در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیش از این هم شعر را در گفتگویی به ریسمانی تشبیه کرده ام که یک سر آن در دست گذشتگان و سر دیگر آن در دست آینده است و شعر امروز هم در میان آن قرار دارد و فراز و نشیبهایی که در کشاکش دیروز و فردا طی میکند، کاملا طبیعی است.
همواره ترجیح دادهام به جای صحبت از یک فرد، از یک نسل صحبت کنم چراکه به نسل جوان شعرمان بسیار معتقدم و برخلاف هم نسلانم که این نسل را گاهی سرکش یا از دست رفته میبینند، من آن را حتی پویاتر از نسل خودم میدانم. اگر حرکت آنها را بدقت بررسی کنیم آنگاه حتی ممکن است خود را در حال درجا زدن ببینیم.
آزاده بشارتی یکی از همین شاعران بسیار جوان و خوش ذوق کشورمان است؛ شاعری از نسلی که من به آن امیدوارم و مطمئن هستم که شعر امروز را به جایگاهی ارزشمند و قابل احترام میرساند.
پیش از آن که او را بشناسم شعرش آشنایم شده بود. بعدها در فرصتی به اندازه شنیدن چند شعر، باورم شد که توانستنی در اوست. تشویقش کردم تا شعر را جدیتر بگیرد و همچنین انتخابی از سرودههایش را چاپ کند.
واقعیت این است که شعرهای اولیه هر شاعر، پیوندی زودباور و خوشایند با او دارد که اگر از حدود پسند او و پیرامونش خارج نشوند و در نظرگاه مخاطبان حقیقی شعر قرار نگیرند، کودکانی خواهند ماند که همیشه باید دلواپس خروجشان از خانه و آسیبپذیریشان بود. خوشحالم که آزاده بشارتی «پلکهای فراموش شده»اش را با شهامتی که شایسته اوست مقابل چشمان مخاطبانش باز کرده و بتازگی مجموعهای از سروده هایش را منتشر کرده است.
مجموعهای که اگرچه حجم زیادی ندارد اما برای یک شاعر جوان که در آغاز راه است نوید بخش روزهای درخشانی خواهد بود و ما هم منتظر نشستهایم تا غزلها و سرودههای تازه آزاده بشارتی را پس از این بخوانیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: