در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مردم به پناهگاه میرفتند و برای دقایقی گاه طولانی، شهر در سکوتی مهیب فرو میرفت و بعد صدای انفجار میشنیدیم یا خبردار میشدیم که نقطهای از تهران یا فلان شهر، بمباران شده است.اما با همه این ترس و لرزهای بمباران، گوش بزرگترها برای شنیدن آژیر وضعیت سفید تیز میشد و به محض شنیدن خبر وضعیت سفید، همه چیز به شرایط عادی برمیگشت و زندگی بار دیگر ازسرگرفته میشد. مجموعه تلویزیونی وضعیت سفید به کارگردانی حمید نعمتالله هم روایتگر همان دوران است؛ دورانی که به گفته این کارگردان، بخش بزرگی از تاریخ معاصر ایران پس از انقلاب را تشکیل میدهد؛ بخشی که شاید کمتر به آن پرداخته شده است.
این مجموعه تلویزیونی در 40 قسمت به سفارش شبکه3 در حال ساخت است که روایتگر 6 خواهر و برادری است که روابط خوبی با یکدیگر ندارند؛ اما در بمباران تهران مجبور میشوند به باغ پدری خود که بیرون از شهر قرار دارد، پناه ببرند و در مدت اقامت خود با فراز و فرودهای رفتاری نسبت به یکدیگر مواجه میشود و دچار تغییرات رفتاری میشوند. «وضعیت سفید» داستان جذابی دارد که دیدن پشت صحنه آن خالی از لطف نیست، به همین دلیل در یکی از روزهای پایانی نخستین ماه از فصل بهار، برای تهیه گزارش پشت صحنه به باغ پدری این خانواده رفتم تا از نزدیک شاهد فعالیتهای تیم کارگردانی و عوامل وضعیت سفید باشم.
آخرین ایستگاه مترو شاهد، محل قرار من با عوامل پشت صحنه وضعیت سفید بود؛ چراکه لوکیشن بسیار دور بود و باید با راهبلد این مجموعه تلویزیونی به قرارگاه وضعیت سفید میرسیدم. راه درازی را در اتوبان آزادگان پشت سر گذاشتیم و باغها و چراگاههای بسیاری، اطراف بهشتزهرا را دیدم و از کوچه باغهای زیبا و خالی از جمعیت گذر کردم و دست آخر ماشین سواری در انتهای بنبست یک کوچه باغ ایست کرد در کوچک سبزرنگ نیمه بازی توجه مرا جلب کرد. یاد دوران کودکی با کوچه باغهای دربند و کلون درهای قدیمی افتادم، به داخل حیاط رفتم؛ حیاطی که لوکیشن اصلی وضعیت سفید بود.
راهی باریک از میان باغ را طی کردم و به دشت سبز و زیبایی در دل باغ رسیدم، وسایل صدا و دوربین تصویربرداری در جای خود مستقر بودند و عوامل صحنه مشغول آماده کردن فضا برای آغاز فیلمبرداری بودند؛ ساعت از 2 بعدازظهر گذشته بود و تصویربرداری نیمه نخست سکانس گفتگوی بین همایون (داماد)، بهزاد (پسر) و مهناز (عروس) خانواده تمام شده بود و گروه آماده میشدند قسمت پایانی این سکانس را تصویربرداری کنند.
در این صحنه قرار بود چادر زدن بهزاد با بازی علی سلیمانی برای خانوادهاش در وسط باغ و صحبت با همایون به تصویر کشیده شود؛ چراکه به نظر میرسید پسر خانواده به دلیل اختلافهای بین خواهر و برادر از خانه وسط باغ به چادری وسط باغ پناه آورده و همراه با مهتاب با بازی حمیرا ریاضی و دختر کوچک خود در این مکان موقت زندگی میکنند.
چشم چرخاندم تا حمید نعمتالله را پیدا کنم. از اتاقکی بیرون آمد و با رویی گشاده، پذیرای خبرنگار «جامجم» شد و گفت که تا آماده شدن صحنه میتواند درباره مجموعه تلویزیونی وضعیت سفید صحبت کند. این کارگردان خوشفکر سینما که نخستین سریال خود را برای تلویزیون میسازد در ابتدای صحبتهای خود به کم و کیف نگارش فیلمنامه این مجموعه تلویزیونی اشاره کرد و گفت: بعد از فیلم «بوتیک» فیلمنامه وضعیت سفید را با هادی مقدمدوست شروع کردیم و مدت زیادی هم روی آن کار کردیم و قرار بود در همان زمان تولید شود که بنا به دلایلی این اتفاق نیفتاد و من هم دیگر کارهایی مانند «بیپولی» و 3 تلهفیلم با نامهای «ای دوست مرا به خاطر آور»، «بیا از گذشته حرف بزنیم» و «فریدون نگهبان است» را ساختم تا اینکه بار دیگر به «وضعیت سفید» رسیدم. داستان این سریال درباره موشکباران تهران است. زمانی که مردم از تهران فرار میکردند و به حومه شهر پناه میبردند و حالا 6 خواهر و برادر که خانوادهای بزرگ را تشکیل میدهند و اتفاقا میانه خوبی با هم ندارند، به باغ پدری خود میآیند و به اجبار کنار هم زندگی میکنند؛ اما در مدت اقامت خود در این باغ، اتفاقهایی میافتد که روابط آنها را به شکل دیگری نمایان میکند.
روابط آدمها در جنگ شکل دیگری دارد
همه کسانی که سینمای نعمتالله را دیده و میشناسند، تا اندازهای با فضای فکری و نوع کار او آشنا هستند و میدانند که در ژانر سینمای اجتماعی با رنگمایه مسائل خانواده کار میکند و کار در فضای جنگ تا اندازهای از سلایق شخصی نعمتالله دور است؛ این کارگردان درباره این نکته گفت: وضعیت سفید هم دور از کارهای گذشته من نیست، درواقع در این مجموعه تلویزیونی مقوله جنگ به طور خاص مدنظرم نبوده؛ بلکه روابط آدمها و مصیبتهایی که در ایام جنگ به انسان وارد شده، در برنامه کارم بود. به اعتقاد من، جنگ واقعی در میان خود انسانهاست، به همین دلیل در وضعیت سفید جبهه و خط مقدم به شکلی که در سایر مجموعه دیده میشود، در این سریال دیده نمیشود یا بهتر است بگویم کمتر به آن پرداخته شده است؛ اما آدمهای این سریال برای مخاطبان آشنا هستند. همه آنها خاطرات خوش و ناخوش دوران جنگ را در ذهن دارند.»
با این تعاریف، این مجموعه تلویزیونی نوعی اثر تاریخی معاصر محسوب میشود. حمید نعمتالله ضمن تایید این مطلب گفت: همین طور است، با این تفاوت که انجام یک کار تاریخی معاصر که تنها 15 سال از عمر آن گذشته، بسیار سختتر از ساخت یک اثر متعلق به دوران قاجار یا میرزا کوچک جنگلی است؛ چراکه اغلب فیلمها و سریالهای تاریخی متعلق به دوران قاجار یا قبلتر از آن است که دکور و لباس لازم در شهرک سینمایی موجود است و فقط بنابر سلیقه کارگردان، نیاز به بازسازی دارد. پیدا کردن لوکیشن هم آسانتر است؛ اما ساخت مجموعههایی مثل «وضعیت سفید» دشوار است؛ چراکه متعلق به سالهای نزدیک است و مخاطب از نزدیک با آن مواجه بوده است.
صحبتهای کارگردان وضعیت سفید به اینجا که رسید، از او خواستم درباره روند پیشرفت کار توضیح دهد. وی دراینباره گفت: داستان وضعیت سفید ضمن وفاداری به فیلمنامه در اجرا، کاملتر و جذابتر شد و هیچ صحنهای را از دست ندادیم. گمان میکنم اگر با همین روند که روند کندی هم نیست، تصویربرداری ادامه پیدا کند، به نتایج بهتری دست مییابیم. البته تا اینجای کار، سیر معقولی داشتیم و اگر سرعت کار به همین منوال پیش رود، در نهایت اثری درست و پاکیزه تحویل میدهم؛ ولی اگر این روند تغییر کند و بخواهند در زمان فشردهتری کار انجام شود، طبیعا مشکلاتی ایجاد میشود.
سعید بیات، دستیار کارگردان نعمتالله خبر داد که صحنه آماده فیلمبرداری است و نعمتالله هم در پایان صحبتهایش گفت: امیدوارم مسوولان درک کنند و همین شرایطی که تاکنون ایجاد کردهاند را بدون تعجیل ادامه دهند و اگر اینگونه شود، قول میدهم که مخاطب یکی از بهترین سریالهای سالهای اخیر را ببینند و این منوط به کار روی جزئیات است و کار روی جزئیات هم وقت و زمان کافی میخواهد و اگر تحت فشار برای پایان کار قرار بگیریم، دیگر وقتی برای پرداخت به ریزهکاریها نداریم که اگر اینگونه شود آدمهای داستان فقط حرفهای خودشان را میزنند و تمام میشود و در نهایت این تعجیل به کار لطمه میزند؛ البته من هم متوجه هستم که تولیدات تلویزیون محدودیتهای خاص خودش را دارد و هر پروژهای هم محدودیت زمانی برای تولید دارد و من اصلا از یک شرایط باز و بودجه عجیب و غریب حرف نمیزنم؛ بلکه حرف من ایجاد یک وضعیت منطقی و عقلانی برای ساخت یک سریال 40قسمتی است.
یک حس خوب
باد شدیدی میوزد و چادر بهزاد تقریبا علم شده است و مراحل پایانی کار در حال انجام است. همایون از دور نزدیک چادر میشود و با حالتی ناراحتی خطاب به بهزاد میگوید: «ببین خاطرت هست روز اول موقعی که فشفشه روشن کردیم گفتی یه آشنا داری تو کلن بعد گفتی که میخوای برای گذراندن دوره اتوماسیون بری اونجا؟
بهزاد: آره توام میخوای بیای؟
همایون: ببین کلن شهر بزرگی نیست. اکثر ایرانیهای موفق همدیگرو میشناسن و براحتی همو پیدا میکنند.
بهزاد: خوب که چی؟
همایون با حالت تردید و پر از التماس گفت: میخوام شماره تلفن بابامو برام پیدا کنی.
مهناز با شنیدن این درخواست از چادر بیرون میآید و با حالتی پر از حرص و طعنه خطاب به همایون گفت: شماره باباتون براتون مهمه؟
همایون: آره هم دلم براش تنگ شده و هم کارش دارم.
این صحنه با برداشتهای مختلف در نماهای متفاوت بارها تکرار میشود. درواقع آرامش نعمتالله و برداشت صحنههای مختلف از یک سکانس، همان ریزهکاری و پرداخت به جزئیات است که این کارگردان به آن اشاره کرد.
بازی حمیرا ریاضی با لباس مخمل قرمزی که به تن دارد، به پایان میرسد. فرصت را مناسب میبینم و از او درباره چگونگی حضورش در «وضعیت سفید» میپرسم. وی دراینباره گفت: من نقش مهناز یکی از عروسهای خانواده را بازی میکنم و زمانی که متن را خواندم و دانستم کارگردان آقای نعمتالله است، به مجموعه پیوستم. درواقع مهمترین و اولین انگیزهای که باعث شد کار را قبول کنم، وجود کارگردانی خوشفکر است. یکی از ویژگیهای کار این کارگردان، نگاه درست و هنرمندانهای است که به مسائل اطراف خود و بویژه مسائل اجتماعی دارد. به نظرم با کار کردن در این مجموعه، تجربههای خوبی از با گروه حرفهای و همچنین نگاه درست نعمتالله کسب میکنم.
این بازیگر در ادامه صحبتهای خود به زاویه نگاه نعمتالله به روزهای جنگ اشاره کرد و گفت: نعمتالله، نگاه جدیدی به کار دارد. با کارهای کلیشهای که تاکنون نمونههای آن را بسیار دیدهایم، فرق دارد. یکی از ویژگیهای مثبت این کار شخصیتپردازی درست است و این مهمترین بخش برای یک بازیگر است و خوشبختانه در مجموعه بدرستی به آن نگاه شده است. این در حالی است که در اغلب کارهایی که ساخته میشود، نگاه دقیق به شخصیتها وجود ندارد و اغلب فیلمنامهنویسان به جای شخصیت، یک تیپ را معرفی میکنند؛ ولی به اعتقاد من، تیپها نیز میتوانند متنوع باشند؛ اما متاسفانه شاهد هستیم که تیپها هم تکرار میشوند و پرداخت درستی به آن نمیشود؛ اما در وضعیت سفید اینگونه نیست. آدمهای این مجموعه همه عمیق و با شناسنامه هستند و میتوان از ابعاد مختلف به آنها نگاه کرد.
حمیرا ریاضی عنوان وضعیت سفید را عامل دیگری در علاقهمندی خود به بازی در این مجموعه دانست و گفت: وقتی دانستم نام فیلمنامه «وضعیت سفید» است، حس خوبی به من دست داد و احساس کردم باید نقش را بپذیرم. درواقع نوعی پیشداوری از خوب بودن شرایط و انرژی مثبت به من دست داد و این حس خوب در سایر عوامل نیز وجود داشت و مطمئن هستم در مخاطب این سریال هم ایجاد خواهد شد.
نعمتالله:
در این مجموعه تلویزیونی مقوله جنگ به طور خاص مدنظرم نبوده؛ بلکه روابط آدمها و مصیبتهایی که در ایام جنگ به انسان وارد شده، در برنامه کارم بود
از ریاضی خواستم در پایان صحبتهایش به عنوان بازیگر وضعیت سفید از نوع نگاه نعمتالله و هادی مقدمدوست به مقوله جنگ بگوید، وی گفت: به نظرمن این مجموعه تلویزیونی نگاه وسیع و عمیقی به اجتماع دارد و میتوانیم آدمهای متفاوت را در یک خانواده ببینیم و همین مساله باعث جذابیت کار شده است. به اعتقاد من، آدمهای وضعیت سفید مابهازای بیرونی دارند و بسیار درست و واقعبینانه به آنها هم در فیلمنامه و هم در اجرا نگریسته شده است. درواقع همه کاراکترها همان گونه که هستند و باید وجود داشته باشند، به تصویر کشیده شدهاند و بشدت واقعی هستند و آنچه مرا بیش از هر عنوانی جذب کرد، نگاه انسانی به انسان در جنگ گرفتار است.
زرنگ اما مثبت
فرهاد شریفی که بیشتر او را یک کارگردان و تحصیلکرده تئاتر میشناسیم، در این مجموعه نقش همایون را بازی میکند. این بازیگر که در سالهای اخیر بسیار کم کار شده است، درباره حضورش در این مجموعه تلویزیونی گفت: بعد از سال 83 تصمیم گرفتم به هر پیشنهادی جواب مثبت ندهم و سریالهایی را بازی کنم که بدانم نقش پیشنهادی با نقشهای قبلی که بازی کردم، متفاوت است. به همین دلیل آخرین سریالی که بازی کردم «روشنایی شهر» به کارگردانی مسعود کرامتی بود.
وی در ادامه افزود: احساس کردم نقشهایی که بازی میکنم، همه تکراری است و معمولا نقش یک آدم شسته و رفته که یک کاری را به ثمر میرساند، بازی میکنم و این مساله برای خود من به عنوان بازیگر جالب بود، به همین دلیل دوست داشتم نقش درگیر و پیچیدهای را بازی کنم که خوشبختانه این اتفاق با نقش همایون در سریال وضعیت سفید افتاد.
شریفی درباره شخصیت همایون گفت: همایون کاراکتر متفاوتی است و در نگاه اول، منفی به نظر میآید؛ اما منفی نیست. آدم زرنگی است؛ اما به وقت خودش، انسان خوب و مثبتی است. به هر حال همایون آدمی است که مهاجرت کرده و با خودش مشکلاتی را به همراه آورده است. او دنبال پدرش میگردد و دوست دارد شرایط خوبی برای خود فراهم کند. با این تعاریف فضای کار روی همایون را مثبت دیدم، به همین دلیل فکر میکنم وضعیت سفید ارزش این را دارد که پس از
5 سال دوری از بازی بار دیگر درگیر کار شوم و امیدوارم همایون را آنطور که آقای نعمتالله میخواهد اجرا کنم.
در سریال وضعیت سفید، بازیگرانی مانند افسانه بایگان (محترم)، حسن پورشیرازی (بیژن)، ستاره اسکندری (سهیلا)، افسانه چهرآزاد (سیما)، امیرحسین رستمی (فراز)، اسماعیل سلطانیان (بهرام)، علی سلیمانی (بهزاد)، فرهاد شریفی (همایون)، مهنوش شهباززاده (همدم)، امیر کاظمی (شهروز)، سهیلا گلستانی (منیژه)، پوراندخت مهیمن (افتخار)، آشا مهرابی (مهناز)، اصغر نقیزاده (عباس)، یونس کفاشیان (امیر)، سیما خزرآبادی (شهناز) و... ایفای نقش میکنند.
از دیگر عوامل سازنده این سریال میتوان به تصویربردار: مرتضی غفوری، صدابردار: فرشید احمدی، طراح صحنه و لباس: محمدرضا شجاعی، طراح گریم: اعظم بیات، مدیر تولید: سیدابوالقاسم حسینی، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: رضا بختیاری، مدیر تدارکات: محسن مقارهعابد و عکاس: امیررضا شجاعی اشاره کرد.
عقربههای ساعت 6 بعدازظهر را نشان میداد. کار گروه به پایان رسید و آنها یک روز دیگر از روزهای کاری خود را در لوکیشن اصلی وضعیت سفید به پایان رساندند و باید منتظر بود و دید آدمهای این سریال کجای دل و دیده مردم جای میگیرند.
پریسا ساسانی/ جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: