در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته باید گفت که خانم کلینتون اشتباه کرده است چون به هیچ وجه این موضوع اثبات نشده که ایران در حال تولید تسلیحات هستهای است؛ حقیقتی که در ارزیابی اطلاعات ملی آمریکا در دسامبر 2007 و در تمامی گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر آن تاکید شده است. به علاوه با توجه به اینکه ایران یک امضاکننده معاهده ان.پیتی است، بنابراین از حق غنیسازی اورانیوم برای اهداف صلحآمیز برخوردار است.
این شایعه نیز در محافل مختلفی مطرح است که آیا ایران یکسال تا ساخت یک بمب هستهای فاصله دارد؟ این شایعه تقریبا از سال 1990 هر ساله در واشنگتن مطرح میشود. به نظر میرسد که مطرح کردن هر ساله این سوال با این هدف انجام میشود که ترس از برنامه هستهای ایران در ذهن اکثر مردم ایجاد شود.
به علاوه این ترسی است که تهدید به تبدیل شدن به یک اقدام خشونتآمیز علیه غرب نیز در آن ترسیم میشود. بنابراین اکثر مردمخواهان این میشوند که به ایران حمله شود تا از این برنامه فرضی خطرناک ترسیم شده در ذهنشان جلوگیری به عمل آید.
در جریان این موضوع نیز هستید که مقامات اسرائیلی برای مشورت در مورد برنامه هستهای ایران و درخواست مجدد از دولت آمریکا برای بمباران تاسیسات هستهای ایران به طور مرتب به واشنگتن سفر میکنند. نومحافظهکاران نیز هرگز از صحنه بیرون نبودهاند و در این راستا به آتش این تنش نیز دامن میزنند.
جان بولتون، نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل و یک نومحافظهکار تندرو اخیرا در مقالهای در روزنامه وال استریت ژورنال در 11 فوریه نوشت: «تمرکز اصلی آمریکا باید جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هستهای در مرحله اول باشد. بنابراین از آنجایی که بعید است تحریمهای دولت اوباما به اهدافش برسد، لازم است اکنون اقدام سرنوشتساز و احتمالا نظامی علیه ایران انجام گیرد.»
بنابراین اگرچه جان بولتون و دیگر نومحافظهکاران و جنگطلبان نظامی در اسرائیل و آمریکا نمیتوانند ثابت کنند که ایران در حال ساخت بمب هستهای است، اما آنها میتوانند با خیالپردازی در مورد اینکه نقطه عطفی در مورد برنامه هستهای ایران وجود دارد که این کشور میتواند به سرعت سلاح هستهای بسازد، دائماً این را مطرح میکنند که ایران تهدید محسوب میشود.
«پاتریک کلاسون» معاون مدیر تحقیقات در موسسه سیاست خاور نزدیک و یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه در 10ژوئیه 2008 به مجله «مادر جونز» گفت: «مطمئناً از گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی مشخص است که ایران در مسیر دستیابی به اورانیوم با درصد غنی شده پایین که بتواند در سطح بالا آن را غنیسازی کند، قرار دارد.
آنچه اکثر مردم بر روی آن متمرکزند این است که چه زمانی ایران 600 یا 700 کیلو اورانیوم غنیسازی شده با درصد پایین در اختیار خواهد داشت (که برای ساخت اورانیوم غنیسازی شده با درصد بالا کافی است). اگر همه چیز به خوبی عمل کند، 2ماه زمان کافی است اما اگر مشکلاتی ایجاد شود یک مقدار بیشتر به طول میانجامد.»
در سوم می روزنامه نیویورک تایمز بدون ارائه مدرک و منبع معتبر گزارش داد: گفته میشود ایران هم اکنون بیش از 2100 کیلوگرم (حدود 4600 پوند) اورانیوم غنیسازی شده دارد که برای ساخت بمب اتم کافی است.
این ارزیابیها در صورتی که درست باشند، هر دو ترسناک و مجابکننده خواهند بود، اما این گزارشها اشتباه و کاملا گمراه کننده هستند.
متاسفانه کلاوسون و بولتون و آنهایی که پیشبینیهای مشابه میکنند، هیچ اطلاعاتی از صنعت مهندسی هستهای ندارند. حقیقت این است که ارتباط بسیار ضعیفی میان مقدار اورانیوم غنیسازی شده با درصد پایین ایران و تولید سلاح هستهای وجود دارد. گامها و اقدامات بسیاری وجود دارد که برای ساخت یک بمب اتم باید به اجرا در آید.
برای تبدیل شدن اورانیوم غنیشده با درصد پایین ال.ای. یو به اورانیوم غنیشده با درصد بالا اِچای.یو نه تنها به حجم کافی از اورانیوم غنیشده با درصد پایین نیاز است بلکه باید از ماشینآلاتی که ایران در حال حاضر آنها را در اختیار ندارد، برخوردار بود.
برعکس اعتقاد کلاوسون، ایران هنوز راه طولانی تا رسیدن به این هدف دارد. کیفیت اورانیوم غنی شده درصد پایین نیز موضوعی سوال برانگیز است. به علاوه اینکه براساس تمامی شواهد و نشانهها، ایران نمیتواند در حال حاضر این روند را به طور کامل انجام بدهد. حتی اگر کشور دیگری هم اورانیوم غنیشده درصد پایین و با کیفیت را در اختیار ایران بگذارد، ایران از منابع لازم برای غنیسازی اورانیوم درصد بالا برخوردار نیست. اگر حتی کشوری به ایران اورانیوم غنیشده با درصد بالا را بدهد، ایران از توانایی انجام آزمایش هستهای نیز برخوردار نیست. این موضوع را که ایران در حال ساخت بمب هستهای است رها و از ذهنتان خارج کنید.
با نگاهی دقیق به برنامه هستهای فعلی ایران، نتیجه میگیریم که اقدامات ایران در غنیسازی اورانیوم در مراحل اولیه و مقدماتی قرار دارد، بنابراین عملاً این اقدام ایران تهدیدی به حساب نمیآید. اورانیوم درصد پایین که ایران در اختیار دارد، هیچ مصرفی بجز آشنایی صِرف با روند غنیسازی ندارد و مطمئناً دلیلی برای تهدید خواندن این روند غنیسازی ایران وجود ندارد.
مقامات ارتش آمریکا از جمله رابرت گیتس، وزیر دفاع این کشور قاطعانه مخالفت خود را با حمله نظامی علیه ایران اعلام کردهاند.
آنها به این حقیقت اشاره داشتهاند که حمله نظامی مانع ایران در حرکت رو به جلوی برنامه هستهایاش نمیشود و اقدام متقابل ایران میتواند دههها منطقه را به صحنه جنگ تبدیل کند.
بنابراین یک سوال باقی میماند: چرا این همه فشار سیاسی برای حمله به ایران وجود دارد؟ با توجه به اینکه مشخص است ایران هیچ تهدیدی محسوب نمیشود، آشکار میشود که دلیل این موضوع کاملا یک اقدام سیاسی است.
ایران در جهان کشوری مهم به حساب میآید. هیچ سیاستمدار آمریکایی نیز با تهدید حمله به ایران از حمایتهای عمومیاش کاسته نشده است.
سیاستمداران اسرائیلی نیز میتوانند از مطرح کردن «وجود خطر بالقوه یک ایران هستهای» به عنوان پوششی برای آشفتگیهای سیاسی میان خودشان و اختلاف با دولت اوباما استفاده کنند.
جار و جنجال به راه انداختن موفقیتآمیز در مورد وجود یک دشمن خطرناک خارجی برای اهداف پشت پرده سیاستمداران بسیار مفید به حساب میآید؛ بویژه اینکه ایران (دشمن ساختگی آمریکا و اسرائیل) به هیچوجه خطر محسوب نمیشود.
* ویلیام اُ. بیمن، استاد دانشگاه و دارای کرسی در دپارتمان انسانشناسی دانشگاه مینهسوتاست. وی همچنین رئیس بخش خاورمیانه انجمن امور انسانشناسی در آمریکا و مدیر سابق مطالعات خاورمیانه در دانشگاه براون بوده است.
* دکتر بهراد نخعی یک دانشمند هستهای است. او مدرک دکترا در مهندسی هستهای از دانشگاه تِنِسه دارد. وی هماکنون به عنوان مهندس هستهای فعالیت میکند و پیشتر یک عضو مرکز مطالعات هستهای در ایالت ممفیس و دانشگاه تِنِسه بود. او اخیرا به تهران نیز سفر کرده بود.
ویلیام اُ. بیمن*/ مترجم: دکتر بهراد نخعی*
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: