در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه طور میشود در اوج آمادگی، همراه شدن با تیم ملی را از دست داد و این اتفاق را فراموش کرد؟ نام حادثه که میآید، رحمان داوودی از مصدومیتش حرف میزند: «وقتی لیگ تمام شد به اردوی تیم ملی دعوت شدیم. در اردو تمرینات بسیار سخت بود و فشار زیادی روی ما بود. بعد از آن بازیهای مقدماتی جام جهانی برگزار شد و بعد از آن همه بچهها برای چند روز استراحت به خانههایشان رفتند. اما من مجبور بودم به مسابقات ارتشهای جهان در برزیل هم بروم. سفر بسیار سنگینی بود و من زمان برگشت 40 ساعت در راه بودم. فشار بدنی زیادی را تحمل کردم و وقتی دوباره تمرینها را شروع کردیم مینیسک زانویم پاره شد.»
بعد از این اتفاق داوودی مجبور میشود تیمش را ترک کند و به بیمارستان برود: «من به بیمارستان رفتم و زانویم جراحی شد. بچهها هم به ژاپن رفتند و افتخار آفریدند. فکر میکنم تلخترین حادثهای که تاکنون برایم اتفاق افتاده همین باشد. بعد از عمل من 6 ماه از میادین دور بودم و استراحت میکردم و خدا را شکر الان میتوانم بعد از یک مدت طولانی، بازی کنم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: