تمام چیزهایی که داشت طی برنامه منظمی تا روز آخر به آشنایان و فرزندان داده شد. وقتی او با زندگی خداحافظی کرد، تقریبا همانطوری بود که از مادرزاده شده بود.
هیچ چیز نداشت و کاملا دست خالی بود. من هم میخواهم مثل خواهرم باشم، اما نمیدانم کی اجل میرسد. یکبار بخش زیادی از داراییام را بخشیدم، اما کمی بعد بیماری سختی سراغم آمد که سبب شد بخش دیگر دارایی من هزینه درمانم شود. هنوز دلم میخواهد همه چیز را ببخشم و منتظر مرگ بمانم و بگویم دنیا مال اهلش، ما که رفتیم. اما واقعیت این است که کسی نمیداند کی میرود. به همین خاطر است که ترسو شدهام و میترسم همه چیز را ترک کنم. کاش مثل خواهرم بودم.
درددلهای نوریعاکفی
بانوی 76 ساله اهل تهران
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفت و گو با جام جم آنلاین عنوان شد