عنوان عاشق به چه قومی اطلاق میشود؟
عاشقها خنیاگران، آوازخوانان و خوانندگان دورهگردی هستند که در آذربایجان، خراسان، در میان ترکان قشقایی، بخشهایی از آناتولی و جمهوری ارمنستان و برخی کشورهای آسیای میانه وجود دارند. عاشقها در حقیقت آواز میخوانند، آهنگسازی میکنند و قصه میگویند.
اینها چه ویژگیای داشتند که به عنوان موضوع مقاله شما انتخاب شدند؟
ابتدا قابلیتهای هنری و رسانهای این عاشقها برایم جذاب بود. تحقیقی که درخصوص آنها انجام دادم، حدود 2 سال طول کشید و حاصل این پژوهش نتیجهای به دست داد که دریافتم عاشقها، خودشان به منزله رسانه عمل میکنند. مثلا آموزش که یکی از عمدهترین هدف رسانههاست. عاشقها مفاهیم تربیتی، دینی، اصول و عقاید و حتی احکام و دیگر مهارتهای زندگی را به زبان موسیقی، قصه و شعر انتقال میدهند. از دیگر کارکردهای رسانه تفریح و سرگرمی است. عاشقها نیز چنین کارکردی را دارند و در مقالهام پیشنهاد کردم میشود از این خنیاگران
ـ که متاسفانه در حال از بین رفتن هستند ـ به عنوان یک منبع غنی فرهنگی ـ هنری در رسانه رادیو استفاده کرد. مثلا میتوان از آنها به عنوان راوی ـ بازیگر بهره برد.
یک عاشق میتواند در رادیو بنوازد، بخواند و قصهای را روایت کند. یعنی وظیفهای را که گوینده در برنامهای مثل قصه شب رادیو انجام میداد را میتوان به عهده یک عاشق بگذاریم که روایتی را بهصورت منظوم بیان کند.
مقاله شما در شرایطی بیرون آمد که چنین کارکردی در رادیو از عاشقها وجود ندارد.
در رادیو ایران و فرهنگ و رادیوهای محلی مثل تبریز، ارومیه، زنجان و اردبیل به این موضوع پرداخته شده است. مثلا در برنامه معروف «فرهنگ مردم» که سالها از شبکه سراسری پخش میشد یا برنامه «آواها و نواها» قصههای جذاب و شیرین عاشقها و بعضی از اشعار و ترانههایشان گردآوری شده بود، منتها چیزی که من به دنبال آن هستم، فراتر از پخش یکی دو آیتم و میان برنامه که تنوعی در فضای کلی برنامه به وجود آورد، است. نکتهای که در مقالهام به آن اشاره کردم، این بود که میشود یک برنامه کامل رادیویی را به عاشق سپرد و کارهای جذاب رسانهای فوقالعادهای انجام داد. عاشقها مناظرههایی دارند که در اصطلاح ترکی به «دیشمه» معروف است. یعنی به صورت فیالبداهه یکی شعر میخواند و دیگری جوابش را به زبان منظوم میدهد... یا مسابقهای در میان عاشقها رواج دارد به نام «د داخ دیمز» (به معنی لبها نباید به هم بخورند) آنها با این تکنیک، شعری میگویند که در آن نباید از حروفی استفاده شود که هنگام ادا شدن، لبها را به هم نزدیک نماید یا مناظرهای دارند به نام «دیل تر پممز» که زبان نباید بچرخد یا «است نقطه» تنها باید از حروفی استفاده شود که نقاطشان بالا قرار میگیرد، مثل «ت» یا «ث». به هر حال بهرهگیری از این ظرایف به جذابیتهای یک برنامه رادیویی کمک میکند. چنین هنرنماییهایی از کارکردهای بسیار قدیمی عاشقها بوده است.
این وجه هنری در گذشتههای دور نیز در خدمت کارکرد آموزشی عاشقها بوده است؟
عاشقها روند و فرآیند پیچیدهای در تاریخ طی کردهاند. به طوری که ابتدا به عنوان نغمهخوانان در دربار ساسانیان حضور داشتند مثل باربد و نکیسا (فارسیزبانان که به زبان پهلوی سخن میگفتند). در منظومه ویس و رامین نیز به عاشقها اشاره شده است. بهرام بیضایی هم در کتاب «نمایش در ایران» آورده است که عاشقها در تحول و تدول زمانی و تاریخی تا دورههای بعد از اسلام شکل گرفتهاند.
گروهی از عاشقها در این سیر تحولی به نام شامان یا شمن نامیده میشدند که شعرسرایی میکردند و مطالب دینی خود را با زبان موسیقی و شعر تعلیم میدادند.
به نظر میرسد این مقاله که بیشترین وجه رسانهای آن را موسیقی و خاصه نواهای اصیل ایرانی از سوی اقوام عاشق پوشش میدهد، به گونهای در مقابل نسل جدید برنامهسازی در رادیو قرار میگیرد که در آن سعی میشود تا جای ممکن از موسیقی استفاده نشود.
به طور کلی برنامهسازی در رادیو با 4 عنصر اصلی سر و کار دارد: کلام، موسیقی، افکت و سکوت. در میان این عناصر مهمترین عنصر، موسیقی است و در این مقاله آوردهام که عاشقها به عنوان عنصر ناب رادیویی هم وجه موسیقایی و همکلام را در بر دارند و علاوه بر کلام، شعر و داستان را نیز میتوان بر وجه رسانهای آنها افزود.
همچنین در تحقیقم به برنامه رادیویی استناد کردم که در رادیو ارومیه پخش میشد و در آن عاشقها از تیتراژ تا انتهای برنامه را خودشان پوشش میدادند. یعنی یک عاشق با مردم ارتباط تلفنی میگرفت، مجریگری میکرد، ساز مینواخت و فواصل کلام را نیز خودش پر میکرد. قصدم این بود که بیشترین نتیجهای که از مقاله من به دست میآید، این باشد که در این بازار مکاره رسانهای و رقابتی که با دیگر کشورها داریم و تبلیغات غربی که الگوی رسانههای ما قرار میگیرد، ما نیز بتوانیم به یک الگوی بومی ـ رسانهای در ساخت برنامههایمان رسیده و در جهت فرهنگسازی اصیل ایرانی و بهرهگیری از شاخصههای بومی و داخلی حرکت کنیم.
آزاده خواجهنصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم