دوستی که پیامک را فرستاده بود، از سینما دوستان مشهدی بود. چند دقیقه بعد طاقت نیاورد و خودش تماس گرفت و با صدایی گرفته گفت: دیروز آمدهاند و در دانشگاه ما برگههای تبلیغاتی نمایش زنده بازی را پخش کردهاند.
او با هیجان از من میپرسید: این وسط تکلیف سالن سینمایی که باید فیلمهای سینمایی روز را اکران کند، چه میشود؟
با شنیدن حرفهایش به فکر فرورفتم. چه انگیزهای باعث میشود که یک سینمادار فوتبال را به سینما ترجیح دهد؟
پاسخ این سوال ساده است. احتمالا در شرایطی که فیلمها نمیتوانند دخل و خرج خودشان را در بیاورند، پخش یک مسابقه فوتبال به نسبت نمایش یک فیلم ، گیشه پررونقتری را برای سینمادار رقم خواهد زد.
اما سوال اساسیتر میتواند این باشد: چرا کلیت سینمای ما به وضعیتی رسیده که با کوچکترین اتفاقی در معرض تهدید و آسیب قرار میگیرد؟
در رشته بحثهای مسوولان و کارشناسان سینمایی، همواره ریشه مشکلات حوزه اکران به مساله کمبود سالن در سطح کشور منتهی میشود. در طول سال، فیلمهای زیادی در سینمای ایران تولید میشوند که نیمی از آنها امکان اکران را پیدا نمیکنند. به دلیل کم بودن تعداد سالنهای کشور، فیلمهایی روی پرده میروند که بیشترشان به لحاظ ژانر و حضور بازیگر یک شکل و یک جور هستند.
به همین خاطر است که اصطلاح تنوع اکران در سینمای ایران چندان معنایی ندارد. خیلی از سالنهای سینما به علت تنگناهای اقتصادی نتوانستهاند به حیاتشان ادامه بدهند. خیلی از آنها جایشان را به پاساژهای شیک و لوکسی دادهاند که در آن اجناس بیکیفیت چینی خرید و فروش میشود.
در این شرایط، وقتی میشنویم همین معدود سالنهای باقیمانده هم از فضایشان استفادههای غیرسینمایی میکنند، حق داریم ناراحت بشویم.
احسان رحیمزاده
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم