در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کان پس از غروب نسبی آندریاس کوپکه از سال 1998 دروازهبان ثابت و شماره یک ژرمنها شد و تا 2004 صاحب پیراهن شماره یک آنها بود. با این که رقابت او با ینس لمن دیگر مدعی پیراهن شماره یک تیم ملی آلمان در سالهای 2005 و 2006 تند و بیرحمانه و همراه با برخی کجکرداریها از سوی هر دو نفر بود و منجر به فیکس شدن لمن در جامجهانی 2006 و کنارهگیری کان از بازیهای ملی در پایان آن رقابتها شد، اما او کلاس و اعتباری خیرهکننده به کار خود و دروازه آلمان بخشید. «اولی کان» از 1994 که از کارلسروهه به مونیخ کوچ کرد، بتدریج دروازهبان ثابت بایرنمونیخ و نامش با این باشگاه عجین شد. اضافه بر 7 بار کسب عنوان قهرمانی لیگ آلمان با این تیم، یک مرتبه (2001) فاتح جام قهرمانان باشگاههای اروپا و یک بار (1999) نیز نایبقهرمان آن شد و یک مرتبه (1996) هم به افتخار فتح جام یوفا دست یافت. کان که مطمئن و خوشفکر و محکم بود، در سالهای 1999، 2001 و 2002 به عنوان دروازهبان سال جهان گزینش شد و 4 بار او را دروازهبان سال اروپا هم نامیدند. در پایان، شمار بازیهای ملی «اولی کان» به 86 رسید که 49 مورد آن همراه با بازوبند کاپیتانی بود. در این حدفاصل او با تیم ملی آلمان نایبقهرمان جامجهانی 2002 و صاحب رتبه سوم جام 2006 شد و هر چند در جام ملتهای اروپای 1996 صرفا «ذخیره» کوپکه بود، اما در قهرمانی درخشان حاصل در آن پیکارها شریک شد. سالها بعد از آن رویداد و 2 سال بعد از بازنشستگی حرفهای کان در مورد شرایط کنونی فوتبال آلمان و دنیا و جامجهانی پیش رو جالب و قابل پیگیری است.
«ینس لمن» رقیب بزرگ ایام بازیگری شما در پایان این فصل بازنشسته میشود و کاری را که شما در سال 2008 انجام دادید با 2 سال تاخیر انجام میدهد. چه احساسی در این مورد دارید؟
فکر میکنم تصمیمی منطقی گرفته باشد. او 40 سال سن دارد. وقتی به این سن نزدیک میشوید و حتی قدری زودتر از آن، پیوسته از خود میپرسید چه زمانی باید کفشها را بیاویزید. بهترین زمان برای این کار وقتی است که سنتان دارد بالا میرود، ولی مردم دائما از فرم شما تعریف میکنند. اگر آن موقع بروید، در ذهن آنها در اوج خواهید ماند.
کوین کورانی بعد از اخراج شدن از اردوی ملی آلمان در اکتبر 2009 (مهر 88) دوباره فراخوانده شده تا یاور هموطنانتان در دور پایانی جام جهانی 2010 باشد. آیا این نوعی تخطی از اصول نیست؟
باید به یواخیم لو (سرمربی تیم ملی آلمان) حق داد. او نمیخواهد هیچ گزینهای را برای تقویت تیم ملی آلمان که در حال حاضر در برخی پستها بالقوه توان لازم را ندارد، از دست بدهد. درست است که کلوزه، پودولسکی، کاکائو، مولر، گومز و کیس لینگ در خدمت تیم ملی هستند، اما بد نبود که کورانی هم از نو امتحان میشد. باید همیشه ترکیبهای موثر و لازم را یافت و از آن سود جست و فقط براساس آخرین آمادگیها اقدام نکرد. زیرا در آن صورت ترکیب تیم ملی در هر ماه حداقل 90 درصد فرق خواهد کرد. با چنین دیدگاهی فراخوانی مجدد کورانی کار درستی بوده است و لابد «لو» راجع به این که برای حفظ احتمالی وی عذر چه کسی را باید بخواهد نیز فکرهای لازم را کرده است.
رنه ادلر که قرار شده بود دروازهبان اول کشورتان در مرحله پایانی جام جهانی پیش رو باشد از ناحیه قفسه سینه به طور جدی صدمه دیده است. تکلیف چیست؟
امیدوارم او به موقع بهبود یابد و یاران خود و یواخیم لو را در آفریقای جنوبی همراهی کند، اما یک بحث دیگر هم داریم. در جام جهانی قبلی رقابت شدید من و لمن سبب شد یورگن کلینزمن (سرمربی وقت ژرمنها) تا یک ماه مانده به شروع مسابقات نفر انتخابی خودش و سنگربان شماره یک تیم ملی را معرفی نکند و این مساله هم روی من و هم روی لمن اثر منفی گذاشت. من با این گونه مسائل مخالفم و ترجیح میدهم در یک کشور، دروازهبان نخست چنان برتر از سایرین باشد که تردیدی به فیکس بودن او وجود نداشته باشد و دروازهبان دوم هم بپذیرد که بجز دلایل و روزهای خاص به ترکیب ثابت راه نخواهد یافت. به عنوان مثال در اسپانیا ایکر کاسیاس همیشه ثابت است و پتر چک نیز همین روند را در کشور زادگاهش ـ چک ـ دارد و در ایتالیا هم این وضعیت را میتوان متوجه جان لوییجی بوفون دید. در کشور ما بعد از بازنشستگی من و کنار کشیدن لمن از دیدارهای ملی در پایان «یورو 2008» فاقد دروازهبانی مقتدر و کاملا برتر از سایرین بودهایم و برابری قوا بین منتخبین محسوس بوده است. امیدوارم چه ادلر و چه جانشین محتمل او (نوئر یا ویسه) شروع خوبی در دور پایانی جامجهانی داشته باشند، زیرا اگر چنین نشود و در یکی از دو بازی اول به لحاظ دروازهبانی دچار بحران شویم، بعدا جمع کردن تیم سختتر خواهد شد. نوع شروع کار دروازهبان ما در این رقابتها و میزان توفیق یا ناکامی او در دیدارهای نخست، سهمی فراوان نه فقط در ترسیم جایگاه وی بلکه سرنوشت تیم ملی در جامجهانی نوزدهم خواهد داشت.
مدت کمی تا آغاز دور نهایی جام جهانی 2010 مانده است. انتظارها و پیشبینیهای شما در این مورد چیست؟
به لحاظ کلی باید بگویم ما باز با مهمترین جشنواره جهانی فوتبال طرف هستیم. مکانی که بهترینهای این ورزش اجتماع میکنند و صحنههایی زیبا و به یادماندنی را بوجود میآورند. در این مسابقات همیشه شگفتیهای زیاد و بزرگی روی میدهد و هیچ تیمی در حاشیه امنیت نیست. هیجان به اوج خود میرسد و زیباییهای فنی نیز به سطح بالایی خواهد رسید. در مورد کشورم نیز باید بگویم آلمان همیشه از مدعیان و تیمهای موفق جام است و از مدعیان قهرمانی به حساب میآید.
آیا حقیقتا برای کشورتان شانس قهرمانی در این دوره هم قائل هستید؟
بله، آلمانیها با روحیه مبارزهجویی و نظم و کارایی تاکتیکیشان میتوانند در هر میدان بزرگی موفق ظاهر شده و پای فینال باشند. آمار و ریز نتایج ادوار اخیر جامهای کلاسیک مثل جامجهانی یا جام ملتهای اروپا همین را میگوید. اسپانیا، برزیل و سپس ایتالیا و انگلیس نیز از بختداران اصلیاند و باید دید آرژانتین و فرانسه در چه شرایطی به آفریقای جنوبی میآیند. در ظاهر شانس اسپانیا و برزیل از همه بالاتر است اما جامجهانی مامن حوادثی بزرگ هستند و همان طور که گفتم اتفاقات آن پرشمار است.
چگونه میتوانید آلمان را با آنها یکسان بدانید؟
تفاوتها زیاد نیست. دیدید که در «یورو 2008» هم با وجود قدرتنمایی چند تیم، فقط اسپانیا حریف ما شد و ما بقیه را بردیم. حسن هموطنان من این است که همیشه در میدانهای بزرگ، آن خصلتهای اضافی مورد نیاز را فراهم میآورند و با همت و جنگندگی و کار گروهی به هدف خود و نقطه اوج میرسند. دلیلی وجود ندارد که دوره جدید این پیکارها متفاوت با این روال باشد. وقتی دور نهایی جام جهانی شروع میشود، فاصلههای قبلی بین مدعیان کاهش مییابد و تیمها همسطح میشوند و بدین خاطر فکر نکنید که اسپانیا و برزیل از ما بسیار بهتر هستند. لااقل در یک دوره جام جهانی چنین نیست.
آلمان اخیرا در مسابقهای دوستانه در خاک خودش به آرژانتین که خود نسبت به گذشته نزول شدیدی داشته است، باخت. آیا این ناقض اظهارات و ادعاهای شما نیست؟
فکر نمیکنم نتیجه چنین دیدار دوستانهای تاثیری بر سرنوشت ما و آنها در جام جهانی یا وضعیت ما در آن میدان داشته باشد. آلمان به دشواری به مرحله نهایی جام جهانی 2002 راه یافت، اما در آنجا فینالیست و نایب قهرمان شد. بنابراین اتفاقات و نتایج قبلی شرط تشخیص نتایج در آوردگاه اصلی نیست.
وقتی دور نهایی جام جهانی شروع میشود فاصلههای قبلی بین مدعیان کاهش مییابد و تیمها همسطح میشوند پس فکر نکنید که اسپانیا و برزیل از ما بسیار بهتر هستند
بهترین دروازهبان کنونی جهان از دیدگاه شما کیست؟
هنوز بوفون ایتالیایی بهترین است. او هم کلاس و کاراییهای مخصوص این پست را دارد و هم بر اثر سالها حضور در میدانهای بزرگ تجربه لازم را کسب کرده است.
نسل جوانتر در تیم ملی آلمان با در بر داشتن مسعود اوزیل، توماس مولر، مارکو مارین، هولگربا داشتوبر و تونی کروس جاافتاده است و هر روز بهتر میشود. آیا این بدان معنا نیست که شانس کشورتان برای فتح جام جهانی 2014، موقعی که این افراد به پختگی بیشتری میرسند، فزونتر از جام پیشرو خواهد بود؟
نظر شما را تایید میکنم. بویژه که فاکتور مهم نسل جدید و رجحان آنها بر نسل قبلی این است که بازیکنان آن فقط دو، سه قابلیت خاص ندارند و هم به کار حمله میپردازند و هم دفاع و وظایفشان به یکی دو مورد ختم نمیشود و چند منظوره هستند. این روزها امکان ندارد به یک بازیکن نسل جدید اجازه بدهند که مثلا فقط در کارهای تهاجمی مشارکت کند و از او میخواهند که 90 دقیقه بجنگد و از هر نظر برای تیمش مفید باشد. در دوره من اوضاع جور دیگری بود.
به افتخارات متعددی در دوران بازیگریتان رسیدید، کدامیک بالاتر و بهتر از دیگری بود؟
کسب عنوان برترین بازیکن جام جهانی 2002 در شرق آسیا از همه بالاتر بود، زیرا معمولا در این جامها یک دروازهبان بهترین شناخته نمیشود و این عنوان را به بازیکنان وسط میدان میدهند. من واقعا بابت شکستن این سنت و تصاحب عنوان فوق احساس غرور میکنم.
منبع: سایت فیفا/ مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: