در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مضمون و درونمایه، تناسب قصه با حال و هوای روز، ریتم فیلمنامه، حضور ستارهها، طرح مشکلات اجتماعی مردم و... مولفههای ثابتی هستند که عوامل یک سریال در بررسی دلایل توفیق کارشان روی آن انگشت میگذارند.
به تازگی یک عنصر دیگر هم به زنجیره این دلایل اضافه شده است: «زمان پخش».برخی از کارگردانها میگویند سریال ما اگر به شکل شبانه پخش نمیشد و پخشش هفتگی بود، تعداد مخاطب بیشتری را جذب میکرد.
جالب است که برخی هم دقیقا روی عکس این «فرضیه» پافشاری میکنند. آنها معتقدند پخش هفتگی منجر به «ریزش مخاطب» میشود و پخش شبانه باعث میشود که تنور استقبال از یک سریال گرمتر شود.
موافقان و مخالفان پخش هفتگی هر کدام دلایل خاص خودشان را دارند. موافقان میگویند: در پخش هفتگی مخاطب مدت زمان طولانیتری را صرف تماشای یک سریال میکند، اما در پخش شبانه بیننده تلویزیونی در یک بازه زمانی کوتاهتر درگیر تماشای یک مجموعه داستانی میشود. بنابراین شبانهها زود میروند و زود فراموش میشوند، اما هفتگیها تاثیر عمیقتر و ماندگارتری روی مخاطبانشان میگذارند.
در عوض طرفداران «شبانهها» معتقدند: بیننده تلویزیونی با این همه کار و گرفتاری یادش نمیماند که هر هفته در فلان روز و فلان ساعت پای تلویزیون بنشیند و برنامهاش را تماشا کند. تازه اگر یادش مانده باشد یک مشکل بزرگتر این است که مخاطب ماجراهای هفته قبل را فراموش کرده است. آنها ادامه میدهد: مخاطب فراموشکار و شتابزده امروزی، گاهی وقتها اسم و فامیل خودش را هم به خاطر نمیآورد! چه رسد به خلاصه داستان سریالی که 7 روز از پخش آن گذشته است.
این وسط یک گروه سومی هم وجود دارند. گروه سوم معتقدند: زمان پخش و این جور چیزها همهاش بهانه و توجیه است. کار اگر به لحاظ محتوایی و ساختاری، ویژگیهای حرفهای یک سریال خوب را داشته باشد، چه هفتگی باشد چه شبانه با استقبال بالای مخاطبان مواجه میشود.
خیلی سخت است که بخواهیم به یک قاعده و فرمول معنادار درباره رابطه «نحوه پخش» و «میزان مخاطب» برسیم. فرضیه غالب کارشناسان این است که «سریالهای طنز و مفرح بهتر است که به صورت شبانه روی آنتن بروند».استدلال آنها این است که در این جور کارها مخاطب لازم نیست سریال را از اول تا به انتها دنبال کند. همین که وسط مهمانی یا سر سفره غذا چشمش به تلویزیون بیفتد و لبخندی روی لبانش نقش ببندد کافی است. یعنی اگر لحن سریالی تلخ و سیاه باشد مخاطب حوصله هر شب دنبال کردن آن را ندارد، اما در مواجهه با سریالهای طنز این انگیزه را دارد که هر شب یا هر دو شب یکبار پای «جعبه جادو» بنشیند. با اتکا به این «فرضیه» بیشتر کارهای کمیک همچون «زیر آسمان شهر»، «پاورچین» و... در نوبت پخش شبانه قرار گرفتهاند، اما سریالی به نام «نرگس» مهر ابطالی بر این «فرضیه» زد. «نرگس» با طرفداران پرشمارش ثابت کرد که یک سریال با لحنی تلخ و تراژیک هم میتواند در پخش شبانه موفق باشد. بنابراین نمیتوان حکم کلی و الزامآوری را درباره «سریالهای شبانه» صادر کرد. کارگردان اگر رگ خواب مخاطبش را بشناسد و با ذائقه گروه مخاطب هدفش آشنا باشد، میتواند در هر شرایطی با او ارتباط تنگاتنگ برقرار کند.
سریالهای روز دنیا همچون «فرار از زندان»، «گمشدگان»، «24» و... به صورت هفتگی از شبکههای تلویزیونی آن طرف آب پخش میشوند، اما مخاطبان ایرانی با تهیه دیویدیهای سریالها، آنها را به صورت شبانه نگاه میکنند. تازه برخیها ناپرهیزی میکنند و هفت هشت قسمت یک سریال را در یک روز و پشت سر هم نگاه میکنند تا از مخاطبان قارههای دیگر عقب نیفتاده باشند.
البته اینها سریالهایی هستد که بیشتر به وجه سرگرمکنندگی کار توجه کردهاند. این قاعده را نمیتوان درباره سریالهای مثلا «تاریخی» و سنگین به کار بست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: