بود ـ میگوید: «من فکر میکنم برای تغییر ساختاری، هنوز زود است. این اتفاق باید
5 تا 6 سال و به تدریج روی دهد. من تصور میکنم، جناب وزیر باید بستههای موجود را بیشتر مورد توجه قرار دهند. یکی از نگاههای اصلی این سند، نگاه ترکیبی و یکپارچه است. مشکل ما تا امروز این بوده که نگاه تجزیهای داشتهایم و این نگاه نمیتواند افراد را برای یک حیات طیبه آماده کند».
آنچه از دل سند بیرون آمده...
از تدوین سند بیش از 5 سال میگذرد. ظهور سند ملی آموزش مصادف با سرآغاز برنامه توسعه یا افق چشمانداز 1404 است. برنامهای که در سال 83 از سوی رهبر معظم انقلاب به دولت، مجلس و مجمع تشخیص مصلحت ابلاغ شد. از آن زمان، وزارت آموزش و پرورش نیز در تکاپو افتاد تا سندی فرادستی تدوین کند که تا امروز البته کسی نمیداند تدوین سند به کجا رسیده و اگر گاه جزییاتی از آن اعلام میشود چرا به ابهامات آن پاسخی داده نمیشود؟!
نگاهی به برخی جزییات اعلام شده از تحولات نظام آموزش نشان میدهد که در فاز اول اجرای تغییر نظام آموزش، مراکز پیشدانشگاهی به دبیرستانها انتقال مییابند و البته به «سال چهارمی» تبدیل میشوند که تا 15 سال قبل نظام قدیمیها، با آن آشنا هستند. البته شرط معدل برای ورود به دوره پیشدانشگاهی یا همان سال چهارم حذف خواهد شد. همچنین از سال تحصیلی 91 ـ 90 نظام جدید آموزشی به طور رسمی آغاز میشود، هرچند بعضیها این زمان را به سال 94 ـ 93 و حتی فراتر اعلام کردهاند. اجباری شدن دوره پیشدبستانی به مدت 2 سال و از 4 و 5 سالگی نوآموزان از تحولات نظام آموزش است، که البته در حال حاضر کمبود پیشدبستانیها تا آنجاست که اجباری شدن آن با دشواریهای زیادی روبهروست. شنیده میشود که همزمان با آغاز نظام جدید آموزشی، برنامه درس ملی نیز اجرا و محتوای آموزش نیز متحول خواهد شد، در حالی که هنوز هیچ یک از جزییات این تغییر اعلام نشده است.
ضعفهایی که به چشم میآید
از بررسی مقالاتی که کارشناسان حوزه آموزش در نقد سند ملی نوشتهاند برمیآید که همگی تغییر و تحول را ارج مینهند اما ساز و کارهای این تغییر را مهمتر از اصل تغییر میدانند. «نویسندگان سند به خصوص در بخش راهبردی در انبوهی از موقعیتهای اداری گرفتارند.» این جمله بخشی از مقاله انتقادی کسری بیرانوند در نقد سند ملی آموزش است. به عقیده وی، نویسندگان سند فرصت کافی برای ویرایش ادبی این سند را نیافتند. این کمتوجهی باعث شده تا سند، سرشار از واژگانی باشد که در ادبیات اداری کشور برای مخفی نگاه داشتن کمآگاهی مولفان یک متن بروکراتیک به کار میرود. واژگانی مانند رهیافت، راهبرد، چالش، زیرساخت، راهکار بسترهای لازم، رهنامه، بیانیه ارزشها، فرصتها، تهدیدها، قوتها، ضعفها، چشمانداز میسور، چشمانداز، اهداف کلان و... بیرانوند عقیده دارد که براساس نظر زبانشناسان بهرهگیری از واژگان نامانوس (و البته کلی و غیرشفاف) روشی برای علمی نشان دادن سخنان شفاهی و مکتوبی است که سرعت خوانش یک متن را کاهش میدهد و فرصت تعمق را از او میگیرد. در واقع سند، چنان به کلیگویی اسیر است که بخش عملیاتی در پس آن گم شده است.
پیشبینی مشکلات برای اجرا
هرچند هنوز جزییات بخش عملیاتی و راهبردی سند ملی آموزش معلوم نیست اما به عقیده برخی کارشناسان آموزش، تحول ساختار در نظام کلان آموزش نیازمند مقدماتی است که تا فراهم نشود نمیتوان به تبعات مثبت آن امید داشت.
یکی از مشکلات حاضر برای اجرای سند ملی آموزش، نبود شفافیت در آمارهای وزارت آموزش و پرورش است. این نبود شفافیت و عدم دسترسی به آمار و اطلاعات داخلی وزارت و سازمانهای وابسته به آن تا آنجاست که علیرضا علیاحمدی ـ وزیر پیشین به هنگام وداع با وزارت ـ از نبود آمار دقیق معلمان و دانشآموزان ابراز استیصال میکند.
همچنین فراگیری وسیع مخاطبان نظام آموزش یعنی بیش از 13 میلیون دانشآموز، نزدیک به 900 هزار نفر معلم و کارکنان وزارت آموزش و پرورش و البته خانوادههای تمام آنها نشان میدهد که تحول نظام آموزش، سرنوشت بخش عمدهای از ایرانیها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
بنابراین اجرای سند تحول نظام آموزش، نیازمند تعریف راهکارهای اجرایی دقیق برای کاهش پیامدهای منفی احتمالی است. این که وزیر و معاونین و مدیران کل، این روزها از تغییر کتب درسی، حذف پیشدانشگاهی، افزودن پیش دبستانی، اجباری شدن شنا و ژیمناستیک و... خبر میدهند، آیا ناشی از تعریف راهکارهای اجرایی و تست جامعه نسبت به این تغییرات است یا نشانه برنامههای شتابزدهای است که به هر قیمتی میخواهد اجرا شود؟
کتایون مصری / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: