نگاهی به ژانر پلیسی در سریال‌های تلویزیون

سریال‌هایی که در این چند سال اخیر از تلویزیون به روی آنتن رفته‌اند یک حسن بزرگ داشته‌اند و یک ایراد بزرگ. حسن بزرگشان این بوده است که خود را با شرایط اجتماعی روز ما وفق داده‌اند. معضلات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی روز ما در این سریال‌ها نمود پیدا کرده‌اند و این اتفاق خوب و خجسته‌ای است.
کد خبر: ۳۲۷۰۷۹

به هر حال تماشاگر امروزی این سریال‌ها باید بداند که امروزه دزدی فقط شکستن قفل یک ماشین و سرقت آن نیست. دزدی و سرقت ابعاد تازه‌ای یافته است. مثلا سرقت اطلاعات از رسانه‌‌ها از نظیر فیلم و عکس‌های خصوصی یکی از این موارد است. سریال‌ها هم خیلی خوب این ضرورت اطلاع‌رسانی را درک و خود را با آنها تطبیق دادند. بخش اعظمی از این اتفاق هم به دوش فیلمنامه‌نویسان تلویزیونی است.

ایراد سریال‌های پلیسی این سال‌ها در آن است که درام و توجه به قواعد ژانر در آنها نادیده گرفته می‌شود. تماشاگر این سریال‌ها به همان اندازه که نیاز به تماشای مسائل روز دارد، به همان اندازه باید یک درام قوی و کم‌نقص را ببیند. متاسفانه تلویزیون از گذشته تا به حال دقیقا برعکس عمل کرده است. یعنی سریال‌های پلیسی سال‌های دور ما از نظر درام قوی و جذاب بوده‌اند (البته نه در حد فیلم‌های شاخص این ژانر در جهان) اما تا حدودی دور از جریانات و وقایع روز. از کارآگاه علوی بگیرید تا شلیک نهایی و خواب و بیدار. سریال‌های پلیسی امروز ما، منطبق هستند با نیاز‌های روز جامعه اما فاقد جذابیت و ساختار مبتنی بر ژانر. حتی در مواقعی این عدم دقت به ساختار دراماتیک اثر، به گونه‌ای است که تماشاگر را ساده‌لوح و کم‌توجه فرض می‌کند.

سریال هوش سیاه یکی از سریال‌های پلیسی این روزهاست که بتازگی پخش آن آغاز شده است و جالب اینجاست که دقیقا همین حسن و ایراد را در خود دارد. مسعود آب‌پرور به همراه فیلمنامه‌نویسش خیلی خوب درک کرده است که مساله سرقت در دنیای امروز، دیگر سرقت از ماشین و منزل و مغازه نیست. دنیای مجازی و ناامن بودن اطلاعات شخصی آدم‌ها و سوء‌استفاده بسیاری از مفسدان و سودجویان یک بحران اجتماعی به وجود آورده است. مساله بلوتوث، اینترنت و راحتی دانلود هر نوع فایلی اعم از سالم و ناسالم، خصوصی و غیرخصوصی و حتی خرید و فروش انواع سی‌دی‌های ‌‌غیرمجاز و مستهجن، یک مساله بسیار جدی است که هر روز اخبار آن را در صفحات حوادث روزنامه‌ها می‌خوانیم. ضمن این‌که موضوع جنگ نرم و جنگ فرهنگی نیز این روزها موضوع روز است. آب‌پرور با درک درستی از این شرایط دست به ساخت این سریال زده است. اما آیا این کافی است؟ آیا این نکته درست نیست که اگر تماشاگر ما سریال را از نظر داستانی و داستان‌گویی در حد و اندازه مطلوبی نبیند اصلا آن را پیگیری نمی‌کند؟ و در چنین حالتی اصلا آن اهداف موجود در فیلم بی‌نتیجه می‌ماند. وقتی بیننده ببیند که شعور او زیر سوال رفته آیا رغبتی به ادامه تماشای سریال پیدا می‌کند؟

قرار نیست زحمات مسعود آب‌پرور زیر سوال برود، هنوز قسمت‌های ابتدایی سریال پخش شده و خیلی زود است که بخواهیم درباره آن قضاوت کنیم. اما در همین قسمت‌های ابتدایی سریال ضعف‌های فیلمنامه و نیز اجرا به چشم می‌آید. به عنوان مثال کافی است سکانس درگیری شخصیت پلیس داستان (با بازی حسین یاری) و همکار خانمش برای ورود به منزل یکی از مظنون‌ها به سرقت فیلم‌های خصوصی را به یاد بیاورید. این‌که چقدر راحت مجرم پیامکی به همدستانش ارسال می‌کند و این‌که اصلا وقتی حکم ورود به خانه‌ای صادر می‌شود، آیا دو مامور- که یکی از آنها زن و دیگری مردی است که دست چپش هم شکسته و آتل‌بندی شده- کافی است؟ بیننده وقتی با چنین صحنه‌ای مواجه می‌شود حس می‌کند فیلمنامه‌نویس برای این‌که خود را به زحمت نیندازد تا صحنه‌ای خلاقانه و جذاب برایش خلق کند، اینقدر ساده یک زن پلیس و یک مرد پلیس دست شکسته را می‌فرستد تا به بهانه همین موضوع، هر اتفاقی را در صحنه توجیه کند. البته در این سریال از این‌جور اتفاقات به نسبت سریال‌هایی نظیر کلانتر کمتر پیش می‌آید و نباید غیرمنصفانه به آن نگاه کرد. به کار بردن اصطلاحات واقعی و دقیق رایانه‌ای و حرفه‌ای و نیز عملیات‌های مخصوص آن قابل تقدیر است و نشان می‌دهد سریال از این بابت تحقیقات مفصلی کرده است.

کلانتر هم یکی دیگر از سریال‌های پلیسی در حال پخش از سیماست. درباره ضعف‌های سریال کلانتر در همین هفته‌نامه «قاب کوچک» هم گفته شده است و نیازی به بازگویی آن نیست. اما این ضعف‌ها در چند قسمت اخیر سریال به اوج خود رسیده است. سریال همان‌طور که گفته شد به معضلات روز اجتماعی می‌پردازد و از این نظر قابل تحسین است. ابعاد دقیق‌تری از جرم‌شناسی ارائه می‌دهد و نسبت به جرایم امروزی نگاه بازتری دارد. اما ضعف‌های فیلمنامه و اجرا غیرقابل انکار است. کافی است قسمتی را به یاد بیاورید که یک خانواده ثروتمند، تمام دار و ندارشان اعم از پول، دلار، طلا و جواهرات را در کشوی لباس‌ها گذاشته‌اند در صورتی که همه می‌دانیم حتی در بسیاری از خانواده‌های طبقه متوسط هم یک گاوصندوق وجود دارد که حتی صد هزار تومان را داخل آن می‌گذارند. این ساده‌انگاری‌ها شعور مخاطب را نادیده می‌گیرد و باید کم‌کم از این سریال‌ها حذف شود. سریال‌های پلیسی تا وقتی به اصول دراماتیک مزین نباشند، همچنان در ارائه محتوای خود هرچند والا و ارزشمند ناتوانند.

حسین گودرزی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها