در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سازندگان مجموعه برای ایفای نقش اصلی آن سون مارتینک را انتخاب کردند؛ کسی که محبوبیت زیادی در بین تماشاگران تلویزیونی آلمان و کشورهای آلمانیزبان داشته و دارد. تهیهکنندگان نقابدار امیدوار بودند با انتخاب مارتینک بتوانند شمار بیشتری ازتماشاگران را جذب برنامه خود کنند. در عمل هم همین اتفاق افتاد. مارتینک که زمان بازی در اولین فصل مجموعه 34 سال داشت. (او متولد سال 1964 جمهوری سابق دموکراتیک آلمان است که پس از فروپاشی دیوار برلین با آلمان غربی، کشور آلمان واحد را تشکیل دادند) یکی از محبوبترین بازیگران تلویزیونی آلمان است که کار بازیگری را از سال 1982 شروع کرد. وی تاکنون در بیش از 57 مجموعه و فیلم تلویزیونی بازی کرده است و هماکنون مجموعهای جدید به نام «نوتروف» را روی آنتن تلویزیون آلمان دارد. پیش از آن وی مجموعه دکتر باغوحش را روی صفحه تلویزیون این کشور داشت که با استقبال بالای تماشاگران روبهرو شد. این استقبال موجب شد تا 39 اپیزود از آن در فاصله سالهای 2006 تا 2010 از تلویزیون پخش شود. مارتینک بتازگی بازی در 2 مجموعه دیگر تلویزیونی را به پایان رسانده که قرار است تا قبل از پایان سال جاری میلادی روی آنتن برود.
این بازیگر در مجموعه نقابدار ـ که 46 اپیزود آن تهیه و پخش شد و نمایش آن تا سال 2001 ادامه پیدا کرد ـ در 2 نقش ظاهر میشود و به نوعی حال و هوایی شبیه ابرقهرمانهای قصههای کمیک استریپی دارد. کاراکتر مارتینک در این مجموعه مکس زیندر نام دارد.
او یکی از ماموران برجسته اداره بینالمللی پلیس است که برای انجام ماموریتهای خود چهره عوض میکند وتبدیل به مرد نقابدار میشود. او در هر قسمت مجموعه با نیروهای جنایتکار و خلافکار مبارزه میکند و همیشه در کنار مردم عادی و محروم است و به دفاع از آنها برمیخیزد. در کنار مارتینک که بازیگر ثابت مجموعه بود، چند بازیگر دیگر هم ـ که بیشتر حکم همکاران و همراهان غیردائمی او را داشتند ـ درتمام قسمتهای مجموعه حاضر بودند. در عین حال تعدادی بازیگر هم مهمان قسمتهای مختلف مجموعه بودند و معمولا فقط در یک یا دو قسمت آن بازی میکردند.
لوکیشن به عنوان شخصیت
سازندگان مجموعه در دوران تصویربرداری آن، میکوشند از لوکیشنهای متعدد و متنوعی برای سکانسهای مختلف استفاده کنند تا به جذابیت تصویری مجموعه افزوده شود. همین کار باعث میشود تا لوکیشنها به صورت یکی از شخصیتهای اصلی مجموعه درآیند. این زیبایی نه تنها توجه تماشاگران خارجی را به جذابیتهای مختلف تصویری شهرهای آلمان جلب میکند، بلکه برای خود تماشاگران آلمانی هم چشمنواز به نظر میرسد. بعد از موفقیت نقابدار در نمایش تلویزیونی آن، بسیاری از تهیهکنندگان تلویزیونی تصمیم گرفتند راه و روش سازندگان این مجموعه را پی بگیرند و هنگام تولید مجموعههای خود، نقش و اهمیت ویژهای به لوکیشنهای متنوع کشور بدهند.
نقابدار، خیلی زود به صورت یکی از پربینندهترین مجموعههای تلویزیونی آلمان درآمد و خود را به صورت رقیبی جدی برای مجموعههای مشابه خارجی مطرح کرد. شمار زیاد آگهیهای تبلیغاتی که هر هفته قبل از شروع این برنامه تلویزیونی روی آنتن میرفت، حکایت از افزایش روبهرشد تعداد تماشاگران آن میکرد. نقابدار خیلی سریع خود را به صورت رقیب مجموعههای موفق خارجی مانند «ماموریت غیرممکن» نشان میدهد و ثابت میکند که هنرمندان تلویزیون آلمان هم با کمی تلاش و کوشش بیشتر میتوانند کارهایی جذاب و تماشایی برای بینندگان خود فراهم کنند.
فیلم از روی مجموعه
در صنعت سینمای آلمان این اتفاق کمتر میافتد که موفقیت کلان یک مجموعه تلویزیونی باعث شود تا فیلمسازان آلمانی نسخه سینمایی آن را نیز تولید کنند. اما این اتفاق برای نقابدار رخ داد. صنعت سینمای آلمان در سال 2005 دست به تولید نسخه سینمایی این مجموعه موفق تلویزیونی زد. گروهی از همکاران مجموعه تلویزیونی در تولید نسخه سینمایی همکاری داشتند، ولی عوامل اصلی آن هنرمندان مستقلی بودند که در کار تولید نسخه تلویزیونی حضور نداشتند. البته نقش مکس زیندر (نقابدار) را در نسخه سینمایی سون مارتینک بازی کرد. کارگردانی فیلم به سباستین ویگ سپرده شد که یک فیلمساز تلویزیونی بود. او این فیلم را براساس فیلمنامهای از تیمو برندت ساخت. حال و هوای فیلم دقیقا شبیه مجموعه تلویزیونی بود و فقط تفاوت اندکی با آن داشت. در قصه نسخه سینمایی هم مکس زیندر با زدن نقاب به چهرهاش به مقابله با عوامل منفی و شرور بینالمللی برمیخیزد. نسخه سینمایی فیلم در شرایطی تولید شد که خود مجموعه تلویزیونی دهه نودی نقابدار نسخه دوباره سازی شده یک محصول کلاسیک آلمانی بود. این نسخه کلاسیک اولین بار در سال 1937 ساخته شد. بعدها سال 1966 هم یک مجموعه تلویزیونی براساس این نسخه کلاسیک تولید شد و روی آنتن رفت. علت دوبارهسازیهای مدام این قصه کلاسیک، محبوبیت آن در بین مردم آلمان است و چنین به نظر میرسد که این محبوبیت به هیچ دوره و زمان خاصی محدود نمیشود.
با وجود این، تماشاگران سینما آن استقبالی را که برای نسخه جدید سینمایی نقابدار پیشبینی میشد، از آن نکردند. منتقدان سینمایی دلایل زیادی را برای این کار برمیشمارند، اما قبل از بحث در این باره، باید درباره شرایط ساخت و تولیدات نسخه صحبت کرد. نسخه سینمایی با هزینهای 8 میلیون یورویی (حدود 10 میلیون دلار) ساخته شد که برای یک فیلم سینمایی در کشور آلمان رقم بالایی به شمار میرود. بخش اصلی هزینه فیلم اختصاص به جلوههای ویژه آن داشت که قرار بود حال و هوای خاصی به صحنههای اکشن وماجراجویانه آن بدهد. تهیهکنندگان فیلم براحتی 8 میلیون یورو را صرف تولید آن کردند، زیرا مطمئن بودند تماشاگران آلمانی با استقبال بالای خود از آن، باعث فروش کلانی برای آن خواهند شد. اگرچه نقابدار فروش خوبی در جدول گیشه سینماهای آلمانی داشت، اما انتظارات سازندگانش را برآورده نکرد حتی برخی تحلیلگران اقتصادی سینما میگویند رقم فروش فیلم، حکم یک شکست تجاری را برای آن دارد.
تیتراژ بدون نام نویسندگان
البته برخی تحلیلها حکایت از آن دارد که قرار نبود هزینه تولید نسخه سینمایی تا این حد بالا برود. در حقیقت مشکلاتی که در کار نگارش فیلمنامه پیش آمد، هزینه تولید فیلم را تا حد پیشبینی نشدهای بالا برد. این فیلمنامه چندبار دوبارهنویسی شد و هر بار، تهیهکنندگان مجبور شدند مبلغ بالایی برای نگارش دوباره فیلمنامه به نویسندگان جدید آن بپردازند. شنیدهها حکایت از آن میکند که تهیهکنندگان فیلم برای هر بار نگارش فیلمنامه، حداقل رقم 250 هزار دلار پرداخت کردهاند. بالاخره فیلمنامهای که تیمو برندت نوشت، مورد قبول و رضایت تهیهکنندگان قرار گرفت و همین فیلمنامه بود که جلوی دوربین رفت. اما نویسندگان قبلی فیلمنامه، در زمان نمایش عمومی فیلم نسبت به عدم ذکر نام خود در تیتراژ فیلم اعتراض کردند. البته خوشبختانه کار به شکایت قانونی و طلب خسارت نرسید! اگر چنین اتفاقی میافتاد، هزینه تولید فیلم باز هم بالاتر میرفت، اما با این همه از فیلمنامه نقابدار به عنوان گرانترین فیلمنامه تاریخ سینمای آلمان تا سال 2005 اسم میبرند.
سازندگان نسخه سینمایی نقابدار امیدوار بودند موفقیت کلان مالی آن در جدول گیشه نمایش، راه را برای تولید قسمتهای بعدی آن فراهم کند و نقابدار را تبدیل به یک مجموعه فیلم موفق سینمایی کند. در دل صنعت سینمای آلمان، همیشه جای خالی یک مجموعه فیلم پرفروش حس میشد؛ ولی نقابدار نتوانست این آرزو را برآورده کند. منتقدان سینمایی برای این عدم موفقیت، چند دلیل را عنوان و مطرح میکنند. اولین نکتهای که آنها روی آن تاکید میکنند، این است که نسخه سینمایی با یک فاصله 4 ساله از زمان پایان پخش مجموعه تولید و روانه پرده سینماها شد. این فاصله چندساله باعث شده بود که تماشاگران سینما یاد و خاطره این مجموعه تلویزیونی را فراموش کنند. در حقیقت میتوان گفت همزمان با نمایش عمومی نقابدار، تماشاگران با فیلمی روبهرو شدند که اطلاع و خاطره زیادی از کاراکتر اصلی آن و ماجراجوییهای اکشن او نداشتند.
دومین دلیل برای عدم موفقیت کلان فیلم، به نوع انتخاب کارگردان آن برمیگردد. به اعتقاد منتقدان سینمایی،کارگردانی یکچنین فیلمی باید به دست یک فیلمساز سرشناس و توانای سینما سپرده میشد تا بتواند یک اثری تماشایی و بدیع ارائه کند؛ اما به جای این کار، یک فیلمساز تلویزیونی برای کارگردانی فیلم انتخاب شد. احتمالا دلیل این انتخاب این بود که تهیهکنندگان آن بر این تصور بودند که نام نقابدار و مارتینک بهتنهایی توانایی جذب صدها هزار تماشاچی را دارد؛ اما این تحلیل و تصور از ریشه غلط بود. تماشاچی روی پرده سینما بدون هیچ واسطه و پسزمینه ذهنی به تماشای خود فیلم به عنوان یک کار مستقل مینشیند و اگر این فیلم بدون جذابیتهای لازم باشد، نسبت به آن موضع منفی نشان میدهد. این دقیقا همان اتفاقی است که برای نسخه سینمایی نقابدار افتاد. منتقدان سینمایی ساخت فیلم را کاملا تلویزیونی ارزیابی کردند و گفتند چیزی بیشتر از مجموعههای مشابه به بینندهاش نمیدهد. پرسشی که منتقدان مطرح میکردند این بود که چرا آنها باید برای دیدن چیزی که میتوانند مجانی از آن استفاده کنند، پول بپردازند؟
عدم استقبال تماشاگران از نقابدار سینمایی در شرایطی بود که خود مارتینک هم حساب ویژهای برای آن باز کرده بود و نسبت به موفقیت آن امید زیادی داشت. او کمی قبل از اکران عمومی فیلم در گفتگویی اظهار کرد: من خودم را یکی از آن آدمهای خوششانس روزگار میدانم. کار تولید نسخه سینمایی نقابدار در شرایط خیلی خوبی انجام گرفت. این نسخه یک کار جذاب و تماشایی از کار درآمده است. همیشه کار فیلمبرداری در شهر برلین را دوست داشتهام. این شهر یک جور خاصی است و به اصطلاح آدم را میگیرد و تحت تاثیر خودش قرار میدهد. تلفیق شهر برلین با قصه نقابدار حال و هوای خاصی به آن داده است. من یک بازیگرم و باید بتوانم نقشهایی را که به من محول میشود به بهترین شکل ممکن بازی کنم. اما دلبستگی خاصی به کاراکتر مکس ویندر دارم. چند سال است که با آن زندگی کردهام و خیلی خوشحالم که حالا سر از پرده سینما درمیآورد. امیدوارم بتوانیم آن را تبدیل به یک مجموعه فیلم سینمایی کنیم.
کیکاووس زیاری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: