خبرگزاریها هم عرصه رقابت را تنگتر کردند و این حلقه به هم پیوسته برای انتشار اخبار مختلف ورزش از متن گرفته تا حاشیه پیش رفتند و وقتی با اشتهای سیریناپذیر مخاطبان خود مواجه شدند برای ایجاد نوآوری شاید سدهای زیادی را شکستند، پردههایی را کنار زدند و با شعار شفافسازی گاهی درست و گاهی نادرست اطلاعرسانی کردند و این روند همچنان ادامه دارد.
ورزشینویسان اغلب رسانههای مکتوب ورزشی، صدا و سیما و خبرگزاریها را پلی برای ترقی رشتههای مختلف مینامند، درست هم میگویند اگر نباشد رسانهای که همچون چشمی عملکرد جامعه ورزشی را زیر ذرهبین ببرد و منعکس کند آن وقت کسی نمیداند برای رشد و توسعه این مقوله مهم چه کارهایی انجام میشود.
طبیعی است که رسانه وقتی معنا مییابد که اگر روزی خبر پیشرفت فلان پروژه یا پیروزی و موفقیت فلان تیم را میدهد کاستیها را هم به امید توجهی برای رفع آن منعکس کند اما در اکثر مواقع این به مذاق بسیاری از مسوولان خوش نمیآید و دوست دارند با تعابیری عجیب و غریب از رسانه معنای آن را زیر سوال ببرند. اتفاقی که این اواخر ذهن قطبی را به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال به خود مشغول کرد و او را بر خلاف روزهای ابتدایی حضورش در ایران، در جبههای مقابل رسانهها قرار داد.
وقتی افشین قطبی در آخرین نشست مطبوعاتی خود با خبرنگاران به نقش رسانهها به عنوان یار سیزدهم تیم ملی (بعد از تماشاگران) اشاره کرد شاید باور این که او این جماعت را مخرب قلمداد کند سخت بود، البته این به معنای تایید عملکرد تمام رسانههای ورزشی در طول این مدت نیست اما آنچه در این میان مهم جلوه میکند پیدا کردن پاسخی برای این پرسش است که تاکنون نقش این رسانهها در پیشبرد اهداف تیم ملی فوتبال (به عنوان نمونهای از تیمهای ورزشی کشورمان) چه بوده است و این که چه چیز باعث شده تا قطبی موضعی متفاوت نسبت به رسانهها داشته باشد.
تفاوت دیدگاه مدیران و مربیان با رسانهها
عبدالحمید احمدی، رئیس انجمن ورزشنویسان ایران در گفتگو با «جامجم» تصریح میکند: به اعتقاد من رسانهها همواره نقش موثر و مثبتی در روند پیشرفت ورزش و بویژه فوتبال به عنوان رشتهای پرطرفدار دارند اما آنچه باعث این حرف و حدیثها میشود تفاوت دیدگاه رسانهها با مدیران و مربیان است، گاهی چیزی که آنها میخواهند با آنچه در رسانهها مطرح میشود متفاوت است و همین تفاوت دیدگاه سبب میشود رسانهها گاهی متهم شوند. فراموش نکنیم که اصلیترین وظیفه رسانه ایجاد فضای تضارب آرا و بیان دیدگاههای متفاوت است و در اثر همین فضاست که رشد و ترقی حاصل میشود. اگر رسانهها چیزی را بنویسند و به نمایش بگذارند که مدیران و مربیان و بازیکنان بخواهند فضای یکسانی حاکم میشود که امکان رشد را از جامعه ورزش سلب میکند.
وی ادامه میدهد: اگر ورزش ما به موقعیتی دست پیدا کرده، حاصل همین نگاههای متفاوت است. البته آنچه در ورزش ما زیاد اتفاق میافتد حاشیهرویهایی است که رسانه ناگزیر است آن را منعکس کند، اما باید این اخبار ورزش ما را از جریان اصلی دور نکند و فضای نامطلوب و نامناسب را ایجاد نکند.
بالا بردن روحیه انتقادپذیری
احمدی در مورد اظهارات قطبی در مورد رسانهها و این که آیا حق با اوست یا خیر، میگوید: من این نگاه را قبول ندارم، کسانی که چنین مسوولیتهایی را میپذیرند چه بخواهند چه نه، باید بپذیرند که جایگاه مهمی دارند و در معرض دید مردم هستند. کسی هم که دیده میشود باید آمادگی انتقاد را در خود ایجاد کند، ممکن است در مورد این فرد اظهارنظرهای مختلفی صورت بگیرد که انعکاس اینها تقصیر رسانهها نیست، طرز رفتار سرمربی تیم ملی با رسانهها، غیرحرفهای است، اگر کسی منتقد رسانههاست و ادعا میکند که آنها مساله و حاشیه برای تیم درست میکنند باید به بعضی گفتههای خودش که موجب ایجاد حاشیه و تخریب تیم ملی شده هم رجوع کند، دلیل نمیشود که اگر رسانهای به جای تعریف و تمجید از سرمربی و تیم ملی نقاط ضعف را میگوید مخرب قلمداد شود چون اگر قرار بود همه چیز خوب باشد و همیشه تعریف و تمجید باشد که این همه روزنامه و رسانه ورزشی درست نمیشد!
رابطه دوجانبه ورزش و رسانه
منوچهر واحدی از ورزشینویسان با سابقه که سابقه مربیگری در تیمهای پایه را هم دارد در این مورد به «جامجم» میگوید: قطبی باید ظرفیت پذیرش انتقاد را در خود بالا ببرد و فراموش نکند که انتقاد از سرمربی تیم ملی همیشه و در همه جا وجود دارد، در تمام دنیا وقتی بهترین مربی هم فهرست تیم ملی را میدهد از او سوال میشود که چرا فلان بازیکن هست و این تعداد از بازیکنان نیستند، البته در رسانهها هم همیشه باید روالی باشد که شخصیت مربی تخریب نشود. این که گفته شود قطبی تجربه ندارد یا مثلا آنالیزور بوده است دردی از ما دوا نمیکند، چون او حالا سرمربی تیم ماست و قرار است در جام ملتها ناکامی جام جهانی را جبران کند.
در مجموع فکر میکنم ارتباط رسانهها با ورزش همیشه دوجانبه است و رسانهها عاملی برای پیشرفت ورزش تلقی میشوند.
نقش فدراسیون فوتبال در تغییر دیدگاه قطبی
نظرات محمدحسن انصاریفرد هم جالب است. وی که علاوه بر تجربه حضور در ورزش در امر رسانه هم تجارب زیادی دارد در مورد موضوع بحثها به «جامجم»میگوید: در موفقیت یک تیم، عوامل زیادی نقش دارند، علاوه بر مدیریت، فدراسیون، بازیکنان و کادر فنی، رسانهها در پیشرفت فوتبال نقش زیادی دارند، به همین دلیل است که در تمام کلاسهای مربیگری در مورد نحوه تعامل با رسانهها صحبت میشود. به نظر من آنچه باعث تغییر دیدگاه قطبی نسبت به رسانههای ورزشی شد، بحث مذاکره فدراسیون فوتبال با مربیان خارجی بود.
انصاریفرد ادامه میدهد: همین موضوع عاملی شد تا زمینهای فراهم شود که رسانهها تحلیلهای متفاوتی انجام دهند که آیا قطبی مناسب هدایت تیم ملی است یا نه. ممکن است قطبی در پارهای از موارد احساس کرده که رسانهها افراط کردهاند و رنجیده شده وگرنه او همیشه تعامل خوبی با مطبوعات و سایر رسانهها داشته است. رسانهها همیشه یار دوازدهم ورزش بوده و هستند و من تصور میکنم منظور سرمربی تیم ملی معدود روزنامههایی بوده که از دیدگاه وی قصد تخریبش را داشتند.
نباید فراموش کرد که اگر رسانهها نباشند انتقال کامل اخبار به هیچ عنوان ممکن نیست و آنقدر نقش آنها مهم است که باعث افزایش جذابیت ورزش و فوتبال میشوند. طرح این موضوع از سوی فدراسیون که هر روز از یک نام برای جانشینی قطبی یاد میشد بیشتر از همه، قطبی را متضرر کرد و باعث شد که جایگاهش بین افکار عمومی تخریب شود. در حقیقت بیشتر از آن که رسانهها در این تخریب نقش داشته باشند فدراسیون با اقدامی نابجا زمینهای برای این اتفاق فراهم کرد.
اندکی انصاف و صبر لطفا
شاید بتوان مقوله ورزش را عرصهای متفاوت برای رسانهها دانست، تنها در ورزش است که گاهی گناه کمکاریهای دیگران و کاستیهای موجود بر دوش رسانهها گذاشته میشود، ظاهرا دیواری کوتاهتر از این دیوار نیست، باید کمی منصفتر بود و البته صبورتر.
سارا احمدیان / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم