در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی از ورزش در رسانه صحبت میکنیم، بیش از هر چیز نمایش تصاویر ورزشی در ذهن متبادر میشود، اما رادیو فقط صدا و کلام را برای گزارش یک مسابقه ورزشی در اختیار دارد. آیا فقدان تصویر برای پوشش اخبار و گزارشهای ورزشی یک محدودیت رسانهای برای رادیو ورزش به حساب نمیآید؟
ندیری: واقعیت این است که رادیو، رسانه آموزش با استفاده از کلام است. اگر تلویزیون، تصویر را نشان میدهد، رادیو تصویر را میسازد. شاید این نوعی محدودیت ظاهری باشد، اما محدودیت باطنی در آن به چشم نمیخورد. حتی گاهی این تصویرسازی برای مخاطب لذتبخشتر از تماشای تصویر است چون تصویری را میسازد که مخاطب هم آن را دوست دارد.
ولی گاهی عکس این مساله اتفاق میافتد، مثلا فردی گزارش رادیویی یک مسابقه فوتبال را گوش میکند و زمانی که گزارشگر تلاش میکند مسابقه را برای مخاطبان فضاسازی کند، او تصویر متفاوتی از آنچه گزارشگر توصیف و بیان میکند، در ذهن خود میسازد.
درست است و به همین دلیل است که معتقدم گزارش رادیویی در حوزه ورزش سختتر از تلویزیون است و گزارشگر رادیو باید بتواند با تکیه بر فن بیان و تکیه بر تخیل و فضاسازی کلامی، فقدان تصویر را جبران کند. ضمن این که باید به گونهای گزارش کند که تصویری را که به واسطه کلام عرضه میکند، منطبق با واقعیت باشد. ما همواره به گزارشگران خود توصیه میکنیم فضای مسابقه را عینا به مخاطب منتقل کنند و تا جایی که امکان دارد اتفاقاتی را که در زمین بازی رخ میدهد، به مخاطب انتقال دهند. مثلا این که وضعیت زمین چه شکلی است، هر یک از تیم چه لباسی با چه رنگی پوشیدهاند یا شرایط جوی بازی چگونه است و امثالهم. به همین دلیل گزارشگری رادیو خیلی دشوارتر از گزارش تلویزیونی است.
آقای اسکویی شما که سالهاست تجربه گزارشگری رادیو را در زندگی حرفهای خود دارید، دشواریهای این کار را چه میدانید؟
اسکویی: ببینید تصویر خیلی به کار گزارش کمک میکند، چنانچه کسی که به یک رشته ورزشی و قوانین آن آشناست، میتواند با قطع کردن صدای تلویزیون و صرفا با تماشای تصویر متوجه چند و چون بازی شود، اما در رادیو همه چیز به نحوه اجرای گزارشگر برمیگردد چون تنها ابزار گزارش، کلام و صداست. دشواری کار در این است که گزارشگر باید به گونهای یک مسابقه ورزشی را گزارش کند که شنونده، خود را کنار زمین احساس کند. یا مثلا در گزارش تلویزیونی، گزارشگر به دلیل حضور تصویر یک جاهایی میتواند سکوت کند مثلا اگر خطایی اتفاق افتاده یا توپ به اوت رفته و...، اما در رایو گزارشگر باید در این فاصلهها صحبت کند مثلا درباره خود آن صحنه توضیح دهد یا اطلاعات دیگری درباره بازی به شنوندگان ارائه کند تا بازی به روند خود بازگردد.
به نظر میرسد برای ارائه یک گزارش رادیویی قابل قبول، دانش و اطلاعات یک گزارشگر درباره آن رشته ورزشی کافی نیست و او باید از صدای خوبی هم برخوردار بوده و به مهارتهای کلامی در گزارشگری تسلط داشته باشد. همین طور است؟
ندیری: درست است ممکن است گویندهای گزارشگر خوبی باشد، اما از صدای جذاب و مناسبی برای این کار برخوردار نباشد، خوب بالطبع این فرد نمیتواند مخاطبان رادیو را جذب کند. ضمن این که فراموش نکنید یک گزارشگر تلویزیونی هم باید از صدای خوبی برخوردار باشد چون او هم دیده نمیشود بلکه شنیده میشود لذا صدای وی نیز باید روی تصویر بنشیند و منطبق باشد تا گزارش جذابی از کار دربیاید. دقیقا مثل دوبلورهایی که اگر صدایشان با شخصیت فیلم سازگاری نداشته باشد، مخاطب نمیتواند با آن ارتباط برقرار کند. در واقع عنصر صدا در تلویزیون مهم و در رادیو مهمتر است. گزارشگر رادیویی زمانی که بازی در جریان نیست، باید با استفاده از بازی کلامی این خلأ را جبران کند تا ارتباط شنونده با فضای بازی قطع نشود.
آیا گزارشگران تلویزیون هم در شبکه ورزش، گزارش رادیویی هم انجام میدهند؟
ندیری: نه اصلا، چون شکل گزارش رادیویی با تلویزیون فرق میکند و گزارشگر تلویزیونی نمیتواند به شیوه تصویری در رادیو گزارش کند. گزارشگر تلویزیونی مجبور است کلام کمتری به کار ببرد چون کلام زیاد مزاحم دیدن میشود و در رادیو عکس این وضعیت وجود دارد و خیلی دشوار است کسی هر دو کار را همزمان انجام دهد. و اساسا این قاعده در صداوسیما وجود دارد که گزارشگران رادیو و تلویزیون، رسانه خود را تغییر ندهند و هر کدام گزارشگر ویژه خود را داشته باشند. الان برای گزارش مسابقات جام جهانی ما 9 گزارشگر داریم که فقط برای این شبکه گزارش میکنند.
ولی ممکن است شهرت و محبوبیت یک گزارشگر مثل عادل فردوسی پور موجب افزایش مخاطبان رادیو شود؟
ندیری: به دلیل تفاوت این دو رسانه شاید آقای فردوسیپور در رادیو به اندازه تلویزیون موفق نباشد و این به ضرر خود وی تمام شود. نه این که ایشان مهارت لازم را نداشته باشد، اما به نظر من هر گزارشگری، رسانه مخصوص خود را دارد و با آن شناخته میشود و موفقتر است.
ما بشدت با حاشیهپردازی و طرح مسائل زرد در رادیو ورزش پرهیز میکنیم و معتقدیم که باید یک فضای سالم نقادانه در حوزه ورزش شکل بگیرد تا برنامههایی از این جنس بتواند
به شکل علمی به نقد حوزه ورزش بپردازد
اسکویی: واقعیت این است که در تلویزیون 70 درصد چشم است و 30 درصد گوش. یعنی چون در تلویزیون تصویر وجود دارد، بیننده 30 درصد کلام را میگیرد، اما در رادیو صددرصد گوش و شنیدن است و به مهارتهای کلامی گزارشگر وابسته است.
و بالطبع این مهارتها باید به گزارشگران آموزش داده شود، آیا رادیو ورزش در زمینه تربیت و آموزش گزارشگران ورزشی هم برنامههایی دارد؟
ندیری: اگر منظورتان ساختار کلاسیک آموزشی است نه همچین چیزی در رادیو وجود ندارد، به این معنی که جایی باشد که به شکل اختصاصی گزارشگری ورزشی را آموزش دهد، اما کلاسهای گویندگی و فن بیان وجود دارد که گزارشگران ما این دورهها را طی میکنند و حتی مدتها به شکل استاد ـ شاگردی کار میکنند، بعد از تجربه این دوره ابتدا از گزارشهای ساده و سبکتر شروع میکنند تا به مرحله گزارشگری حرفهای برسند. این دیگر به استعداد و توانایی افراد بستگی دارد که در چه مدتی این دوره را پشتسر بگذارند.
آقای اسکویی شما به عنوان گزارشگر ورزشی باسابقه و شناخته شده در رادیو، ویژگیهای گزارشگر خوب ورزشی را چه میدانید؟
اسکویی: به شرایط و ویژگیهایی متعددی بستگی دارد و این که برخی فکر میکنند با صدای خوب یا علاقه به یک رشته ورزشی یا داشتن اطلاعات در آن حوزه، میتوانند یک گزارشگر ورزشی توانا شوند، اشتباه است. به نظر من یک گزارشگر ورزشی خوب علاوه بر تواناییها و مهارتهای تکنیکی که باید از طریق آموزش و ممارست در گویندگی، آن را بهدست آورد، حتما باید در زمینه کاری خود مطالعه و تحقیق کند و مسائل و اخبار ورزشی مربوط را پیگیری نماید. چراکه امروز بسیاری از مخاطبان برنامههای ورزشی دارای اطلاعات و دانش وسیعی در رشته مورد علاقه خود هستند و اگر گزارشگر ورزشی در این زمینه سهلانگاری کند، از مخاطبان برنامه خود عقب میماند. امروز به دلیل گسترش شبکههای تلویزیونی، ماهواره و اینترنت و چاپ انواع روزنامه و نشریات ورزشی، اطلاعات خوبی در اختیار مخاطبان قرار دارد که موجب میشود آنها با مجهز بودن به اخبار و اتفاقاتی که در یک حوزه ورزشی رخ داده است پای گزارش رادیویی بنشینند. بارها پیش آمده که درباره یک رخداد ورزشی که صحبت میکردم، با شنوندگانی مواجه شدم که در آن زمینه اطلاعات کافی داشتند. لذا یک گزارشگر خوب باید همیشه به روز باشد و همه اخبار و اطلاعاتی را ـ که در حوزه ورزشی او چه در سطح داخلی و چه در سطح بینالمللی رخ میدهد ـ رصد کند تا از شنوندگان برنامهاش عقب نماند و بتواند آخرین اطلاعات لازم و به روز را به آنها منتقل کند. مخاطبان امروز برنامههای ورزشی نسبت به گذشته هم باسوادترند و هم سوالات بیشتری میکنند. در کنار این مطالعه و پیگیری البته مهارتهای کلامی و ارتباطی و شیوه بیان و نحوه ارتباط با مخاطب نیز اهمیت دارد. چهبسا گزارشگری که اطلاعات و دانش خوبی در رشته ورزشی خاصی دارد، اما بلد نیست که چگونه با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند و همراه شود و آنها را مجذوب گزارش خود سازد. گزارشگری ورزشی در رادیو به صمیمیت و صداقت بیشتری در ارتباط با مخاطبان خود نیاز دارد و آنها باید با تکیه بر سرمایه و ابزار کاری خود که کلام و زبان است، توانایی آن را داشته باشند که آنقدر یک رخداد ورزشی را جذاب و گرم، تصویرسازی و فضاسازی کنند که مخاطب احساس کند در زمین بازی حضور دارد و همه چیز برایش ملموس است. به نظر من، یک گزارش رادیویی حرفهای حتی میتواند از یک گزارش تلویزیونی که مجهز به تصویر هست نیز جذابتر و هیجانانگیزتر باشد. هستند بسیاری از مخاطبانی که ترجیح میدهند در عین این که یک مسابقه ورزشی از تلویزیون هم پخش میشود، از رادیو استفاده کنند؛ چون هیجان و لذت بیشتری برایشان دارد. در نهایت این که یک گزارشگر ورزشی باید از یک سو به ورزشی که آن را گزارش میکند، شخصا علاقهمند بوده و آن را دوست داشته باشد و از سوی دیگر در آن رشته ورزشی به مطالعه و پیگیری مستمر بپردازد تا هم در گزارش از آنها استفاده کند و هم در برابر پرسشهایی که شنوندگان از وی دارند، پاسخ درست و کافی داشته باشد. به نظر من، یکی از عوامل موفقیت آقای فردوسیپور در گزارش فوتبال، علاقه و پیگیری شخصی او به این ورزش است و میبینیم که ایشان چقدر درباره بازیکنان فوتبال، مربیان و اتفاقی که در حوزه فوتبال در سطح جهان میافتد، اطلاعات جامع و به روزی دارند و همه اینها کمک میکند تا او بتواند گزارش خوبی از یک مسابقه فوتبال ارائه کند. اتفاقا گزارشگر ورزشی رادیو نسبت به گزارشگر تلویزیونی به اطلاعات و دانش بیشتری نیاز دارند چون در تلویزیون تصاویر ورزشی هم به کمک گزارشگر میآید، اما در رادیو گزارشگر باید زمانی که بازی به دلایلی از جریان میافتد، با استفاده از کلام و دانش خود این فضا و زمان خالی را پر کند و اینجاست که اگر گزارشگری اطلاعات و آگاهی کافی درباره آن مسابقه و رشته ورزشی نداشته باشد، دچار مشکل شده و نمیتواند گزارش خوبی ارائه کند.
با این حساب، ما به گزارشگران تخصصی نیازمندیم که در یک رشته ورزشی خاص کار کنند و مثلا یک گزارشگر و گوینده ورزشی عام نداریم که به همه ورزشها بپردازد؟
اسکویی: به نکته خوبی اشاره کردید. اتفاقا یکی از ویژگیهایی که یک گزارشگر ورزشی باید به آن توجه کرده و پایبند باشد این است که به شکل تخصصی در یک رشته ورزشی خاص، کار کند. هرچند این به این معنی نیست که توانایی در کسی وجود ندارد که به چند رشته ورزشی بپردازد. مثلا در گذشته آقای بهمنش هم فوتبال گزارش میکردند و هم کشتی و اتفاقا در هر دو زمینه هم موفق بودند، اما این مربوط به سالهای دور میشود که نه شبکههای رادیو و تلویزیونی این قدر گسترده شده بود و نه ما نیروی انسانی و ماهر در زمینه گزارشگری فوتبال داشتیم، اما به نظر من امروزه هر یک از رشتههای ورزشی آنقدر گسترده شده و به دانش و اطلاعات نیاز دارد که هر گزارشگر ورزشی اگر در یکی از این رشتهها فعالیت کرده و انرژی خود را متمرکز کند، موفقتر خواهد بود.
ندیری: این نکته را هم اضافه کنم که امروزه به دلیل گسترش و تنوع در رشتههای ورزشی ما به گزارشگران رشتههای گوناگون نیاز داریم. در گذشته غالب گزارشگران ما به دو حوزه فوتبال و کشتی اختصاص داشتند، اما اکنون در شبکه ورزش گزارشگرانی داریم که رشته ورزشی جدید و متفاوت را هم گزارش میکنند و اتفاقا همین مساله موجب ایجاد انگیزه و علاقه شنوندگان و مردم به این رشتههای ورزشی شده است. گزافه نیست اگر بگوییم که نحوه گزارش یک گوینده و گزارشگر ورزشی میتواند در ایجاد علاقه به آن ورزش و تبلیغ و معرفی آن در بین مردم تاثیر زیادی بگذارد. به نظر گزارشهای آقای اسکویی در رشته والیبال دارای چنین خاصیت و کارکردی است.
اسکویی: لازم است درباره سوال قبلی تان به این مساله اشاره کنم که گوینده ورزشی با گزارشگر ورزشی فرق میکند. گوینده ورزشی به بیان اخبار و اطلاعات ورزشی میپردازد و اخبار همه رشتههای ورزشی را پوشش میدهد، اما یک گزارشگر ورزشی باید در یک رشته خاص به مطالعه و تحقیق بپردازد و به شکل تخصصی کار کند.
اما این تخصص گرایی در زمینه پوشش برنامههای ورزشی به ایجاد یک نوع بیعدالتی رسانهای دامن میزند و یکی از انتقاداتی که همواره به برنامههای ورزشی چه در سیما و چه در صدا وجود داشته این بوده که حجم عظیمی از برنامههای ورزشی به فوتبال اختصاص دارد و سهم ورزشهای دیگر در گزارشات ورزشی رسانهای خیلی کم است. البته این انتقادات بویژه از سوی علاقهمندان و ورزشکاران رشتههای دیگر درباره نشریات و روزنامهها هم نیز وجود دارد. شما در رادیو ورزش چقدر سعی کردید که کنداکتور را به گونهای بنویسید که ورزشهایی به غیر از فوتبال هم در آن سهم داشته باشند؟
ندیری: این انتقاد به ویژه در یکی دو دهه پیش وارد بود ولی الان هم در تلویزیون و هم در رادیو سعی میشود که به ورزشهای غیر از فوتبال و کشتی هم پرداخته شود. ما نیز در رادیو ورزش همین روند را دنبال میکنیم و حتی به معرفی ورزشهای ناشناخته و بومی هم میپردازیم. همکاران ما در مراکز استانها برنامههای متعددی را درباره ورزشهای محلی و بومی تهیه و تولید میکنند و ما هم آنها را برای شنوندگان این شبکه پخش میکنیم. منتها مسالهای که وجود دارد این است که برخی از ورزشها، ورزشهای اصلی و مادر یا ورزشهای پرطرفداری هستند که هم مخاطب بیشتری دارند و هم جاذبه رسانهای بیشتر. بدیهی است به همین دلیل حجم برنامههای ما در حوزه فوتبال بیش از سایر ورزشهاست به این دلیل که خود شنوندگان و مخاطبان برنامه خواهان آن هستند یا مثل اکنون که در زمان برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال به سر میبریم طبیعی است که زمان و برنامه بیشتری را به فوتبال اختصاص دهیم. این خواسته خود مخاطبان رادیو هم است و از ما انتظار میرود که به عنوان شبکه اختصاصی ورزش به شکل ویژهتری به این مسابقات بپردازیم. همین اتفاق ممکن است مثلا درباره ورزش والیبال یا بسکتبال زمانی که مسابقات ملی، آسیایی یا جهانی مطرح است تکرار شود. با این حال این منطق سر جای خود باقی است که رادیو ورزش نباید برنامههای خود را محدود به یک ورزش خاص کند و عدالت رسانهای حکم میکند که به انواع ورزشها پرداخته شود و ما نیز با همین دیدگاه فعالیت میکنیم.
اسکویی: اساسا ورزشهای جمعی و گروهی به دلیل این که طرفداران بیشتری دارند بیشتر هم مورد توجه مخاطبان قرار میگیرد. شما میتوانید میزان مخاطبان یک گزارش ورزشی را با میزان تماشاگران آن ورزش در ورزشگاهها مقایسه کنید. البته همان طوری که جناب ندیری فرمودند تبلیغات رسانهای و جذابیتهای گزارشهای رادیویی در ارتباط با ورزشهای ناشناختهتر در جذب مخاطب بیشتر تاثیر میگذارد.
ندیری: اصلا این که بتوانیم برای ورزشهایی به غیر از فوتبال و کشتی، مخاطب و علاقهمند ایجاد کنیم جزو وظایف و رسالتهای ما در رادیو ورزش است. ما خود را موظف میدانیم در کنار توجه و بازتاب ورزشهای معروف و متداول به معرفی رشتههای ورزشی دیگر هم بپردازیم و دست به مخاطبسازی بزنیم.
بدون هیچ محدویت و خط قرمزی؟ مثلا آیا رادیو ورزش به ورزشهایی مثل بدنسازی و بولینگ و بیلیارد و.... نیز میپردازد؟
ندیری: خط قرمز به معنای متداولی که شما فکر میکنید، وجود ندارد، اما قطعا دارای اولویتبندی هستیم. به این معنی که برای ما توجه به ورزش همگانی و مسابقات قهرمانی و حرفهای در اولویت اول قرار دارد. رادیو ورزش همواره از بدو تاسیس خود تلاش کرده است تا با تبلیغ و ترویج ورزش همگانی در جهت تامین سلامت عمومی گام بردارد و به همین دلیل ورزشهایی مثل دوومیدانی و کوهنوردی برای ما اهمیت زیادی دارد و سعی میکنیم با ساخت برنامههای متعدد، انگیزه ورزش کردن در شنوندگان این رادیو ایجاد کنیم و در واقع دست به فرهنگسازی بزنیم. رسالت ما صرفا بازتاب رخدادهای ورزشی و گزارش نیست بلکه فرهنگسازی در حوزه ورزش است. به این معنا که ورزش در جهت سلامتی در سطح جامعه گسترش یافته و نهادینه شود. شعار ما در این رسانه «ورزش برای همه در همه جا» است. متاسفانه در زندگی مدرن و شهری امروز یا فرصت ورزش کردن خیلی کم شده یا توجه و اهمیت دادن به آن و ما تلاش میکنیم اهمیت ورزش در سلامتی فردی و اجتماعی و تاثیر آن در توسعه کشور را با تهیه و تولید برنامههای مختلف یادآوری کرده و فرهنگسازی کنیم. در کنار این امر مهم به مسابقات ورزشی و در واقع ورزشهای قهرمانی میپردازیم. در گذشته تنها 7 ورزش ازجمله فوتبال، کشتی، وزنه برداری، والیبال، بسکتبال و... مورد توجه برنامههای ورزشی قرار میگرفت، اما در رادیو ورزش این عدد به 14 نوع ورزش رسیده و تنوع آن افزایش پیدا کرده است، اما برخی از ورزشهایی که شما به آن اشاره کردید در اولویت و ضرورت ما نیست. چهبسا بسیاری از این ورزشها مثل بدنسازی در جامعه ما مسیر درست و علمی را طی نمیکند و خیلی از مسائلی که در این حوزه در جامعه ما وجود دارد به سلامتی افراد لطمه میزند... .
... آن وقت رادیو ورزش به آسیبشناسی آنها توجه دارد؟
ندیری: بله ما در برنامههای انتقادی خود به آسیبشناسی ورزش هم میپردازیم نه فقط در ارتباط با این ورزشها که در حوزه ورزشهای متعارف و اصلی هم برنامههای انتقادی داریم که به نقد و بررسی مسائلی که هم در حوزه مسائل ورزشی و هم در ارتباط با مدیریت آن حوزه ورزشی دارد میپردازد که اتفاقا یکی از جذابترین و پرطرفدارترین برنامههای ماست.
آیا مسوولان ورزشی هم این برنامه را میشنوند و این برنامه در مدیریت ورزشی کشور، تاثیری میگذارد؟
ندیری: بشدت. برنامههای عصر رادیو ورزش که به این مقوله اختصاص دارد یکی از جذابترین و پرمخاطبترین برنامههای ماست که بسیاری از مسوولان ورزشی و مدیران باشگاههای ورزشی در رشتههای مختلف شنونده دائمی آن هستند و حتی خودشان هم با برنامه ارتباط برقرار میکنند یا در آن حضور مییابند و طبق برآورد بازتابها و نظرسنجیهایی که به دست من رسیده معلوم شده که این برنامه توانسته جای خود را هم در میان علاقهمندان ورزش باز کند و هم در بین مدیران و مسوولان ورزشی.
یکی از جذابیتهای این جنس برنامه، پرداختن آنها به حاشیههای ورزشی است. آیا توجه به این حاشیهها نیز صورت میگیرد؟
ندیری: چه خوب شد که به این مساله اشاره کردید. اتفاقا ما بشدت با حاشیهپردازی و طرح مسائل زرد در رادیو ورزش پرهیز میکنیم و معتقدیم که باید یک فضای سالم نقادانه در حوزه ورزش شکل بگیرد تا برنامههایی از این جنس بتواند به شکل علمی و رعایت اخلاق حرفهای به نقد حوزه ورزش بپردازد. شاید توجه و تمرکز روی حاشیهها جذابیتهای رسانهای برنامه را بیشتر کند، اما بحث را از مسیر اصلی خود خارج کرده و نهتنها به رفع چالش و معضلات در حوزه ورزش کمک نمیکند بلکه آن را با موانع جدیدتری روبهرو میکند که دود آن به چشم همه میرود. عملکرد حرفهای در فعالیتهای رسانهای میطلبد تا از حاشیهپردازی و حاشیهسازی پرهیز شود تا واقعیت آنچنان که هست خود را نشان بدهد.
گزارشگری ورزشی در رادیو به صمیمیت و صداقت بیشتری در ارتباط با مخاطبان خود نیاز دارد و آنها باید با تکیه بر سرمایه و ابزار کاری خود که کلام و زبان است این کار را انجام دهند
اسکویی: رعایت اخلاق حرفهای یکی از فاکتورهای مهمی است که باید به خصلتهای یک گزارشگر خوب اضافه کنیم. اگر یک گزارشگر حرفهای که کار خود را خوب میشناسد و مهارت کافی هم در آن دارد به اصول اخلاقی در حرفه خود پایبند نباشد مطمئن باشید که نمیتواند در رسانه دوام بیاورد و از آنجایی که ورزش، حاشیههای زیادی دارد یک گزارشگر ورزشی باید بیش از همکاران دیگر خود، مراقب باشد تا در دام این حاشیههای مخرب نیفتد.
قبول دارم باید از حاشیههای زرد پرهیز کرد ولی همه حاشیهها زرد نیست و برخی از آنها قابلیت رسانهای شدن دارد مثلا این که خود شما آقای اسکویی اهل ورزش هستید؟
اسکویی: به معنای حرفهای نه ولی ورزش میکنم همانی که به آن ورزش همگانی و عمومی میگویند.
به نظر میرسد جنس و تونالیته صدا هم با گزارشگری ورزش نسبت منطقی دارند. مثلا صدای شما بشدت ورزشی است و الان که دارید صحبت میکنید یاد گزارشهای ورزشیتان در رادیو میافتم.
اسکویی: درست است فرضا صدای من شاید برای دوبله فیلم مناسب نباشد یا کسی که دوبلور و گوینده خوب و
خوشصدایی است لزوما نمیتواند یک مسابقه ورزشی را به صورت جذابی گزارش کند. صدای مناسب در کنار مهارتهای گویندگی و آشنایی گزارشگر با ورزشی که آن را گزارش میکند دست به دست هم میدهند تا یک گزارش ورزشی جذاب شکل بگیرد.
جناب ندیری واقعیت این است که ورزش در کشور بیشتر به عنوان یک رفتار یا پدیده مردانه تلقی میشود. رادیو ورزش چقدر به ورزش بانوان میپردازد و به آن اهمیت میدهد. به نظر من رادیو ورزش به دلیل این که به تصویر متکی نیست محدودیت کمتری در ارتباط با پخش مسابقات زنان دارد.
درست است که ورزش جنسیت نمیشناسد و به همه سنین و جنسیتها تعلق دارد، اما نه فقط در ایران بلکه در کل جهان، مردان بیشتر به امر ورزش مشغولند بویژه در سطح حرفهای آن. ما به ورزش بانوان و اخبار و اتفاقاتی که در این حوزه میافتد هم توجه داریم. ضمن این که شعار ما مبنی بر ورزش همگانی شامل همه افراد و جنسیتها میشود. منتها مسالهای که وجود دارد این است که حجم این اخبار و اطلاعات به دلیل این که حوزه فعالیتهای ورزشی بانوان کمتر است بالطبع از ورزش مردان کمتر است. در ضمن توجه داشته باشید که حجم برنامههای ما مبتنی بر نیازسنجی و ظرفیت مخاطبان است. ورزش بانوان دارای مخاطبان بسیار کمتری نسبت به مردان است و اصولا خانمها کمتر اخبار و برنامههای ورزشی را دنبال میکنند، لذا خود به خود سوژه و بهانه برای پرداختن به ورزش بانوان نیز کاهش مییابد، اما توجه به ورزش بانوان بویژه ورزشها و نرمشهای ویژه زنان در سیاستگذاریهای ما وجود دارد. اتفاقا زنان به دلایل جسمانی و نوع فعالیتهایی که در طول روز دارند چهبسا بیش از مردان نیازمند ورزش کردن هستند. در نهایت میخواهم بگویم که اولویت اصلی ما در رادیو ورزش ترویج و تبلیغ ورزش برای تامین سلامتی و ایجاد نشاط است و در این سیاست مرد و زن و پیر و جوان هیچ فرقی با هم ندارند اگرچه ممکن است نیاز آنها به ورزش با هم متفاوت باشد.
و آخرین پرسش این که ارتباط رادیو ورزش به عنوان یک نهاد رسانهای فعال در حوزه ورزش با ورزشکاران و مراکز و نهادهای ورزشی در چه سطحی است؟
ندیری: خوشبختانه تعامل و همکاری خوبی وجود دارد هرچند باید سطح و میزان این ارتباطات بیشتر و بهتر شود. بسیاری از ورزشکاران هم شنونده برنامههای ما هستند و هم مهمان و کارشناس آن. همچنین بسیاری از مسوولان و مدیران ورزشی و من از فرصتی که روزنامه شما در اختیار شبکه ورزش گذاشت استفاده میکنم و از همه نهادها و مراکز ورزشی و غیرورزشی دعوت میکنم تا با همکاری با این شبکه از مقوله ورزش بویژه ورزش همگانی که رهبر معظم انقلاب هم امسال بر توجه بیشتر به آن تاکید داشتند ما را یاری کنند و در جهت تامین و ارتقاء سلامت و افزایش نشاط و شادابی مردم با ما سهیم شوند. نتایج و فواید این همکاری و همدلی به نفع همه خواهد بود چراکه توسعه و پیشرفت پایدار با وجود انسان سالم، ممکن و میسر خواهد شد.
سیدرضا صائمی/ جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: