شانس بدون تلاش معنا ندارد

محمدرضا غفاری بازیگر نقش سعید در سریال آشپزباشی فعالیت بازیگری را از سال 84 شروع کرده است. بازیگری را با حضور در کلاس‌های آموزشی آموخته و برای اولین‌بار مقابل دوربین پوران درخشنده رفته است تا در فیلم «رویای خیس» بازی کند. خودش می‌گوید پیش‌تولید این فیلم 6 ماه طول کشید که در این مدت او بسیار آموخته است. بعد از رویای خیس در فیلم «ستاره‌های سوخته» به کارگردانی سیروس الوند بازی ‌کرد و سریال آشپزباشی را می‌توان دومین تجربه بازیگری او دانست. سریالی که نوع حضور غفاری در سینما و تلویزیون را رقم زد و راه‌ آینده او را مشخص‌تر کرد. با این بازیگر جوان به گفتگو نشستیم تا درباره آشپزباشی و نظرات او بیشتر آشنا شویم.
کد خبر: ۳۳۳۰۰۷

شاید بد نباشد گفتگو را با این پرسش آغاز کنیم که چگونه برای بازی در سریال آشپزباشی انتخاب شدید؟

از طرف پرویز پرستویی به محمدرضا هنرمند معرفی شدم. یک جلسه به دفتر وی رفتم و صحبت‌های اولیه را کردیم و بعد هم قراردادم را بستم. به هر حال بازی در این کار برای من تجربه بزرگی است‌.

قبلا هم کارهای آقای هنرمند را دیده بودید؟

بله. سریال زیر تیغ را بسیار دوست داشتم و هر هفته پیگیری می‌کردم، ولی کاکتوس‌ها را کمتر دیدم اما به‌هر‌حال می‌توانم بگویم آقای هنرمند کارگردان ارزشمندی هستند.

از کدام وجه کارگردانی ایشان لذت بردید؟

آقای هنرمند بسیار در کارشان دقیق هستند و با وسواس زیادی کار می‌کنند. برای همین هم بازی‌های فوق‌العاده‌ای از بازیگرانشان می‌گیرند.

یادم می‌آید ما قبل از گرفتن پلان‌ها حتما دورخوانی می‌کردیم و بعد از این که همه چیز خوب و مورد تایید بود، مقابل دوربین می‌رفتیم و شروع به بازی می‌کردیم.

هنرمند کارگردان نکته‌سنجی است. این مساله در طول کار برایتان مشکلی ایجاد نکرد؟

خیر. چرا که ریزبینی او در نهایت به نفع خودم و همین‌طور گروه بود و این مساله باعث می‌شد که کارمان را درست انجام دهیم. به هر حال این که دائم ضعف‌های کارمان را برطرف می‌کردیم یکی از نقاط مثبت کار بود.

از ابتدا هم قرار بود نقش سعید را بازی کنید؟

بله، از همان ابتدا این نقش برای من در نظر گرفته شده بود و وقتی قرار شد در این کار بازی کنم 20 قسمت از فیلمنامه نوشته شده بود.

نقش سعید را دوست داشتید؟

خیلی زیاد، چون تنها نقشی بود که با شرایط سنی خودم هماهنگ بود و از طرفی با این که این خانواده از هم گسیخته بودند، اما فیلمنامه جوری نوشته شده بود که احساس می‌کردم همه اعضای خانواده را دوست دارم. آنها را دوست داشتم و از بودن در جمع آنها لذت می‌بردم.

کدام وجه شخصیتی سعید به خودتان نزدیک‌تر است؟

آرامش و ساکتی سعید را من هم دارم و فکر می‌کنم بزرگ‌ترین حسن سعید هم این بود که دائم تلاش می‌کرد مشکلات خانواده‌اش را حل و فصل کند یا حتی به خواهران و برادرش کمک کند. باور کنید اگر نقش کوتاه‌تر از نقش سعید را هم به من داده بودند، باز هم بازی می‌کردم. چون این خانواده و اساسا کار را بسیار دوست داشتم.

اما یک جاهایی آرامش سعید واقعا غیرطبیعی است. قبول دارید؟

از همان ابتدا قرار بود در طول داستان بچه‌ها را زیاد نبینیم و همه کاراکترها باید تلاش می‌کردند تا رابطه پدر و مادر کامل شود. برای همین هم هیچ‌وقت دوربین وارد زندگی شخصی بچه‌ها نشد.

اما سعید زیادی تک‌بعدی است.

این مساله به فیلمنامه برمی‌گردد اما من به شخصه از شخصیت سعید راضی هستم و این را هم اضافه کنم که این 4 نفر یعنی بچه‌ها تنها می‌خواستند پدر و مادرشان را از تصمیمی که گرفته‌اند باز دارند. بنابراین لزومی نداشته که روی تک‌تک آنها کار شود و خصوصیاتشان مورد بررسی قرار گیرد.

شخصیت سعید در طول کار تغییری هم داشت؟

بله و دلیل اصلی این مساله هم حضور آقای هنرمند به عنوان کارگردان بود و سپس بازی و راهنمایی‌های خوب آقای پرستویی و خانم معتمد آریا. چرا که آنها کار را برای ما راحت‌تر کرده بودند.

چقدر به شانس در زندگی اعتقاد دارید؟

زیاد. شاید بازی در سریال آشپزباشی هم یکی از بزرگ‌ترین شانس‌های زندگی‌ام بود. البته همیشه شانس در کنار تلاش است که معنا پیدا می‌کند. من نمی‌توانم کنج خانه‌‌ام بنشینم و هیچ‌کاری نکنم و بعد بگویم بازیگرم و بهترین نقش‌ها را هم می‌خواهم. بنابراین تلاش هم‌ مهم است.

برای بازی در نقش سعید چقدر تلاش کردید؟

خیلی زیاد. ابتدا خیلی نگران بودم اما آدم‌های پشت صحنه و دیگر بازیگران آنقدر حرفه‌ای بودند که به من کمک کردند تا سعید را باور کنم و سعی کنم نقش او را خوب بازی کنم. می‌توانم بگویم بازی در این کار برایم به اندازه خواندن صد تا کتاب با یک ترم دانشگاه ارزشمند بود و توانستم به واسطه آن خیلی چیز‌ها بیاموزم.

اولین سکانسی که بازی کردید کدام بود؟

سکانسی بود که من به همراه دایی منوچهر و فرهاد شطرنج بازی می‌کردیم و قرار بود پدر هم برای مجلس خواستگاری سارا به رستوران برود.

چقدر بازی در این سکانس برایتان سخت بود؟

خیلی زیاد. فوق‌العاده استرس داشتم، ولی آقای هنرمند بازی‌ام را پسندیدند و تایید کردند.

وقتی بازی می‌کنید حضور دوربین را چقدر احساس می‌کنید؟

سعی می‌کنم زیاد احساس نکنم در عین این که باید احساس کنم، آن هم به لحاظ مسائل فنی دوربین. ولی در نهایت سعی می‌کنم تمام ذهنم را روی نقشم بگذارم. در واقع به نوعی با نقشم زندگی می‌کنم. حالا چقدر می‌توانم موفق عمل کنم به نظر مخاطبانم برمی‌گردد.

از نگاه خودتان در اولین سکانس و آخرین سکانس چقدر فرق کرده بودید؟

خیلی، چون به مرور کلیت داستان برای من حل شده بود و دیگر باور کرده بودم که سعید هستم.

پرویز پرستویی برایتان استاد بودند یا پدر؟

پشت‌صحنه استادم بودند و مقابل دوربین پدرم.

برخی بر این باور هستند که سریال زیرتیغ از آشپزباشی بهتر بود. به نظر شما چرا این نظر از طرف خیلی‌ها گفته شد؟

من دلایل خودم را دارم. سازندگان آشپزباشی برای این سریال چیزی کم نگذاشتند. برای همین هم تولید و ساخت آن یک سال طول کشید. روی تک‌تک پلان‌ها فکر شد، اما با این موافق هستم که داستان کشدار و از حوصله مخاطب خارج است.

چند باری هم در زمان تصویربرداری کار متوقف شد، آیا این تعطیلی‌ها به افت کار کمک کرد؟

شاید، اما باور کنید همین الان هم که فیلمنامه آشپزباشی را بخوانید، جذابیت‌های خودش را دارد، اما نکته‌ای که وجود دارد این است که به نظر من مخاطب عادت کرده به دیدن سریال‌های روتین و هر شبی. شاید اگر آشپزباشی هم هرشب پخش می‌شد، طرفداران بیشتری پیدا می‌کرد و مسیر بهتری را می‌رفت.

اما در تیتراژ سریال آشپزباشی اسم کسانی دیده می‌شود که مخاطب آنها را دوست دارد.

بله. برای همین هم می‌گویم ای کاش نقش کاراکترهای دیگر پررنگ‌تر از این بود و زندگی آنها هم بیشتر به تصویر کشیده می‌شد.

وقتی خودتان را برای اولین بار در قاب تلویزیونی دیدید، چه احساسی داشتید؟

زمانی از بازی در تلویزیون می‌ترسیدم. چون کارم را از سینما شروع کرده بودم و هنوز هم علاقه‌ام سینماست و کمتر دوست دارم در تلویزیون بازی کنم. هر چند که همیشه طرفدار کار خوب بوده‌ام و ترجیح می‌‌دهم نقشی را بازی کنم که بتوانم از آن لذت ببرم.

به نظرتان بهترین سکانس‌‌های آشپزباشی کدام سکانس‌ها هستند؟

سکانس‌های آقای پرستویی و خانم معتمدآریا را بسیار دوست دارم. ولی به طور اخص نوشتن دفتر خاطرات‌ را می‌پسندم چون بسیار شخصی و تلخ بودند.

دستمزد چقدر برایتان مهم است؟

اول کار خوب برایم مهم است و بعد دستمزد، ولی دستمزد خودم را می‌گیرم، اما هیچ‌گاه به خاطر دستمزد یک پیشنهاد بد را قبول نمی‌‌کنم، چون نیازی به این کار ندارم.

ولی اگر بخواهید منتظر یک کار خوب بمانید به مرور زمان شاید دیگر پیشنهادی نداشته باشید. آن وقت چه می‌کنید؟

من دغدغه دیده شدن ندارم. اگر این‌طور بود می‌توانستم بیشتر از اینها دیده شوم. من 5 سال پیش کارم را شروع کردم ولی تازه الان دیده شدم و توانستم آن چیزهایی که برایم آرمانی بوده‌اند را به دست آورم و خوشحالم از این که در کارنامه هنری‌‌ام کارهایی را ثبت کرده‌ام که می‌توانم به آنها افتخار کنم.

پس با این حساب اگر دیگر نتوانید بازی کنید، ناراحت نمی‌شوید؟

بله. من اگر بتوانم خوب زندگی کنم راهم را در سینما پیدا خواهم کرد. مثل ساختن یک فیلم کوتاه در خانه شخصی‌ام.

پس به کارگردانی هم فکر می‌کنید؟

خیر. برعکس کارگردانی را اصلا دوست ندارم اما شاید این کار مسیری برای رسیدن به بازی‌‌های جدیدتر و خلاقانه‌تر باشد.

بعد از بازی در آشپزباشی توقع‌تان از خودتان چقدر بیشتر شده است؟

دوست دارم از این به بعد بیشتر بیاموزم و ترجیح می‌دهم کاری که ضعیف است را انجام ندهم، چراکه دلم می‌‌خواهد خاطره نقش سعید در ذهن مخاطبم باقی بماند. باور کنید من در طول یک سال حضور در سریال آشپزباشی یک زندگی تازه را تجربه کردم.

محبوبه ریاستی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها