پرخوری بلای جان خیلی از ما و شماست

ماری که پونه را هم می‌خورد

کسی از غذا بدش نمی‌آید. اگر آن عده‌ای را که تعدادشان هم کم نیست و عاشق غذا خوردن هستند، کنار بگذاریم، بقیه آدم‌ها بی‌درنگ به غذا خوردن به عنوان ضرورتی انکارناپذیر نگاه می‌کنند که البته نگاه درستی هم هست. اما توجه بیش از اندازه به غذاخوردن بیشتر از آن‌که یک توجه معمولی باشد، نوعی بیماری است که به آن «شکم چرانی» می‌گویند. آدم‌ها ممکن است از غذا نخوردن جانشان را از دست بدهند، اما این بار عدالت خودش را وسط انداخته و آدم‌های پرخور را هم از دام مرگ، بی‌نصیب نگذاشته‌است. همین سال گذشته بود که یک جوان 25 ساله آمریکایی که عاشق مرغ سوخاری‌های «کی اف سی» بود بعد از خوردن 15 سطل بزرگ از مرغ‌ سوخاری ‌ کارش به بیمارستان کشید و آخر سر هم در کمال ناباوری خانواده‌اش، قلبش از کار ایستاد. اما شکم چرانی بیش از آن‌که یک کار و عمل باشد، می‌تواند فرآیند ذهنی هم داشته باشد. نگاه شکم‌چران‌ها را تعقیب کنید؛ در هر جایی به دنبال مزه و طعم می‌گردند و رستوارن‌ها و ساندویچی‌ها مغازه‌های مورد علاقه‌شان هستند و از ناخنک زدن به هیچ غذای بی‌صاحبی دریغ نمی‌کنند. دهخدا در لغتنامه‌اش شکم‌چرانی را «بسیار خوری و مفت خوری» معنی کرده ‌است. البته معناهای مترادف دیگری هم برای شکم چرانی وجود دارد که می‌شود به شکم‌خوارگی، شکم پرستی، شکم‌بندگی و... اشاره کرد. همه هم یک معنی واضح در بطنشان دارند و آن هم تسلیم بی‌چون و چرای شکم بودن است.
کد خبر: ۳۳۲۰۷۶

آدم‌هایی که هیچ‌گاه سیر نمی‌شوند

هیچ‌وقت در میان اعضای خانواده، فامیل یا در میان دوستان هم‌ دانشگاهی یا هم‌ خوابگاهی‌تان، به آدم‌هایی برخورده‌اید که نمی‌توانند به هیچ خوراکی‌ای «نه» بگویند، حتی اگر اینقدر خورده باشند که در آستانه انفجار باشند؟ به هر خوراکی‌ای که می‌رسند می‌خواهند حتما آن را مزه کنند. البته اگر در پایان کار به جای مزه کردن، همه‌اش را هاپولی نکرده باشند.

این ویژگی بیشتر در مردها وجود دارد؛ آن هم مردهای جوان. یکی از دلایل اصلی‌اش هم می‌تواند به عوامل فرهنگی برگردد. مثلا آنجا که مادربزرگ، فامیل و نوه‌هایش را به خوردن بیشتر تشویق می‌کند؛ آن هم با این توجیه که «مرد باید زیاد بخوره». البته واقعیت این است که در دوره‌ای که کشاورزی و دامداری به عنوان مهم‌ترین منبع درآمدزایی خانواده‌ها به حساب می‌آمد، این مساله توجیه منطقی‌تری داشت. اما درحال حاضر که عمده فعالیت جوان‌ها به استارت زدن ماشین و گاز دادن خلاصه می‌شود، دیگر توجیهی برای این ضرورت مادربزرگانه وجود ندارد.

با این‌حال هنوز هم مردها آمار بالاتری را در پرخوری دارند و البته در این میان سهم مردان جوان از بقیه بیشتر است. آدم‌هایی را دیده‌اید که با دیدن یک ظرف غذا روی آن می‌افتند و با ولع تمام همه محتویات ظرف را در شکمشان خالی می‌کنند؟ داشتن ولع بیش از اندازه در خوردن، سرعت بالا در خالی کردن ظرف غذا، توجه نداشتن به چیزهای
دور و بر هنگام خوردن و... همه نشانه‌های شکمو بودن آن فرد است. می‌گویند اگر بمبی کنار یک شکموی در حال خوردن ساندویچ بترکانید، تنها کاری که می‌کند این است که ساندویچش را در بغلش قایم کند.

آرزو که معلم آموزش و پرورش است،‌ دوستی را از دوران خوابگاه به یاد می‌آورد که بیش از 100 کیلو وزن داشته‌ است. البته او با رژیم‌های غذایی طولانی مدت سرانجام توانسته بود خودش را به وزنی معقول برساند. با این حال، آرزو خاطرات دست اولی را از او می‌گوید:‌ «مژگان از بچه‌های اتاق ما نبود. اما معمولا عصرها سر و کله‌اش پیدا می‌شد. مستقیم می‌رفت و از توی قفسه‌ها هر چیزی را که به نظرش قابل خوردن می‌رسید، می‌آورد و مشغول خوردن می‌شد. اوایل با اجازه و احتیاط این کار را می‌کرد اما بعدها دیگر بی سر و صدا می‌آمد و کارش را می‌کرد و می‌رفت. مژگان می‌گفت هیچ‌وقت معنی سیر شدن را نفهمیده‌ام.»

کاه و کاهدان

پرخوری بیشتر از آن‌که صفت ناپسندیده باشد، یک بیماری است. نمی‌توانید در هیچ کجای دنیا کسی را پیدا کنید که معتقد باشد پرخوری یک ویژگی پسندیده‌ است، مگر این‌که طرف خودش از آن شکم ‌چران‌ها باشد. یعنی این‌که ظاهر قضیه هم اصلا پسندیده نیست. چند بار تا به حال برایتان پیش آمده که از دیدن صحنه غذا خوردن آدم‌ها در یک مراسم عروسی خنده‌تان بگیرد و در نهایت هم دچار حس انزجار شوید؟ آدم‌هایی که به میزهای غذا حمله می‌کنند و از هر چیزی بیش از اندازه لازم در شکمشان می‌ریزند، به هم تنه می‌زنند، ظرف غذا را از دسترس بقیه دور می‌کنند و اگر در چهره‌هایشان دقیق شوی، خون را در چشم‌هایشان می‌بینی. برای این افراد یک ضرب‌المثل قدیمی هست که می‌گوید: «کاه از خودت نیست، کاهدون که از خودته.»

با این‌که این صفت ناپسند می‌تواند آزارتان بدهد اما آزار اصلی را خود آن افرد می‌بینند. یکی از ویژگی‌های معمول آدم‌های پرخور، چاقی آنهاست. هر چه پرخورتر، چاق‌تر. این چاقی بیش از اندازه در کنار ولع پایان‌ناپذیرشان به غذا، اعتماد به نفس آدم‌ها را در مواجهه با دنیای اطرافشان پایین می‌آورد.

پرخورها معمولا از داشتن دوستان نزدیک و صمیمی عاجزند. شاید به این دلیل که به هرحال برای آنها غذا بهترین دوست است. می‌توانند روز و شبشان را به خوردن بگذرانند و باقی اوقاتشان راهم به فکر کردن درباره غذا. البته یکی دیگر از دلایل تنهایی این افراد ظاهر بیش از اندازه بزرگشان است که قدرت انجام حرکات فیزیکی را از آنها می‌گیرد. این معضل بویژه در دوران جوانی است که بیشتر مشکل‌ساز است. جوانی دوره شر و شور و این طرف و آن طرف دویدن است اما پرخورها می‌خواهند دائم یک‌گوشه بنشینند و تا زمانی که غذا سرو می‌شود، به هیچ کار دیگری نپردازند.

بیماری‌های مختلف هم می‌تواند از دیگر عوارض پرخوری و شکم چرانی‌های حساب نشده‌ باشد. یکی از شایع‌ترین این بیماری‌ها بالا رفتن چربی خون و احتمال بروز سکته‌های قلبی است. به هرحال تجمع چربی در بدن می‌تواند حتی فرد را تا آستانه مرگ هم پیش ببرد. با این‌که بیماری‌هایی نظیر چربی خون بالا و سکته‌های قلبی و مغزی در سنین بالا رخ می‌دهد، اما واقعیت این است که پرخوری‌های منجر به چاقی می‌تواند شما را در جوانی هم از پا بیندازد.

پرخورهای حسرت برانگیز

البته نباید همه تقصیرها را به گردن پرخورها انداخت. گاهی غذاها اشتهای آدم را تا سرحد مرگ تحریک می‌کنند. مثلا خودتان را تصور کنید که بعد از یک روز حسابی پرکار و در حالی که ناهار هم نخورده‌اید، از دانشگاه به خانه برگشته‌اید و بوی اشتها آور یک قورمه سبزی جا افتاده هوش را از سرتان می‌پراند. اولین چیزی که به ذهنتان می‌رسد این است که کیف و کتاب‌ها را به گوشه‌ای بیندازید و به آشپزخانه بروید و بشقاب بزرگی را پر از پلو کرده و چند ملاقه سر پر از قورمه سبزی را که روی گاز قل قل می‌کند، روی آن خالی کنید و در حالی که خودتان را به میز غذاخوری می‌رسانید، نصف بشقاب را در شکمتان خالی کرده ‌باشید. این یک شکم‌چرانی موقت است که در نتیجه یک روز و شرایط استثنایی به وجود آمده‌است.

با این حال، قضیه برای پرخورهای واقعی تا اندازه‌ای فرق می‌کند. هر بوی غذایی در هر شرایطی می‌تواند اشتهایشان را تحریک کند. کافی است از کنار یک ساندویچی رد شوند یا یک چلوکبابی سر راهشان باشد، اگر هم بتوانند خودشان را کنترل کنند و وارد رستوران نشوند، حتما بزاق‌هایشان ترشح می‌کند و بخش اشتهای سیستم مغزیشان تحریک می‌شود. احتمالا تا یکی دو ساعت بعد هم همچنان خودآگاه و ناخودآگاه به یک پرس کوبیده و ریحان روی نان سنگک داغ فکر می‌کنند که یک لیوان دوغ خنک محلی هم کنارش است.

علاوه بر بوی غذا، شکل و تزئینات غذا هم می‌تواند اشتها را بیش از اندازه معمول تحریک کند. البته برای شکم چران‌ها نباید فرق چندانی وجود داشته‌ باشد. آنها فقط به اصل قضیه که همان غذاست توجه دارند. تزئینات روی غذا می‌تواند آنها را به سریع‌تر خوردن وادار کند اما مطمئنا تاثیر آنچنانی روی زیادتر کردن اشتهایشان ندارد. با این حال، خوردن ترشیجات هم می‌تواند به تحریک اشتها کمک کند. اگر کنار غذای یک آدم شکمو ترشی‌ اضافه کنید، حتما به میزان غذایی که می‌خورد هم اضافه می‌شود؛ این بار دقت کنید.

علاوه بر همه شگفتی‌هایی که در دنیای پرخورهاست و کنار همه اتفاقات غیر قابل درکی که در فرآیند خوردن این آدم‌ها پیش می‌آید، وجود دسته‌ای از آدم‌ها به نام «لاغرهای پرخور» از شگفتی‌های رشک برانگیز است. شاید شما هم بشناسید آدم‌های لاغر استخوانی را که هر 3 وعده غذایشان را کامل و با اشتها می‌خورند، گاهی هم بیش از اندازه معمول، اما همچنان پوست به استخوانشان چسبیده و گونه‌هایشان از صورت بیرون زده است. با این‌که جمعیت این پرخورهای خوش‌شانس خیلی زیاد نیست اما وجودشان برای شکمباره‌های چاق مایه حسرت است.

محدثه مومنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها