اما از آن سو، وقتی هم خانوادهای فقط یک بچه دارد، به سرعت سوالهایی که مردم از روی کنجکاوی میپرسند شروع میشود. اول از همه باید پاسخ این سوال را بدهند که «حالا واقعا یه بچه دیگه نمیخواین؟» و اگر هم جواب منفی است، باید دلایلی بیاورند تا پرسشگران را قانع کنند. عدهای هم که به این راحتیها متقاعد نمیشوند و پرسش در پی پرسش دارند!
تکفرزندی خوب است یا بد؟
جواب افراد مختلف به این سوال متفاوت است. مشخص است که هر تصمیمی در زندگی، هم مزایایی دارد و هم معایبی و این خانواده است که با در نظر گرفتن همه جوانب امر، باید تصمیم نهایی را بگیرد. همه از معایبی نظیر تنهایی کودک، خودخواه بار آمدن او، شاید تاثیر گذاشتن بر مراحل رشد او و دهها مشکل و مساله دیگر اطلاع دارند.
اما نکته مهم نقش والدین در تربیت کودک است. آنها هستند که میتوانند بچه را با ادب و مستقل یا لوس و متکی به خانواده تربیت کنند. همان طور که افرادی علیرغم تنها بودن در خانواده با روحیهای اجتماعی، مستقل و باادب بزرگ شده و برعکس، عدهای دیگر در جمع چندین خواهر و برادر همان قدر لوس و بیادب رشد میکنند.
اما شاید مشکلات مربوط به تکفرزندی در دوران کودکی به پایان نرسد و زندگی کودک را در آینده و حتی پس از ازدواج و در تعامل با همسر و خانواده وی نیز تحت تاثیر قرار دهد.
تکفرزند تا وقتی در خانه پدر و مادرش زندگی میکند نهتنها مشکلی ندارد که در خانه پادشاهی هم میکند، اما پس از ازدواج مشکلات وی آغاز میشود.
برخی از کسانی که خودشان تکفرزند بوده و اکنون دیگر به سنی رسیدهاند که مشکلاتی نظیر نداشتن همبازی آنها را عصبانی و ناراحت نمیکند، مشکلات دیگری را بیان میدارند. شاید افرادی که خواهر یا برادر دارند هیچ وقت به این مسائل به چشم مشکل نگاه نکنند، اما تکفرزندها حتی از نداشتن کسی که بتوانند با هم در سوگ از دست دادن پدر و مادر همراه باشند، گله دارند و احساس کمبود میکنند و پس از فقدان والدین، تنهایی این افراد به قدری است که شاید نتوان به راحتی آن را درک کرد. افرادی هستند که به دلایلی با پدر و مادرشان احساس نزدیک بودن ندارند، اما در مسائل و مشکلات، باز هم به آنها دلگرم هستند و امید دارند، اما وقتی که هیچ کسی را در دنیا نداشته باشید که به نزدیکی خواهر یا برادر باشد شاید متوجه این شرایط تلخ و بد بشوید یا این حس که در زمان ازدواج و در روز عروسی کسی نبوده که همراه شما باشد و به کمکتان بیاید تا سالهای سال با روح شما میستیزد؟
نکته ساده دیگر اما از نظر تک فرزندان مهم این است که فرزندان آنها خاله، عمه، عمو یا دایی ندارند. هرچند شاید فکر کنیم که این مسائل مهم نبوده و اهمیت چندانی ندارد، اما از نظر افرادی که در این شرایط قرار دارند مهم قلمداد شده است.
البته مشکلاتی نیز وجود خواهند داشت که اطرافیان را بیشتر از خود فرد درگیر میکنند. به عنوان مثال وقتی کسی سالیان کودکی و نوجوانی را بدون خواهر یا برادر میگذراند، در بزرگسالی و به طور خاص زمانی که پا به میانسالی میگذارد، اغلب رو به انزوا و تنهایی میآورد که نتیجهاش افسردگی و تنها شدن بیشتر است. این گروه از افراد معمولا اجتماعی نبوده و تنهایی را ترجیح میدهند و بیشتر آنها نمیتوانند با دوستان و آشنایان ارتباط موفقی برقرار کنند.
معمولا افرادی که تنها فرزند خانواده هستند، همین طور که در جامعه نیز مرسوم شده افرادی لوس خوانده میشوند. شاید در مورد برخی از افراد این گروه نیز این شیوه توصیف تا حدی درست نباشد، اما به واقع تصور کنید که فردی در زمان کودکی هر چه خواسته، به دست آورده و هر آنچه امر کرده انجام شده است. پس از ازدواج برای او چه اتفاقی خواهد افتاد؟ او از چه فضای ذهنی وارد چه جوی میشود؟ با اینکه شاید برخی حتی با داشتن خواهر و برادر نیز همین قدر حاکم و امرکننده تربیت شده باشند، اما معمولا این خصوصیت در میان تکفرزندها بیشتر است. فردی که همیشه تصور کرده باید امر کند و دیگران هم باید موظف به اجرا باشند، حالا با کسی روبهرو میشود که همیشه هم به خواستههای او عمل نمیکند یا حداقل آن گونه و در همان ظرف زمانی که او میخواهد رفتار نمیکند. اینجاست که مشکلات زندگی زناشویی آغاز میشود.
در مواردی این تکفرزندها به قدری نامناسب تربیت شدهاند که وقتی به سنی میرسند که متوجه امکان داشتن خواهر یا برادر دیگری میشوند، با صراحت پدر و مادر خود را از داشتن فرزند دوم منع میکنند تا مبادا ارزش و اهمیت خود را در خانواده از دست بدهند یا این که رقیبی پیدا کنند.
در این موارد (که البته در این موارد عدم تربیت صحیح پدر و مادر دلیل اصلی است و نه تکفرزند بودن کودک) این تصمیمگیریها تا جایی پیش میرود که حتی برای داشتن فرزندی دیگر، اول کودک باید نظر بدهد.
البته همیشه استثنا هم وجود دارد و هستند افرادی که علیرغم تنها بودن در خانواده هیچ کدام از این عادات و خصوصیات را ندارند و درست برعکس، همین تنهایی آنها را فردی اجتماعی و مستقل بار آورده است. والدین این گونه افراد، این عادت غلط را ایجاد نکردهاند که هر چه کودک بگوید باید اجرا شود یا هر چه میخواهد باید به دست آورد.
پس مهمترین نکته و حرف اول و آخر، روش و نوع تربیت مادر و پدر است؛ چه در تکفرزندها و چه در سایر موارد.
نیلوفر اسعدی بیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم