در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او 27 ساله است و در پست مهاجم بازی میکند.
زارع میگوید از وضعیت خود در این فصل بسیار راضی هستم اما انگار اتفاقاتی هم داشته است که وحشتناک بوده است و حتی با جان او بازی کرده است. گازگرفتگی. بله درست شنیدید. من دچار گاز گرفتگی شدم. روز حادثه با سه تا از دوستانم، چند ماه قبل که هوا هنوز سرد بود راههای نفوذ هوا به داخل را بسته بودیم. خواب بودیم. خیلی اتفاقی از خواب بیدار شدم. دیدم اصلا نمیتوانم راه بروم.
چندقدم که رفتم به روی زمین افتادم. باورتان نمیشود نیم ساعت طول کشید تا 3 متر راه بروم. تازه ایستاده هم نتوانستم و سینه خیز رفتم. حالت عجیبی بود، داشت خوابم میبرد. فهمیدم اتفاقی برایم افتاده و سعی میکردم جلوی خودم را بگیرم و خودم را بالای سر دوستانم رساندم.
انگار صحنهها برایش تداعی میشود: وای خدای من چقدر وحشتناک بود از دهان دوستانم کف بیرون میآمد. حالم هر لحظه بدتر میشد تنها کاری که توانستم بکنم این بود که شماره یکی از دوستانم را گرفتم و گفتم کمک. دیگر متوجه چیزی نشدم. تا اینکه چشمانم را در بیمارستان باز کردم. اول فکر کردم مردهام. اما بعد دیدم نفس میکشم. خیلی خوشحال بودم که زنده ماندم.
خب دوستانتان چه اتفاقی برایشان افتاد؟
دوستانم تا چند روز در بیمارستان ماندند. اما خدا را شکر حالشان خوب شد.
بعد از چند روز وقتی کارشناسان برای بررسی موضوع آمدند گفتند نشت اجاق گاز باعث شده تا ما دچار گاز گرفتگی شویم. از آن روز به بعد هر وقت که میخواهم بخوابم و یا از خانه خارج شوم تمام وسایل گازی را چک میکنم. زارع بیشتر خاطرات هولناک دارد. تا شیرین. او میگوید: در یکی از بازیهای این فصل کم مانده بود خونریزی مغزی کنم.
من آنچنان به سمت دروازه رفتم که چیزی نمانده بود سرم با تیرک برخورد کند و.....
آقای زارع خداوند سومی را به خیر بگذراند.
میخندد و میگوید امیدوارم سومی حادثه خوبی باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: