در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی یک بازیکن دارد از کنارههای زمین پیشروی میکند و دنبال همتیمیاش میگردد تا توپ را برای او سانتر کند، به تنها چیزی که فکر نمیکند مشکلات خانوادگی و زندگی خصوصی و این جور چیزهاست.
اما نکته مهمتر این است که رسانههای جمعی تا چه حد مجاز به نزدیک شدن به زندگی خصوصی افراد هستند؟
احترام به «حریم خصوصی» شهروندان یکی از اصلیترین محورهایی است که اهالی رسانه باید آن را رعایت کنند.
مطابق این اصل، کارکنان رسانهها حق هیچ گونه مداخلهای در امور شخصی سوژههای مورد پردازششان را ندارند.
هر شهروندی محق است که خود درخصوص این که دیگران تا چه میزان درباره زندگی شخصی او بدانند تصمیم بگیرد و در صورت عدم تمایل، آنها را منع کند.
اگر با گزارشگران مربوطه درباره دلایل ارائه این گونه اطلاعات صحبت کنید احتمالا به شما پاسخ خواهند داد که این جزییات جریان گزارش را جذابتر خواهد کرد.
البته گزارشگر مورد نظر چندان بیراه نمیگوید. تا چند سال پیش برخی گزارشگران کمتر اطلاعات اضافی به بینندگان میدادند. آنها تمام اتفاقات داخل زمین را لحظه به لحظه تعریف میکردند.
بنابراین میتوانستید صدای تلویزیون را ببندید و مطمئن باشید که چیزی از دست نمیدهید. به تدریج نسل جدیدی از گزارشگران به تلویزیون آمدند که با رسانههای مدرن در ارتباط بودند.
آنها اطلاعات ریز و جزیی همچون شماره کفش! و تعداد خواهر و برادر بازیکنان را از اینترنت بیرون میکشیدند و با عرضه آنها بینندگان را غافلگیر میکردند.
بعدها این روند آنقدر قوت گرفت تا جایی که جذابیت اینگونه اطلاعرسانی کمرنگ شد.
چرا که سایر گزارشگران نیز این کار را آموختند و آن را تکرار کردند.
حالا وضعیت طوری شده که گاهی بیننده آرزو میکند ایکاش گزارشگر در کنار اطلاعرسانی درباره زندگی شخصی بازیگران، کمی هم به خود بازی بپردازد.
البته اطلاعات ارائه شده درباره بازیکنها همیشه جنبه منفی ندارند.
گاهی گزارشگران به این مساله میپردازند که یکی از بازیکنان خیلی به شیکپوشیاش اهمیت میدهد یا این که فلان برادر فلان مربی در فلان تیم خارجی بازی میکند و...
اما گاهی این خبرها از جنسی هستند که بیانشان جنبه محرمانه پیدا میکنند. مثل این خبر که دروازهبان یکی از تیمها قبل از جامجهانی دچار شکست عاطفی شده و نامزد کاناداییاش وی را ترک کرده است و به همین دلیل نتوانسته از دروازهاش به خوبی حراست کند.
«دبی هال» معاون سردبیر انتشارات «هال دیلی مین» خاطره جالبی در این زمینه دارد. او در یکی از ماموریتهایش با فرد بیماری مصاحبه کرده که در لحظه انجام گفتگو نمیتوانسته از پلههای خانهشان بالا برود.
این فرد بعد از عمل پیوند قلب، رکورد بیشترین طول عمر را شکسته و به سوژه جذابی برای رسانهها بدل شده است.
او در مقام یک خبرنگار میگوید: حرفهای زیادی برای گفتن بود. اما من داستان را بیش از اندازه هیجانانگیز و دراماتیک نکردم و با حساسیت و احتیاط به آن پرداختم.
او بعدها در خاطراتش مینویسد: خانواده و اطرافیان بیمار، از این رفتار انسانی من خوششان آمد و تا مدتها بعد با من در ارتباط بودند. این برخورد موجب شد که من بسیاری از اطلاعات دست اول پزشکی را در اختیار داشته باشم.
این مثال نشان میدهدکه احترام به «حریم خصوصی» یک شخص مشهور از طرف رسانهها تا چه اندازه میتواند نتایج مثبتی در پی داشته باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: