در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تکانههای جهانی مشابه تغییرات رخ داده در ساختار طبقاتی زمین که بر طبقات بالاتر تاثیر میگذارند ـ به صورت غافلگیرکنندهای ـ پایههای اجتماعی و صنعتی جامعه را به لرزه در میآورند. این تکانههای جهانی تا 30 سال آینده شامل روندهای جمعیت، شهرنشینی، بیماریها و جهانی شدن، مدیریت منابع، تخریب محیط زیست، یکپارچگی اقتصادی، ترویج دانش، فناوری اطلاعات، بیوتکنولوژی، نانو تکنولوژی و... میشوند.
در رویارویی با این تکانهها، مدیریت راهبردی به عنوان هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیماتی که سازمان را قادر میسازد به هدفهای بلندمدت خود دست یابد و به عبارت دیگر فرآیند اتخاذ تصمیماتی که به توفیق، ادامه حیات یا مرگ موسسه منجر میگردد مطرح میشود. این شاخه از علم مدیریت، سوالاتی را در مورد صنعت آینده میپرسد. سوالاتی مانند اینکه نیروهای تغییردهنده بازارها کدامند، چه مهارتهایی برای رویارویی با این تغییرات نیاز داریم؟ چگونه خودمان را تغییر دهیم تا بتوانیم مهارتهای مورد لزوم را کسب کنیم و...
استفاده از دانش مدیریت از آنجا اهمیت مییاید که در حال حاضر مدیران بازرگانی و حتی سیاستمداران به دنبال کارایی بیشتر همراه با کیفیت بالاتر و هزینههای کمتر هستند. در چنین شرایطی و با توجه به اینکه منابع کمیاب و چالشهای پیچیده بازرگانی و سیاسی نیاز به مدیریت راهبردی را افزایش میدهد، بهکارگیری مدیریت راهبردی مسالهای ممکن ولی دشوار است. چراکه در دنیای تجاری امروز، بیش از هر زمان تنها چیزی که ثابت مانده است همان پدیده تغییر است. بنابراین سازمانهای موفق میباید بتوانند بهطور موثری خود را با تغییرات هماهنگ و سازگار کنند تا بتوانند در دنیای رقابتی امروز دوام بیاورند. به طورکلی سازمانها برای رسیدن به اهداف خود استراتژیهای مختلفی را تدوین و آنها را با توجه به اولویت و اهمیتشان اجرا میکنند؛ تدوین راهبرد اغلب باعث ایجاد مشکل برای برخی مدیران میشود که باتوجه به نوع راهبردها و نقش برخی تواناییهای سازمان (همانند محیط، هماهنگی با اهداف سازمانی، فناوری، نظر ذینفعان و... ) میتوان آنها را اولویتبندی و استراتژیهایی که بیشترین تناسب را با وضعیت و موقعیت سازمان دارند انتخاب و در نهایت عملیاتی کرد.
بهکارگیری این دانش در کشور در لایههای پایینی صنایع همچون صنایع کوچک که ستون فقرات بخش خصوصی را تشکیل میدهند و بیش از 90 درصد بنگاههای جهان و 50 درصد تا 60 درصد اشتغال در این بخش مشغول بهکارند و با وجود اینکه مفهوم شهرکهای صنعتی به عنوان موتور محرک اقتصاد و توسعه شهری از مدتهای مدید مورد توجه برنامهریزان ملی و منطقهای بوده است، بسیار اهمیت دارد. حال با توجه به اینکه بیش از 90 درصد صنایعی که در کشور مشغول بهکار هستند در زمره صنایع کوچک قرارمی گیرند و از طرفی برای ورود به بازارهای گسترده جهانی، لزوم تقویت و کمک به این صنایع هم از بعد کلان (سیاستهای دولت، نهادهای حمایتی از صنایع کوچک و... ) و هم از بعد خرد (سیاستهای داخلی شرکت) موضوعی کاملا ضروری است، تدوین راهبرد و بهکارگیری آن و از آن مهمتر باور به اجرای آن نزد مدیران این بخشها میتواند صنایع ما را تحتتاثیر قرار دهد و طبعا محصولات مارا رقابتی تر نماید و زمینه حضور این محصولات را در بازارهای جهانی فراهم کند. به همین ترتیب در سطحی کلانتر، نهادی که سیاستگذار باشد و هدایت راهبردی تمام این صنایع را در اختیار داشته باشد و بتواند تدوین و انتخاب راهبرد مناسب در این بخش را با توجه به تمام محیط داخلی و خارجی آن محقق سازد، بسیار حائز اهمیت است.
بنابراین اولین گام برای موفقیت سازمان، تدوین چشمانداز و ابلاغ آن به همگان است و موفقیت یک سازمان با داشتن احساس روشنی از راهبرد آن سازمان توسط همه افراد آن محقق میشود. بنابراین تدوین راهبرد نهتنها برای سازمانهای بزرگ، بلکه برای بنگاههای کوچک اقتصادی نیز بسیار مهم و حیاتی به نظر میرسد. همچنین هر سازمان برای دستیابی به عملکرد موفق باید یک چشمانداز تعریف شده، آشکار و مدون داشته باشد، که اهداف سازمانی را مشخص و عملکرد را در جهت دستیابی به اهداف مشترک هدایت کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: