اما در ذهن من نخستین نکتهای که جرقه زد این بود که آیا روزی فرا میرسد که چنین نمایشگاه بزرگی جمع شود و باغ اردیبهشتی کتاب تهران در چند لوح فشرده خلاصه شود.
امروز وقتی به اطرافمان نگاه میکنیم، انواع کالاها و خدمات الکترونیکی را میبینیم از تجارت و بانکداری الکترونیک گرفته تا وسایل روزمره زندگی که بدون آنها شاید زندگی بسیاری از مردم مختل شود بویژه نسل جدید که بسیار به آن وابسته هستند. پس شاید خیلی دور از ذهن نباشد که این نمایشگاه روزی نه چندان دور در تمام کوچهها و پیادهروهای شهر و در دستان مردی دستفروش تکثیر شود.
اصلا چرا راه دور برویم در همین نمایشگاه کتاب بسیاری از آثار ارجمند ادبیات و تاریخ ما از حافظ و سعدی گرفته تا مفاهیم آموزشی و علمی به صورت دیجیتال و با قیمتی بسیار کمتر از آنچه که برای کتاب میپردازیم، عرضه میشود.
البته این ماجرا اصلا محدود به لوح فشرده هم نمیشود بلکه پایگاهها و سایتهای فراوانی در دنیای مجازی وجود دارند که کتابهای گوناگون را با و بی اجازه مولف و ناشر به راحتی در دسترس مخاطبان قرار میدهند.
و باز هم ماجرا به همین محدود نمیشود بسیاری از کتابهایی که شاید به هر دلیلی نمیتوانند از مجرای ممیزی ارشاد عبور کنند با سرعتی شگفت و اعجابانگیز امروز در کنار خیابانها ترجمه و تکثیر میشوند.
به هر حال باید منتظر نشست و دید که آیا در آینده جهان دیجیتال میتواند بر بوی کاغذ غلبه کند و کتابها در کنار گرامافونها در تاقچهها و پستوها قرار گیرند؟!
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم