در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نکته قابل تامل در این سریال آن است که ذکر صرفا تاریخی جهت بیان رویدادها، هیچگاه نمیتواند جذابیت بصری را به همراه داشته باشد و از همین رو، جوزانی در مقام کارگردان با پیش کشیدن زندگی خاندان ایرانی، قاب تصویر تاریخی را از مسیر زندگی یا خانواده طراحی کرده و به همین واسطه جذابیت ویژهای در این سریال اعمال شده است. خانواده ایرانی که یک خانواده اصیل، باسواد و آزادیخواه در این فیلم معرفی میشوند، در سیر تاریخ ایران به نوعی حضور فعال دارند و چنین برمیآید که گویا این خانواده بهانهای شده تا تاریخ صدساله ایران مطرح شود.
پدر خانواده که از مبارزان و همرزمان کوچک جنگلی است، دائما در مسیر پرتلاطم تاریخ آن روزگاران حرکت میکند. ورود او به تهران و آغاز زندگی جدید و تربیت فرزندان، همواره در مسیر تحولات و رویدادهای روز بوده است. به تصویر کشیدن شهر تهران و آداب و رسوم ایرانیها هریک در جایگاه خود آرامآرام طرح میشود. جوزانی آنقدر در این روایت ظرافت به خرج داده که حتی نحوه ورود رادیو به ایران و فیلمهای سینمایی را به تصویر میکشد.
بستر خانواده ایرانی، عاملی شده تا جوزانی این دغدغهها را طرح کند.
خانواده ایرانی هریک شاخصه یک نوع نگاه و سلیقه هستند؛ سلیقههایی که حاکی از اختلاف دیدگاه در سطح جامعه است و معرف دیدگاههای رایج در مقاطع گوناگون تاریخی است. چنین برمیآید که کارگردان میخواسته همه چیز را همپای یکدیگر به پیش ببرد و در این میان ذکر حوادث و اتفاقات نیز برایش مهم بوده است. اگر محور قصه را رویدادهای مهم تاریخ ایران قرار دهیم، خانواده ایرانی در بطن این رویدادها تعریف میشود. البته گاهی قصه معطوف به خانواده ایرانی و گاهی اوقات هم به سمت و سوی حوادث میرود. به هر حال این دو به نوعی مکمل یکدیگر شدهاند. شخصیتها نیز در هر بخشی براساس نیاز طرح میشوند. هیچ وقت بیننده شاهد شخصیت زاید که فرآیند ماجراها را برهم زند یا این که او را وارد فضای حاشیهای کند، نیست، گرچه براحتی کارگردان میتوانست این شرایط را فراهم کند. همه چیز بجا و دقیق مورد استفاده قرار گرفته و نکته قابل تامل و دقیقی که در این سریال دیده میشود، بهکارگیری لوکیشنهای متعدد است. فضاهای گوناگون از کشور، از گیلان و تهران گرفته تا شیراز و اهواز و حتی خارج از کشور. چنین تنوع بصری باعث شده مسیر چنین فرآیند تاریخیای، کسلکننده و یکنواخت شود و از همین رو کشش داستانی تا پایان ماجرا برای مخاطب مهیا گردد. سریال «در چشم باد» ثابت کرد میتوان سریالی ساخت بیآنکه دستکاری در حوزه تاریخ کرد، صداقت در به تصویر کشیدن تاریخ اصلی چنین مجموعههایی است که «در چشم باد» توانسته علاوه بر حفظ امانت تاریخی، براحتی و روانی همه چیز را بیان کند. این روزها که شاهد قسمتهای پایانی این سریال هستیم، باید به تمامی عوامل این مجموعه یک خسته نباشید گفت.
محمدامین پولادوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: