در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شیردل برای علاقهمندان حرفهای سینمای ایران و دست اندرکاران این حرفه فردی شناخته شده است. شهرت او دو علت دارد؛ دلیل اول پایهگذاری و تاسیس جشنوارهای معتبر و بینالمللی برای سینمای مستند است که چندین سال پیاپی در جزیره کیش برگزار شد و پذیرای مستندسازانی از سراسر دنیا بود. این جشنواره به عنوان یکی از جدیترین رویدادهای سینمای کشور و از تخصصیترین رویدادهای سینمای مستند بود که پس از دورهای توقف و تعطیلی، در برگزاری مجدد هیچگاه نتوانست اعتبار و اهمیت اولیه خود را پیدا کند و بناچار تعطیل شد. اهمیت دیگر شیردل، ساخت مستندهای اجتماعی است که هریک از آنها در تاریخ سینمای ایران جایگاهی والا و ارزنده دارد. «آیینه»، «قلعه»، «ندامتگاه» و «اون شب که بارون اومد»، برخی از آثار وی در عرصه سینمای مستند و فیلم «صبح روز چهارم» تنها اثر داستانی اوست.
مهمترین ویژگی این فیلمها، تصویری است که شیردل از وضعیت جامعه ایران در سالهای پیش از انقلاب ارائه میدهد. او در فیلم «تهران پایتخت ایران است» زندگی مردم در یک محله قدیمی در جنوب شهر تهران را به تصویر میکشد. وقتی معلم مدرسه درباره پادشاه ایران صحبت میکند و به بیان این مساله میپردازد که در ایران چگونه حکومت از پدر به پسر به ارث میرسد، تصاویری از کودکان فقیر را میبینیم و یکباره همه شکوه پادشاهی و حکومتی که درباره آن صحبت میشود، رنگ میبازد. بد نیست بدانید ساختههای این فیلمساز تحصیلکرده در زمان ساخت خود ـ یعنی سالهای پیش از انقلاب ـ امکان نمایش پیدا نکرد.
رضا استادی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: